https://eitaa.com/Nummer_ett/17280
من با این پارت گریه کردم و اینکه من برای یه داستان بغض کنم یا خیلییی ناراحت بشم زیاد پیش میاد ولی اینکه واقعا اشک بریزم اتفاق کمیابیه
وای واقعا قلبم رو لمس کرد این پارت😭
و بعدش وقتی که اسپایک گفت میمونه انقدرررر خوشحاللللل شدم که در پوست خودم نمیگنجممم
ترآنه
~~~
خوشحالم که اینجوریه😭😭😭💔
پسمسپ
https://eitaa.com/Nummer_ett/17296
واییییییی دقیقاااا دقیقا همینجوریه که تصورش میکردممممم واییییی چقدر نازهههههه واییی😭😭
ترآنه
پ.ن شارلوت اینو میدید و میگفت مثل برادرمه؟؟؟؟؟؟
~~~
😭😭😭🤏🤏
جررر وای🤣🤣💔
واییییییییییی لوگان و فردی هم دقیقااا همونجورین که فکر میکردممممم واییییی😭😭 واییی چقدر عالیه😭
ترآنه
~~~
پینسپکسپسنسپ خیلی خوشحالممم
https://eitaa.com/Nummer_ett/17319
احتمالا اسپویل داس مرگ
این خیلی ناز و غمگین بود و منو یاد روئن انداخت که سعی داشت با کشتن دارای بد دنیا رو بهتر کنه ولی فارادی بهش میگفت کارش فایده نداره و یه نوع غمی تپش بود انگار که اشتباهی توی رنگ گواش سفیدت قلموی مشکی کردی
ترآنه
~~~
وای آره😭😭💔
https://eitaa.com/Nummer_ett/17332
آره ایولللللللللل.
https://eitaa.com/Nummer_ett/17333
آفرین دقیقا. داشتم رنگ موهای پیتر رو توصیف میکردم. نابینایی که داشتم خطاب بهش صحبت میکردم هم نائومی بود. «آن فردی که رفت» هم اسپایکه.
#هستی
پ.ن: خیلی ذوق داشتم که بخونیش. خوب بود؟
~~~
چسمشپنسچشمشچ حدس میزدممم
آرهههه عالی بوددد خیلی خوشحاام که انقدر عمیق درکشون کردی😭🫂