شماره "۱"
در کل کلی آدم آشنا دیدم و شاد شدم، درسته هیچکدوم یه ذره هم همسنم نبودن ولی این که نمیشه دلیل
++++
من چندبار تو میدون مسئول بچههای کوچیک شدم واسه رنگ آمیزی،
راه میرفتم بینشون بهشون مداد رنگی میدادممم در عین ابنکه داشتم دیوونه میشدم انقدر خاله صدام کردن خیلی خوش میگذشتت
شماره "۱"
اها و آقای اکبری عبدی هم فوت کرد، خدا بیامرزه ناراحت شودوم
وای آره
من همین یه ساعت پیش فهمیدم
خیلی مرد شیرین و بامزهای بودن
یکی از شاهکارهای هنری
واقعا ناراحت شدم🥀