شماره "۱"
انگار همین دیروز بود. شایدم واقعا دیروز بود که با ایگی تصمیم گرفتیم تین ولف ببینیم، من اهل سریال نیستم، اهل خشونت و خونریزیم نیستم، همش اینجوری بودم که عمرا بتونم ببینم، چندشم میشه، چمیدونم جا ندارم، نت از کجا بیارم، زیاده، ولی گشت و گشت و قسمت اول دانلود شد.
باگ داشت و مجبور شدم بدون زیرنویس ببینم، جدی داشتم قیدشو میزدم، گفتم ایگی میبینه دیگه میخوام چیکار.
ولی بی خیال نشدم، به هر دری زدم و هر کاری کردم، از مایکت و آپتیوی رو گشتم، نت شبانه گرفتم و حتی اشتراک گپ فیلم خریدم. با تیمو در به در اپارات و آموزشهاش شدیم، دست به دامن اپارات بوی و خلاصه تیمو کمکم کرد و در آخر موفق شدم. خیلی خواستم بی خیال بشم ولی الان اینجام، صد قسمت و شیش فصل دیدم و الان تابستونمو با یه شاهکار گذروندم.
تین ولف رو مدیون آدریام، مدیون ایگی و تیمو.
و هنوز باورم نمیشه ریسک کردم و انجامش دادم.
شماره "۱"
به بیکن هیلز خوش اومدی، ماههای کامل اینجا بوی خون و صدای زوزه میدن، هر کسی از دوست دخترت گرفته تا معلمت میتونه یه موجود فراطبیعی باشه.
اینجا میتونی دنبال یه جسد تو جنگل بگردی و یهو گرگینه بشی، اینجا مردهها زنده میشن و زندهها به وقت مرگشون میگن "اشکالی نداره"
ما درد رو از بدن عزیزانمون بیرون میکشیم، ما روی دیوار و خاک نشان پک و انتقام به جا میذاریم، ما عشقهامون رو به خاک میسپاریم و خانوادهمون رو میبینیم که زنده زنده میسوزند.
مهم نیست چقدر شکست بخوریم، مهم نیست ازمون متنفر باشن ما هر بار از جامون بلند میشیم و نجاتشون میدیم، نمیکشیمشون، نجاتشون میدیم. چشمامون رنگی میشن، قرمز و آبی و زرد. آبی به رنگ بتا، آبی به رنگ قتل بی گناه.
بذار ببندمت به درخت مردم اینجا باورشون نمیشه یه خرس بهشون حمله کرده نه یه گرگینه دو متری، صداها رو میشنوی؟ باید بشنوی زهر کنیما فلج میکنه کر که نمیکنتت، شاید هم با صدای جیغ بانشی یا فریاد هل هاوند اشتباه بگیریش ولی اشکال نداره آخه اینجا بیکن هیلزه.
بیمارستان هر چند وقت یه بار برقش باید روشن و خاموش بشه، هر بازی لاکراسی داخل شب آخرش با خون و قتل همراهه، همیشه یه خائن هست و همیشه کسی که انتظارش رو نداری کمکت میکنه.
حواست به کسانی که میبوسی باشه، اونا میتونن قربانی کنن، اونا میتونن زوزه بکشن، اونا میتونن مرگ پیشبینی کنن.
فکر میکنی فراموش نمیکنی، خیال میکنی میتونی برنده بشی. ولی ما یه پک داریم، اسم آلفامون اسکات مککال عه و اون آلفای حقیقیه، پک یعنی اعتماد، راستشو بگو میشه بهت اعتماد کرد؟
اینجا بیکن هیلزه، آرجنتها شکار میکنن، هیلها محافظت. اینجا بیکن هیلزه، یک هیل شکار کرد یک آرجنت حفاظت. پک آلفاها دارن میان، اسم آلفاشون پسر پرومتئوسه، اینجا بیکن هیلزه کی داره باکرهها رو قربانی میکنه؟
هی میدونی خوابی یا بیدار؟ یادت نره انگشتهات رو بشمری، آخه نیکوکار به یتیمها پول میده تا گرگینه بکشن، ببین چقدر تو لیست میارزی! بیا این کتاب ترسناک رو بخونیم داخلش دکتران وحشت دارن یه هیولا آزاد میکنن.
استایلز رو فراموش نکن، خاطرات رو به یاد بیار، ما ازتون محافظت میکنیم ما تمام تلاشمون رو میکنیم تا آسیبی بهتون نرسه، حتی اگه ازمون متنفر باشید. این یه جنگه و اینجا بیکن هیلزه.
فراموش نکن، مهم نیست قبلا چیکار کردی، مهم نیست کی بودی یا حالا چی هستی، چشمات چه رنگیه یا چقدر آدم کشتی، تو هیولا نیستی.
تو یه گرگینهای.
مثل من.
رفیق اینجا بیکن هیلزه!
#Letter_library