هدایت شده از شماره "۱"
من با قلم شکستهام مینویسم
قلم شکستهام بینظیر نیست و ترکهایی رویش دارد، مثل قلب من
قلمم را استاد ماهری نساخته. فقط یک قلم معمولیست که دوستش دارم
قلمم گاهی جوهر پس میدهد و کاغذ را خراب میکند. مثل من! من هم اشتباه میکنم
قلمم گاهی انقدر مینویسد و مینویسد که جوهرش ته میکشد، مثل من که انقدر مینویسم تا افکار را از ذهن آشفتهام روی کاغذ بریزم و تمام شوند.
قلمم نویسنده ماهری نیست ولی بد هم نمینویسد. قلمم گاهی میرود سراغ کارهایی که خیلی در آنها ماهر نیست، گاهی طراحی و گاهی نوشتن اعداد و... مثل من که از شاخهای به شاخهی دیگر پریدن و سر در آوردن از همه چیز را دوست دارم.
اگر من درخت کهنسالی باشم، قلمم از جنس من خواهد بود، از چوب من، از جنس افکار من، از جنس من...
قلمم هدیه سختترین نقد کنندگان من است، که هیچ گاه مرا نقد نکردند! فقط مشوقم بودند و این قلم هدیهای از آنهاست. هدیهای از طرف همنشینان شگفتانگیزم که مرا بیشتر از خانوادهام شناختهاند.
قلمم سعی دارد بهترین باشد و این گاهی باعث میشود از تلاش و خستگی و نتوانستن، دیگر ننویسد بازهم مثل من!
قلمم، من است و من، قلمم...
نوشته شده توسط قلم شکسته ایگدراسیل
#yggdrasil
شماره "۱"
آخ آخ هیزل و جکسون از اینجا فحش شد پاپادوپلوسا
بعدا پیامای سمشو از ایستگاه میارم
عرررر رسیدیم به جایی که گریس معرفی کردم
معتاد شده بودید بعد من خودمم باز درگیر بودم🤣
شماره "۱"
آره این بار آواتار نجاتم داد
این بار د اوت سایدرز نجاتم داد.
پونیبوی و جانی،
دالی و استیو و توبیت،
سودا و دری.
جوری خوندم که ماهها بود نخونده بودم، جوری تصور کردم که صدای آهنگ که خیلیم زیاد بود محو شد و فقط صدای پونیبوی بود، جوری تصور کردم که صدای دعوای پدر و مادر جانی را شنیدم،
جوری نجات پیدا کردم که پونی بوی از دست سوشیها نجات پیدا کرد.
شماره "۱"
No.43 مسجد، خانم ف، معجزه، رک، حس خوب، خنده، "از این یاد بگیرید"، خط قرمز، درک کردن، مشاوره کانال، م
No.44
روز مزخرف، هلفایر، د اوت سایدرز، تیمو، دالاس، تصمیم، دعوا، تروی، نوجوونی.
شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
"شب بخیر ارواح و گریسرها"