الان فهمیدم تولد خالهم بوده
صبح مامانم به مه گفته و همه بهش تبریک گفتن جز من
انگار غریبهم همه همه چیزو خبر دارن جز من
این راجب همهستا نه فقط مامانم
الان همه تبریک گفتن من تازه فهمیدم خودم یادم نمیمونه معمولا بهم میگن تبریک میگم
هیچی
اخرشم من میشم کسی که بیشعور و گوشه گیره و آداب اجتماعی بلد نیست🤝
ببخشید دلم پر بود باید خالی میکردم یه جا
شماره "۱"
من سر تیمو:
سر همه چیز همینهها
هرجا میریم من اخرین نفر میفهمم
نصف خبرا رو به من نمیدن
بعد اینطورین که وایی نمیدونی هاها
شماره "۱"
میدونم کی تولده ها ولی روزش که میشه از سرم می پره هیچکسم بهم نمیگهه
خب دور و برم آدم زیادههه
کلی فک و فامیل هست یادم میره خب
تولد تورم هی قاطی میکنم
تنها کسلیی که بلد مامان و بابام و خواهرمن
خب بگید
چی میشه