. اوهام .
ماه کامل بعدی رو معلوم نیس کی داره از مشایه نگاه میکنه و کی از شهر خودش. 📬 قدرغیرمطلق
بله دیگه. ما هم گنجونده میشیم در گزینه دوم.
هیئت امالبنین باعث شده دیگه دلم نخواد پسر باشم و موقع سینهزنی طرف آقایون تا کیفشو ببرم. چون همینطوری دارم کیف دوعالمو میبرم و به آرزوهام رسیدم.
دوست دارم یه بار یه اتفاقی بیوفته که بتونم این نفس اماره رو بیرون بکشم از وجودم بگم ولم کن توروقرآن انقد بهم نگو وای چقد خوبی. انقد با تعریف بقیه ذوق نکن. انقد غرور بهم نده. انقد نگو بابا کارت درسته. انقد نگو بدو برو این کارو بکن مث شهید فلانی. انقد گند نزن به نیتام. انقد ریا تو کارام نیار.
انقد نگو واهای چقد شبیه فلان شهید شدی. انقد نگو الان فلانی اشکتو ببینه میگه چه آدمیه. انقد نگو وای تو چقد بندهای. انقد نگو وای الان بقیه میگن ایول به این. انقد نگو وای بقیه ببینن میگن شبیه فلانی. انقد نگو انقد نگو انقد نگو!!!
خدایا دوباره قراره چه اتفاقی بیوفته که انقد همه دارن به چشمام اشاره میکنن ؟ لطفا خیر باشه. البته قطعا خیر هست.
. اوهام .
از نیمه شب گذشت به ما سر نمیزنی ؟ :)
کلیسا رفتهای اما اتاق ما نمیآیی ؟
اصولا نفسامارم خیلی زحمت میکشه و خیلی حرف میزنه و خیلی فعالتر از باقی صداهای توی مغزمه. و عملا من رو فلج کرده!