فقط اسنیپ بود که با آگاهی تمام از مرگش دوبار خودش رو فدای هری می کنه تا جلوی لرد سیاه رو بگیره.
فقط اسنیپ بود که از دو ور فحش میخورد و تا آخرش نتونست حرفی به کسی بزنه.
فقط اسنیپ بود که وقتی لرد تاریکی برگشت و هری رو کشت، محفل ققنوس رو نگه داشت.
و فقط اسنیپ بود که هیچ وقت با به اتمام رسیدن هشت گانه کسی متوجه کاری کرد نشد.
شاید نفهمید. ولی فقط با خوندن فرزند نفرین شده میفهمید که واقعا توی قسمت هشتم اسنیپ واقعا چی کار میکنه.
به خاطر داستانی که باید مینوشتم سری به لندن زدم.
ایستگاه کینگز کراس و خیابان اسکاتلند یارد.
همان طور است که باید میبود، دست نخورده برای نویسنده ای دیگر.
این بار قرار نیست جادو را به این کوچه بیاورم.
قرار است جادو را از دل این کوچه ها بیرون بکشم.
قم که بودم،
سعی میکردم با زجه های آهنگ متال خودم رو بیدار نگه دارم.
مخصوصا توی اتوبوس.
اولاش خیلی جواب میداد.
ولی الان دیگه میتونم نشنومشون.
البته خیلی خوبه.
هدفون رد گوشت باشه و تو بتونی نشنوی.