eitaa logo
_نوارکاسِت
1.3هزار دنبال‌کننده
679 عکس
100 ویدیو
10 فایل
_ وقف امام حسین (ع) _ چیزهایی که باید بشنوید ؛ @vocal_document https://daigo.ir/secret/618123983 ناشناس‌ها توی لینک پاسخ داده میشه،چک کنید * کپی نوشته‌ها شرعا حلال نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
_نوارکاسِت
برایش فتح خیبر مثل تفریحی در اوقات است دلِ مسکین به دست آوردنش فتح‌الفتوحات است!
۲۶ بهمن ۱۴۰۱
_نوارکاسِت
میگن اگر امام رضا رو قسم بدی به جوادشون حاجت گرفتن رد خور نداره! آقای امام رضا ! یه یمن قدوم مبارک
فَأْذَنْ لِی یا مَوْلای فِی الدُّخُولِ، أَفْضَلَ مَا أَذِنْتَ لِأَحَدٍ مِنْ أَوْلِیائِک، فَإِنْ لَمْ أَکنْ أَهْلا لِذَلِک، فَأَنْتَ أَهْلٌ لِذَلِک .. (:
۲۶ بهمن ۱۴۰۱
حرم امام رضا و نم‌نم بارون اونم درست شب شهادت پدرشون ، چی بهتر از این آخه ؟ :))))))
۲۶ بهمن ۱۴۰۱
مرحمت میکنید برای یکی از اساتیدم یک فاتحه بخونید ؟
۲۷ بهمن ۱۴۰۱
نشسته‌ام وسط صحن پیامبر اعظم، دانه‌های تسبیح را آرام آرام رد میکنم.خانوم‌ها با چادرهای رنگی‌رنگی صفوف نماز را پر کرده اند ، بعید نیست این همان‌ ''والصافات‌صفا'' باشد. از سرمای‌ هوا دستانم یخ کرده و هر چند دقیقه یک بار آستینِ لباس کاموایی سفیدم را با زور روی انگشتانم میکشم. زمین خیس است. خیسِ خیس! دو روز تمام است باران میبارد، اینجا کسی از چتر استفاده نمیکند. اینجا انگار همه دلشان میخواهد بشوند شبیه موش آب کشیده. شاید فکر میکنند این باران تطهیر است که میبارد و میخواهند سرتاپایشان غسل شود. تسبیح را دور دستم میبندم و از جایم بلند میشوم. کفش هایم را میپوشم و میروم سمت آب‌خوری. چه چیزی در اینجا لذت اش بیشتر از یک نفس سر کشیدن یک لیوان آب است ؟ از صحن بیرون میآیم و از زاویه دورتر می‌ایستم به تماشای گنبد. دلم میخواهد گنبد را از گوهرشاد و ایوان مقصوره تماشا کنم اما دور است. آنقدر دور که دلم طاقت نمی‌آورد. همانجا مینشینم و دست میگذارم زیر چانه‌ام و مداحی را پلی میکنم ، مداح میخواند '' خدا میدونه من از خودم هیچی ندارم هرچی که دارمو امام رضا بهم داد ! '' و من به اشکهایم اجازه جاری شدن میدهم. - فی‌الحال -
۲۷ بهمن ۱۴۰۱
_نوارکاسِت
یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ ...
امشب آخرین شب جمعۀ ماه‌رجبه ، حواسمون هست به خودمون ؟..
۲۷ بهمن ۱۴۰۱
۲۸ بهمن ۱۴۰۱
روزهای زیادی رو زندگی کردیم، تجربه‌های زیادی داریم و خاطرات زیادی رو تو روزای رفته جا گذاشتیم. این روزا به این فکر میکنم که این یک سال چقدر قشنگ گذشت ، انقدر قشنگ که دلم میخواد دوباره برگردم و اول زندگیش کنم. حتی شبهایی که غم وجودمو گرفته بود ، بازم امید ، مثل نور تو تاریکی میدرخشید و راهمو روشن میکرد. این یک سال از روزی که شروع شد پر از خیر و برکت بود برام ، حتی گریه‌ها پر بود از احساسات عمیق. من از لا‌به‌لای سختی‌ها و دردها رشد کردم ، جوونه زدم و حالا امیدم برای زندگی کردن هزار برابر شده ! پر بود از آدمهای دوست داشتنی که دلم میخواد همیشه نگه‌ِشون دارم ورِدل خودم و نزارم جایی برن. حالا شروع فصل جدید زندگیم کنار امام رضا‌م(: تو بغل خودش. این بهترین تولدی بود که داشتم و تو زندگیم میتونستم تجربه کنم. امشب که میگشتم تو حرم دعا میکردم که امسال هم مثل سال قبل سال رشد باشه ..! شماهم برام دعا کنید :)🌿 ممنونم ازتون که کنارم هستید♥️ | - ۱۴۰‌۱/۱‌۱/۲۹ - مشهد |
۲۸ بهمن ۱۴۰۱