و هرچه بیشتر میگذرد بیشتر میفهمم آنقدر عاشق شبم که به وقت رسیدنش از خود بی خود میشوم...
بگرد.
میان صفحات کتاب،
میان نتهای موسیقی،
میان استدلالهای فلسفه،
میان چاشنیهای آشپزی،
میان دقایق فیلمها،
میان خطوط نقاشی.
تمام دنیا را به دنبال خودت بگرد.
در آخر هم دوباره و دوباره بالشتت خیس خواهد شد.
بقیه نوشته هارو نمیزارین؟
یا کسی هنوز ننوشته؟
یا ایتای من باگ دار شده؟
~~~
اتفاقا چندتا متن خفن و جدید داریم که من شرمنده روی همتونم، یکم حوصله، وقت، همه چیز قاطی شده به هم و ناشناسا و چالشا مونده. ولی سعی خودمو میکنم در اولین فرصت میذارمشون🙏
هدایت شده از dog redisue▼・ᴥ・▼
#challenge
✨اگر نویسنده/آرتیست/خالق(!) هستی، به سوالات زیر با توجه به شخصیتی که دوست داری جواب بده.
_چی شد که خلقش کردی؟ الهامت چی بوده؟
_تاریخ تولدش کیه؟ با مطالعه طالعبینی انتخابش کردی؟
_اسمش چطور؟ چی شد که اون اسم رو انتخاب کردی؟
_رنگ مورد علاقهش چیه؟
_بریم سراغ سوالای رندوم. وقتی استرس/اضطراب میگیره، چیکار میکنه؟
_آزادی یا برابری؟ کدومش رو انتخاب میکنه؟
_اگر توی یه جشن شلوغ باشه، چیکار انجام میده؟
_امیدوارم خانوادهش رو زنده گذاشته باشی😔اگر نذاشتی، دلیل اینکه از دستشون داده چیه؟
_آشپزی بلده؟ اگر آشپزیش خوبه، چه غذایی رو بهتر از همه درست میکنه؟
_مسئولیتپذیره یا از مسئولیت فرار میکنه؟
_اهمالکاره و دقیقه نودی یا قانونمداره و همیشه سر وقت؟
_فوبیایی داره؟
_از مرگ میترسه؟ اگر نه، از چی بیشتر از همه میترسه و چرا؟
_خواننده مورد علاقهش کیه؟ چرا انتخابش کرده؟
_بچگیش دوست داشته چیکاره بشه؟ الان به آرزوش رسیده یا هنوز اون آرزو رو داره؟
_نظرش راجع به خوردن هشتپا چیه🐙؟
_صادقانه بگو، اگر واقعاً وجود خارجی داشت، به عنوان پارتنر گزینه خوبی بود؟ خودت انتخابش میکردی؟ چرا؟
_یه رنگ، یه آهنگ و یه حیوون رو انتخاب کن که تو رو یاد اون میاندازن یا وایبش رو میدن.
شماره "۱"
#challenge ✨اگر نویسنده/آرتیست/خالق(!) هستی، به سوالات زیر با توجه به شخصیتی که دوست داری جواب بده.
دمت گرم کسی که فرستادی عید خودتم مبارک
الان با اسپایک میرمش
#challenge
✨اگر نویسنده/آرتیست/خالق(!) هستی، به سوالات زیر با توجه به شخصیتی که دوست داری جواب بده.
_چی شد که خلقش کردی؟ الهامت چی بوده؟
به شخصیت سرکش نیاز داشت مکمل پیتر بشه. الهام نداشت حقیقتا_
_تاریخ تولدش کیه؟ با مطالعه طالعبینی انتخابش کردی؟نه بابا این بچه خیابونیه خودش میخواد کریسمس تولدش باشه تولد نداره که
_اسمش چطور؟ چی شد که اون اسم رو انتخاب کردی؟ راستش اسپایک اسم لاکپشت رافائل تو لاکپشتای نینجا بود همینجوری انتخابش کردم دیدم بهش میاد😂
_رنگ مورد علاقهش چیه؟
مشکی
_بریم سراغ سوالای رندوم. وقتی استرس/اضطراب میگیره، چیکار میکنه؟
با سکهای که کوین داده بازی بازی میکنه
_آزادی یا برابری؟ کدومش رو انتخاب میکنه؟
آزادی
_اگر توی یه جشن شلوغ باشه، چیکار انجام میده؟
میشینه یه جا و هرچی میتونه میخوره
_امیدوارم خانوادهش رو زنده گذاشته باشی😔اگر نذاشتی، دلیل اینکه از دستشون داده چیه؟
بگم اسپویل میشه
_آشپزی بلده؟ اگر آشپزیش خوبه، چه غذایی رو بهتر از همه درست میکنه؟
نه، املت بلده درست کنه فقط😄
_مسئولیتپذیره یا از مسئولیت فرار میکنه؟
تو سیر تکاملیش جفتشم پیش میاد
_اهمالکاره و دقیقه نودی یا قانونمداره و همیشه سر وقت؟
اهمال کار
_فوبیایی داره؟
گیر بیوفته
_از مرگ میترسه؟ اگر نه، از چی بیشتر از همه میترسه و چرا؟
نه، اینکه بقیه رو از دست بده
_خواننده مورد علاقهش کیه؟ چرا انتخابش کرده؟
مایکل جکسون چون شخصیتی که بعدا میاد دوسش داره
_بچگیش دوست داشته چیکاره بشه؟ الان به آرزوش رسیده یا هنوز اون آرزو رو داره؟
وقت آرزو کردن نداشت ولی دوست داشت پولدار بشه. نه نرسید
_نظرش راجع به خوردن هشتپا چیه🐙؟
به نظرش چندش آوره
_صادقانه بگو، اگر واقعاً وجود خارجی داشت، به عنوان پارتنر گزینه خوبی بود؟ خودت انتخابش میکردی؟ چرا؟
آره فکر کنم. چون خیلی مهربونه، چون سختی کشیده و برای عزیزاش ارزش قائله
_یه رنگ، یه آهنگ و یه حیوون رو انتخاب کن که تو رو یاد اون میاندازن یا وایبش رو میدن. رنگ مشکی، آهنگ Believer, حیوون راکون_
هدایت شده از Unlucky Clown Circus📸
🦔 👈🏽chanel
خب آقا حوصلم سر رفته بیاید تقدیمی و از این داستانا(فقط بار اولمه و ممکنه کم و کاستی داشته باشه به بزرگی خودتون ببخشید)
عرضم به حضورتون که شما این پیام رو فور میزنید تو چنلاتون و تگتون رو به ایدی بنده میفرستید و منم ی کارکتر استرنجر تینگز که وایبتون رو میده به همراه استایلی که بهتون میخوره رو میدم ، دوستانی که چنل ندارید ایدی بدید ¡🦔
اینم من 👈🏽 : @stpart
هدایت شده از ☆بیت آزاد در مثلث برمودا☆
سه سال پیش،اوایل پاییز، و یک غروب سرد.
همه و همه از مردی شروع شد که با پسر کوچکش در پارک میدوید. زنش گوشهای نشسته بود، و به لبخند های شیرین پسرش نگاه میکرد. یک تکه نان هم دستش بود، پسرش هر از گاهی میآمد تا گازی به آن بزند و بعد برود. پسر سوار تاب بود.
مرد کاملا یادش میآمد،پسرش سوار تاب بود. آواز میخواند. یک سری نوا های نامفهوم. هر از گاهی غر میزد که مرد تند تر هلش دهد، اما در کل فقط آهنگ میخواند.
مرد کاملا یادش میآمد، پسر به او یک ابر نشان داد. بزرگ و دایره وار. پسر میگفت شبیه یک توپ است و مرد هم به حرفش گوش میداد. تاب قرمز بود،نه؟ قرمزی که در همان روز آن دو را بلعید.
برخی چیز ها راحت از دست میروند. حتی اگر گاهی حواست به همسرت نباشد که آن گوشه نشسته، میتوانی از دستش بدهی.
چون کسی که تا به حال در عمرت ندیدهای با یک تفنگ به آن شلیک میکند.
و تفنگ سریع تر از آن است که بتوانی جلویش را بگیری، و مرگ کند تر از آن است که بتوانی از یاد ببری.
اما قاتل را چرا.
و یک قاتل هم در صحنه بود، که احمق تر از آن بود که فرار کند و برود. یک قاتل که خودش از ترس از هوش رفت.
شاید هم تقصیر آسفالت کف خیابان بود که آنقدر سفت بود.
میتوانی به تمام زمین و زمان گیر بدهی، اما از یادش میبری؟
نه.
به مرد گفتند قاتل سرش محکم تر از آن چه فکر کنی به زمین خورده. میگفتند دیگر اصلا یادش نیست چه کرده.
و مرد دلتنگ تر از آن بود که باور کند. دوست داشت بفهمد چه شده.
و اینگونه بود که پایش به آن زندان باز شد.
هر شب از لای میله ها زندانیان را دید میزد که شاید قاتل را ببیند. چند بار خواسته بود بفهمد کدامشان آن کسیست که زندگیاش را نابود کرده. اما همیشه این قانون بود که
"نباید مجرما رو بشناسی."
این قانون فقط برای مرد بود، چون میترسیدند قاتل را بشناسد و بلایی سرش بیاورد.
نا آگاه از اینکه قاتل بلایی سر مرد آورد و بعد فرار کرد.
برخی زندانیان هنوز میگویند که شب ها حس میکنند کسی آنها را میپاید. با صدای خش خش. با صدای گریه. سایهاش روی دیوار می افتد اما هیچ کدام کسی را نمیبیند. میگویند که نمیدانند دنبال چه میگردد.
شاید به دنبال قاتل همسرش.
شماره "۱"
سه سال پیش،اوایل پاییز، و یک غروب سرد. همه و همه از مردی شروع شد که با پسر کوچکش در پارک میدوید. زنش
382.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باور کن اول اشک تو چشامجمع شد بعد موهام سیخ شد وای
مرسی که شرکت کردیی
https://eitaa.com/dragonbook/15201
سلام ویدار میشه چیزی که نوشتمو بخونی نظر بدی هیچکس هیچی نمیگه نکنه گند زدم ؟
#سباستینمککویین
~~~
سلاامم راستش چندتا متن عقبم در اولین فرصت میخونم ولی مطمئنم که گند نزدی این حرفا چیههه
الانم بیا چالش من شرکت کنن
https://eitaa.com/Nummer_ett/12860
پیامم رو نزار تو کانال ....م
~~~
وایی جدییی؟ خیلی قشنگ بوداا اصلا خجالت نکشش