eitaa logo
شماره "۱"
350 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
176 ویدیو
16 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098 اگر باد نبود، بسوزونید🔥: https://daregooshy.ir/secret/9412477
مشاهده در ایتا
دانلود
هوس کردم چیزمیز فانتزی بنویسم و عکسای هیچکس هم که خوراک این کارن مهم نیست چقدر لی معنی و چرت باشه باید بخونید و نظر هم بدیددد😬😬
آنها می‌پرسند جادو چیست، آیا نباید بهشان خندید؟ آیا ما حق نداریم آن‌ها را مورد تمسخر قرار دهیم؟ جادو ماییم. جادو خونی‌ست که در رگ‌های ما می‌خروشد، جادو هر تپشی‌ست که قلب‌ما فریادش می‌زند. جادو ما هستیم، عشقمان، اشک‌مان، و رنج‌هایمان. امیدی که ناامید نمی‌شود، عمری که می‌سوزد و دردی که تقاضای چشیده شدن دارد. جادو از ما شروع می‌شود و با ما به پایان می‌رسد، جادو بر ما سر تعظیم فرود می‌آورد و ما را پرستد. ما خود جادو هستیم، ما ارباب جادو هستیم.
_اودیسئوس را می‌شناسی؟ +چیزهایی از او شنیده‌ام، می‌دانم قهرمان است، می‌دانم سفر طول و درازی داشته و بر ایتاکا حکومت می‌کند. چطور؟ _احساس می‌کنم دارم شبیه او می‌شوم. +یک قهرمان؟ _نه، یک هیولا.
دل‌شکستگی از آبا و اجدادمان به ما رسیده است. این داستان امروز و دیروز نیست، هزاران سال است که ما عشق را نفرین می‌دانیم و از چشمانشمان غم تراوش می‌شود. از هنگامی که ایسیوس جوان، برای نجات معشوقش به همراه اژدهایش، به نبرد دشمن رفت و دلاورانه و تنها جنگید، این چنین است. از وقتی که او دیر رسید، و سرزمین و معشوقش را با هم از دست داد این‌گونه است، از وقتی که به قلبش نیزه خورد اما دریافت که دیگر قلبی برایش نمانده که بخواهد از تپش بایستد، ما عشق را نفرین و درد را همچو آب، مایه‌ی حیات می‌دانیم.
افسانه‌ها داستان نیستند، تخیل یا واقعیت نیز نیستند. آن‌ها قصه‌های قبل خواب یا شایعه‌ها و خرافات گذشتگان نیستند. افسانه‌ها و اساطیر، درختانی هستند که ریشه‌شان در خاک واقعیت فرو رفته، اما شاخه‌هایشان زیر نور خورشید تخیل و داستان رخ نمایی می‌کنند. و میوه‌شان؟ میوه‌شان ترکیبی از این‌ دو است.
می‌نوشم، فانتزی‌ها و افسانه‌ها و داستان‌ها را همچو نوشیدنی خنکی در کویر تشنگی‌ام می‌‌نوشم. من ستاره‌ای هستم که از کودکی به بعد سیاهچاله شد و نورش به تاریکی رفت، اما این داستان‌ها هستند که جرقه‌ی کوچکی در من پدید می‌آورند، من آنها را نفس می‌کشم تا به طور کامل خموش نگردم و مانند ققنوس خسته‌ای که هیچگاه دیگر دوباره زاده نشد، خاکستر نشوم.
هدایت شده از Daily Wizards📜
(فهمیدم چرا ابر های صورتی منو یاد ویدار میندازن. به ترکیب رنگ این گیف ویداری نگاه کنین؛))
هدایت شده از Daily Wizards📜
ایگی هم خورشیده---✨😭☀️