بعضی آدما طوری توی ذوقم میزنن که با خودم میگم ؛ عجب .. چه طرز تفکر خطرناکی داشته و من نمیدونستم .
M. Rasouli enc_17241912219528146952489.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
اتفاقی گوشش دادم ؛ حیف میشد با هم گوش ندیم :)
. اوهام .
درمورد کارفرهنگی باهاتون یه صحبتی دارم . [ آوردهشدهازعراقوکربلا ]
ما روزی که کربلا رسیدیم توی یه حسینیه [ منازلعربیمعمولاهمراهخونه
سالنبزرگیبهاسمحسینیهیامضیفدارن ]
سکونت پیدا کردیم . بعد از استراحت و بیداری با یه گروه چهارنفره مواجه شدیم که ابتدا فکرکردیم مثل ما مسافر هستند . بعد از نمازظهر و نهاری که توزیع شد چهار دختری که به سنشون نمیخورد بزرگترینشون حتی بالای ۲۵ سال سن داشته باشه، برنامهشون رو شروع کردند . برنامه با نوحه خوانی و به قول ما
" اگرایة " شروع شد و بعد سینهزنی معروف خانمهای عرب . همزمان با نوحهخوانی اون دخترخانم دوتا همراه دیگه که احتمالا حدود ۱۵ تا ۱۸سالشون بود گوشهی حسینیه دخترهای کوچیکتر رو جمع کردند و به عربی براشون توضیحهایی از واقعه عاشورا و دلیل شلوغی شهرشون [ کربلا ] توضیح میدادند و ازشون سوال میپرسیدند و خیلی تونستن با بچها ارتباط عمیق برقرار کنند چون تا آخر همه دخترها گوش و چشمشون به اون دوتا خانوم دوخته شده بود . هدایای خیلی قشنگی هم گرفتند . جالبتر اینکه به دو زبان هم هدیه تهیه کرده بودند . هم فارسی برای ما ایرانیها و هم عربی برای بچهای عراقی ..
هدایا شامل یک دستبند با اسماباعبدالله و دفترچهای برای ثبتخاطرات اربعین ١٤٤٦ و قولوقرارهایی با حضرت بود . در کنارش هم تربت یا مهر بهشون هدیه میدادند . به سنین مختلف دستهبندی شده . مثلا این هدیه که توی عکس میبینید مربوط به سنِ نوجوونهاست . حتی جملهنقلقول شده هم چون فهمیدند ایرانی هستیم فارسی نوشته شده بود . هیچوقت نگاه اون دختر رو یادم نمیره . با صلابت و وقاری که توی چشماش موج میزد وقتی بسته هدیه رو دستم داد حس کردم زمان متوقف شده . و من هم البته ..
بعد از نوحه و وقتی که همین خانم شروع به سخنرانی کردند [ عجبخطبههایی. عجبکلامی. عجبکلماتی. ]
با خانومی که روضه میخوندن همکلام شدیم و متوجه شدیم این گروه هرسال حسینیه به حسینیه میچرخند . خانوم روضهخون استاد دانشگاه هستند و خانومی که سخنرانی کردن دکترا دارن . زیرنظر موسسههای حوزوی آیتاللهسیستانی هستن و مطالبی که تبلیغ میکنند رو استاد حوزشون براشون تفسیر میکنند .
یه جملهای که بین صحبتشون خیلی من رو تکون داد این بود که چادری که روی سر شما خانمهاست عبای روی دوش امامزمان هست ! میگفتند شما امروز که اینجایید یعنی تسلی میدید به قلب امامزمان که اگر ما سالها قبل نبودیم امسال وقتی حضرتزینب وارد کربلا میشن ما هستیم . کنارشونیم !
بعد از اتمام صحبتشون گفتن اگر سوالی از احکام شرعی یا واجبات دارید ما درخدمت شماییم .
فرهنگیترین کاری که دیدم این بود ! دخترهای عراقی واقعا دارن زینبی عمل میکنن ! این گوشهای از معجزهاربعین بود که چشم نالایق ما شاهدش بود :)))♥️.
این حُسین کیست ؟ .
. اوهام .
اتفاقی گوشش دادم ؛ حیف میشد با هم گوش ندیم :)
همه جوانحم فریاد میزنن ؛ به عزیزت قسم! عزیزترینی برام :)🤍
هدایت شده از آهـ ...
Yasin Hejazi1.mp3
زمان:
حجم:
9.7M
💠 نیوفولدر 1:
توی ورزشگاهِ ماراکانا، هفتاد و چهار هزار و هفتصد و سی و هشت نفر اسمِ شما را داد میزنند. شما بیرونِ استادیومید. داشتید راهِ خودتان را میرفتید. اصلاً کاری نداشتید که جایی هم هست که استادیومی هفتاد و چهار هزار و هفتصد و سی و هشت نفری است و از جمعیّت پر است... نمیروید تو؟
#نیوفولدر1
💔@AahAah
اهل خیبر بدونن که فرزندان نسل دهههشتاد و دههنود فقط در تلفظ اسمنحسقلعشون به سختی میوفتن ؛
که اونم طبیعیه . اونا وقتی پا به دنیا میگذارن که ما سالگردهای سقوط در خیبر رو جشن میگیریم :)))))))))))))