با اینکه در طول سال کلی چیز بهشون میدادم(مثلا یکیشون یه کشو پر از چیزای من داره) اونها تلاشی نمیکردن و یجورایی بهم بر خورد؛پس امیدوارم توی مدرسه ی مورد نظرم قبول بشم و دورم رو دوست های خوب پر کنن🌟
در حال حاضر با هم صحبتهای مجازیم(زینب،مهرناز،کوثر) خیلی بیشتر حال میکنم🌹
خـانهای در:هیـچ کجـا
راستی دیروز این رو خریدم(عاشقشم)
بین دوتا مونده بودم با رای اکثریت این رو خریدم همه می گفتن خیلی شبیهته حتی مامانم:))
+قاب عکسه
والله با اینکه تا تهران فاصله ی آنچنانی ای نیست قسمت نشد برم عرفانه رو ببینم..huh....
در عوض داریم میریم میدون توحید تا راتاتا کردن رو یاد بگیریم تا موقع انجام وظیفه به عنوان یک جان فدا بتونم از وطن دفاع کنم🇮🇷
(زر میزنم دبیر دفاعی نمره میده)
روزانه بیش از پنجاه بحث مختلف رو با صد نفر میگذرونم؛نود و هشت نفرش خودمم اون دو نفر هم مامان بابامن✓
هدایت شده از Omlet
دینگ دینگ! سلاااام.
املت و شرقیِ غمگین با تقدیمی اومدن!
این پیام + یک پست از املت و یک پست از شرقیِ غمگین رو فوروارد کن توی چنلت و حتماً توی دوتا چنل عضو باش، تا:
املت پیشبینی کنه کتابخونهی ایدهآل شما چه شکلیه و یه تصویر از اون بهتون تقدیم کنه.
شرقیِ غمگین بهتون یک بیت شعر تقدیم کنه.
تگت رو اینجا برام بذار.
ظرفیت؟ ۳۳ چنل.🌟
هدایت شده از شرقیِ غمگین!
در اتاق تنگ و تاریک
گوشهای را برگزیدم
و نشستهام در انتظار آزادی
در میان این نشستنهای بیهوده
گاه میتوانم از سر بگیرم
تلاش را
امید را
زندگی را
گاه این تلاشها
این امیدها
به یکباره از ذهنم برون میروند
بیآنکه به رفتنشان رضایت بدهم
و منِ تنهایِ غمزده
نمیدانم کجا را باید جستجو کرد
تا بیابم
جوانهای از امید را
نمیدانم چگونه باید زندگی کرد
تا بیابم
روزگار آزادگی را
نذر کردم، قسم خوردم
به آسمان و زمین و خورشید
که گر ز این اندوه برون آیم روزی
به پاس روزهای غمگینم زندگی کنم
دست به دعا میبرم
پروردگار خوب من
به من هم نشان بده
روزهای خوب دنیایت را
#دل_نگاره