https://eitaa.com/whatthehell_16/788
متوجه میشم؟ مثل که یادت رفته من کیم
من ویدارم، همونپسر با موهای لخت و سیاه، همونکه اومد تا آنا رو عذاب وجدان نجات بده
من متوجه نمیشم مرد
من با گوشت و پوستم حس میکنم
شماره "۱"
https://eitaa.com/whatthehell_16/788 متوجه میشم؟ مثل که یادت رفته من کیم من ویدارم، همونپسر با موها
فردریک کاش میشد کاری کنم بفهمی باهام چیکار کردی
فردریک کاش میشد نشونت بدم شهر خرس برام چه جایگاهی داره
https://eitaa.com/whatthehell_16/790
استایلز
من یه شب کتاب رو باز کردم و یه سری جمله عادی رو خوندم
و جوری زار زدم که فکر کردم دیوونه شدم
هر بار میخونم آرزو میکنم اتفاقای بد نیوفتن
نمیتونم توضیح بدم چی میشه ولی دیوونگی برای من یکی سر این کتاب معنایی نداره
وقتی کتابای دیگه رو ری رید میکنم یا تیکه تیکه میخ نم حس خوبی بهم دست میده، حس نوستالژی و ملاقات با دوستای قدیمی
ولی این مجموعه؟ حس میکنم یکی پاشومیذاره و تیکههای شکسته قلبم رو له تر و له تر میکنه
نمیدونم چی میشه که اینجوری میشه، نمیدونم
هیچکس نمیدونم اینجا رو چک میکنی و پیاما رو میخونی یا نه
ولی خیلی وقته تو ذهنمه و باید بگم، اول اینکه فکر نکنی حالا که کم پیدایی ما فراموشت کردیما
دوم اینکه استایلز منو یاد تو میندازه
مخصوصا وقتی شهر خرس میخونه
زود برگرد مرد
شماره "۱"
No.45 گرما، کتابخونه، فمیلی نایت وحشتناک، تیمو، ایگی، حسای نوجوونی (لعنت بهشون)، فیلم، کتاببب، د اوت
No.46
مسجد، رو به رو شدن با گندها، دعوا و دعوا و دعوا، مدیاااسپشنشپ، رول و داریوس🤏، شهر خرس و فردریک، هلفایر و تقدیمیش، کمیک، باشگاه، ستاره شدن، ران بوی ران، کینهای🗣، باااباااا باریکلااا، گیوتین.
---
No. ???
Yggdrasil
تمیزکاری، ویترای، رول و رایان و وول خوردن، شیپ و کینه کلاغی، مدیااااااا، چوپون دو، کلاس زبان، پاراگراف دم آخری، فیلم دیدن، ایستگاه و قدیما، انتظار جهت اومدن دوستان رولللل
شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
"شب بخیر ارواح و اهالی بیورن استاد"
شماره "۱"
https://eitaa.com/whatthehell_16/790 استایلز من یه شب کتاب رو باز کردم و یه سری جمله عادی رو خوندم و
ببخشید نباید به آخریا بخندم