eitaa logo
طومار نقد
739 دنبال‌کننده
999 عکس
126 ویدیو
137 فایل
مطالعات فقه، تفسیر و حدیث امامیه ارتباط با ادمین: @OstadAliRad
مشاهده در ایتا
دانلود
@sokhanranihaa4_5843730059101215891.mp3
زمان: حجم: 485.1K
✔️ نقل خاطره از مطالعهٔ متونِ عرفانی ادیان شرق در حضور علامه طباطبایی 🎙 فایل صوتی - داریوش شایگان @Nardebane_feghahat •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
مرحوم میرزا ابوعبدالله زنجانی فرزند میرزا نصرالله شیخ الاسلام فقیه و استاد برجسته دانشگاه تهران و شاگرد اساتید بزرگی چون صاحب عروه و نائینی، و عضو المجمع العلمی العربی دمشق. او با سخنرانی‌های روشنگرانه در الازهر، ندای وحدت مسلمانان را سر داد و آثاری ماندگار چون “تاریخ القرآن” را از خود به جای گذاشت. @olama_zanjan •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
💢 العِقد الفَرید اثری مغفول و مدسوس در تاریخ نگاری ✍️ علی راد کتاب العِقد الفَرید (به معنای «گردنبند یگانه» یا «سینه ریز بی مانند») تالیف ابن عبد رّبه اندلسی (۲۴۶-۳۲۸ ق) است. بخشی از این اثر اخبار و حکایاتی از تاریخ اندلس و شاعران اندلسی در روزگار مولف است لذا به دلیل نقل مستقیم و بدون واسطه شماری از این اخبار از اهمیت ویژه نزد تاریخ پژوهان حوزه اندلس دارد, این اثر منبع منحصر به فرد برخی روایات تاریخی مانند اخبار مربوط به زیاد و حجاج بن یوسف و علویان نیز هست. علی رغم اهمیت اثر, نسخه های آن دچار تحریف و دستبرد شده است. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
🧿 ذنون طه, وافی عبدالکریم و نقد منابع تاریخی ✍️ علی راد ذنون طه نیز در کتاب «اصول البحث التاریخی» به شیوه ها و اصول مدرن نقد تاریخی می پردازد و به انواع شیوه های نقد درونی و بیرونی تاکید دارد . وی از مرحله گردآوری اسناد و مدارک تاریخی به جمع الاصول یا تقمیش یاد می کند و آنها را به «المصادر الاولیه» و «المراجعه الثانویه» تقسیم می کند . او المصادر الاولیه را شامل اسناد, مدارک و اخباری می داند که تاریخ نگار هم عصر یا نزدیک به واقعه تاریخی آنها را نگاشته و ثبت کرده باشد. المراجع الثانویه, تالیفات مورخان معاصر درباره موضوعات کهن است که بر منابع اولیه و نخستین استوار هستند. ذنون طه, لزوم تفکیک و تمایز اصطلاح «مصادر تاریخ» از اصطلاح «مراجع تاریخ» را یادآور می شود زیرا مفهوم و ارزش آندو در علم تاریخ متفاوت از همدیگر است و از خطای برخی از پژوهشگران در درهم آمیختن مفهوم ایندو با یکدیگر و به کاربردن آندو به جای همدیگر اظهار شگفتی می کند. در ادامه تفاوتها و تمایزات این دو اصطلاح را در چندین نمونه تبیین می کند . وافی محمد عبدالکریم, فصل ششم از کتاب «منهج البحث فی التاریخ» را به تقسیم انواع اخبار تاریخی به اخبار مستقیم و غیر مستقیم اختصاص داده و انواع شیوه های نقد بیرونی و درونی اخبار تاریخی را با دو رویکرد ایجابی و سلبی بحث کرده است . •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
🧿 تفسیر و دور هرمنوتیکی ✍️ علی راد دور هرمنوتیکی در تفسیر قرآن یکی از مباحث مهم در رویکردهای هرمنوتیک است که به معنای ارتباط و تعامل مستمر و بازگشتی میان اجزای متن و کل متن در فهم آن است. به عبارت دیگر، فهم کل متن قرآن منوط به فهم جزءهای آن (مثل واژهها و آیات) و بالعکس، فهم جزءها وابسته به فهم کل متن است. برای مثال، در فهم هر آیه قرآن، مفسر باید معنای تک تک کلمات (جزء) را دریابد اما همین فهم کلمات نیز باید در قالب آیه (کل) بررسی شود و این فرآیند رفت و برگشتی میان جزء و کل ادامه مییابد تا به فهم دقیقتر و تفصیلی دست یابد. این موضوع برای تمام سطوح متن قرآن مانند واژه و آیه، آیه و سوره، سوره و کل قرآن وجود دارد و به شکلهای گوناگون در تفسیر قرآن اعمال میشود. در مدخل دور هرمنوتیکی در دانشنامه نظریه های ادبی چنین آمده است : فرآیند تفسیر فرآیندی دورانی است. برای فهمیدن یک واژه باید جمله را فهمید و متقابلاً، فهم جمله نیز در گرو فهم واژه های آن است. در تلاش برای فهم اثر یک نویسنده ما می کوشیم جمله به جمله پیش برویم؛ اما اگر ما پیشاپیش کارکرد رتوریکی جمله را در کل متن درک نکرده باشیم، جمله برای ما مبهم میماند. اثر هنگامی معنای خود را تسلیم ما میکند که ما تصوری از روند کلی آثار نویسنده داشته باشیم و اثر را از منظر آثار متعدد بررسی کنیم. آثار مؤلف با یک بستر تاریخی در هم تنیده اند؛ متن و بافت با یکدیگر جنبه های گوناگون یک طرح واحد را رقم می زنند. عمل تفسیر بر پایه ی سطح تاریخی تحقیق و در بستر آن، میان جزء و کلی که آن را در بر گرفته است نوسان میکند. این نوسان در جریان فهم روال های دستوری سبکی و رتوريكي تفسیر نیز وجود دارد. برای آن که اثر قابل فهم باشد، دور فهم که تفسیر در چارچوب آن صورت میگیرد باید مشتمل بر موقعیت تاریخی و آگاهی مفسر زمان حال کنش تفسیر و زمان گذشته ی اثر تفسیر شده باشد. در کنش تفسیر ما وارد دور هستی خودمان می شویم که تا حد زیادی بر خودمان ناشناخته است و ما پیشاپیش با بیش و کم اطمینانی در آن قرار گرفته ایم. این وحدت پیشینی که بنیانی تر از تقابل سوژه و ابژه است (نک: سوژه / ابژه، در نظریه ی هرمنوتيکي فریدریش است، اشلایر ماخر، و به خصوص دیلتای، همچون «روح» (Geist) زنده ای توصیف شده است که ذهن مورخ و ذهنی که در اثر ضبط شده است، مشترکاً واجد آن هستند. مفسر خود را فقط در فرآیند کشف خود و از طریق مواجهه با هستی خود و به واسطه ی تجلی روح که به طور تاریخی شکل گرفته و در هر مورد محدود و مشخص است درک می کند. در این جا نیز جریان فهم جریانی دوری است. انسان که به هیچ وجه موجودی ایستا نیست به واسطه ی فراچنگ آوردن هستی حاضر خود از درون افق تصویر شده ی امر کلی که گذشته حجاب از آن بر می دارد شکل می گیرد و خود را شکل میدهد؛ و دیار نامکشوف گذشته کل کتیبه ی روح از هستی زنده و تمثيلي مشارکت مفسر در روح پدید می آید. راه پیش رو پرسش مطرح شده برنامه ی کشف خود راهی رو به پس است. ( دانشنامه نظریه های ادبی, ص 128). •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
📝 فراخوان مقاله همایش ملی «بررسی اندیشه‌ها و آرای حدیثی علامه جوادی آملی» ⏳مهلت ارسال مقالات: ۱۵ مهر ۱۴۰۴ 🌐 سایت همایش: hoja.conf.umz.ac.ir •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
🧿 استنتاج در تاریخ نگاری؛ آسیبها و پیامدها ✍️ علی راد پایان باز و پایان بسته دو الگوی شناخته شده در پژوهشهای تاریخی است که از دوره مدرن تا کنون محل نقد و نظر بوده است. در الگوی نخست, پژوهشگر تاریخ از هر گونه داوری و جزم گرایی در استتنباط از اخبار و اسناد تاریخی اجتناب می ورزد؛ در این الگو نقش تاریخ نگار در منطق و ساختار روایی او از تاریخ نهفته است. در الگوی پایان بسته, تاریخ نگار به نتیجه گیری می پردازد و به هر دلیلی یک برداشت از پدیدار تاریخی را ترجیح می دهد و به خواننده القا می کند. در نگاه برخی این استتناج فروکاست نقش خواننده فهیم در یک پژوهش تاریخی است : ♨️ « تاریخ نگار به روایت تاریخی آغاز, میانه و پایان میدهد گاه نویسنده ی کتاب تاریخ پایان را نتیجه گیری میداند کتابهایی که با نتیجه گیری تمام می شوند نقش خواننده را کاهش میدهند و به یک معنا شعور خواننده را دست کم می گیرند و معنایی نهایی را به او تحمیل میکنند بهتر است که راه باز بماند تا خواننده خود اگر خواست نتیجه ای از متن بگیرد» (بابک احمدی, رساله تاریخی). تاریخ نگاری آمیخته به رویکردهای مذهبی چون کلامی, الهیاتی و حتی رویکردهای فرا مذهبی چون سیاسی, جناحی از نمونه های روشن تاریخ نگاری پایان بسته است و این مهم یکی از دلایل تعارضات وتناقضات منابع تاریخی در روایت از یک واقعه مشترک است. تصویر زبیریان و امویان از وقایع صدر اسلام و شخصیت رسول اکرم(ص) نمونه آشکار این رویکرد هست. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
🧿 محمد (ص) , پیامبر بازار بازار, محراب نبوت و آوردگاه عدالت ✍️ علی راد امروزه تعبیر « پیامبر بازار » شاید تناقض آمیز به نظر آید زیرا در نگاه ما پیامبری شأنی معنوی , ملکوتی و فراتر از امور دنیوی دارد , پیامبری با بازار که اوج دنیاگرایی است , هم رنگ و همسان نیست. انسان هر چه به عالم معنا و معنویت نزدیک تر به همان سان از دنیا و مظاهر آن که در بازارها متجلی است , گریزان است! بازار نماد دنیاگروی و لهو و لعب و غفلت از یاد خداوند است ! بازار, محبوب ابلیس و ابلیسیان است و نسزد که عبد صالح و انسان کامل در آن درنگ نماید , حضور پیدا کند , با بازاریان همنشین و هم سخن گردد ! برایند این پنداره گسستن حضور پیامبر(ص) از بازار و انحصار حضور ایشان به مسجد و منبر است , انگاره ای که اینک از امامت و نبوت در اذهان برخی از مسلمین نهادینه شده است , و از حضور پیامبر در بازار و آموزه های ایشان در موضوع بازار کمتر سخن به میان می آید! حال اینکه نصوص تاریخی و حدیثی گویای این مهم است که پیامبر اکرم (ص) از ظرفیت بازارهای مکه و مدینه حداکثر استفاده را برای تبیین آموزه های وحیانی استفاده نمود , بازار را محراب خود قرار دارد , با حضورهای مکرر و پیاپی خود به تثبیت عدالت اقتصادی و زدودن ربا , گران فروشی , احتکار , کم فروشی , حیله , غل و غش در کالا , ... اهتمام جدی ورزید , ارزش و جایگاه بازار و بازاریان را تعالی بخشید , تاجران را همنشیان شهیدان معرکه جنگ و شهدای راه دین معرفی کرد , فقه بازار را بر بازاریان واجب نمود , از ظرفیت های سیاسی , اجتماعی و ادبی بازار غفلت نورزید , فضای بازار را رایحه آیات قرآن عطرآگین نمود , در بازار به نبرد شرک و کفر برخاست , با قرآن تحدی نمود ........ . متون حدیثی و تاریخی گویای حضور گسترده و فراگیر پیامبر(ص) در بازارهای مکه و مدینه, رصد و پایش , نظارت و صیانت , هدایت و تعالی بازار به سوی عدالت بود ؛ شاید یکی از اسرار لطیف آیه تعبیر « ... و یَمشونَ فِی‌الاَسواقِ » در آیه « وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ » (فرقان / 20) در این مهم نهفته باشد که حضور در بازار را نسبتی با پیامبری است زیرا بازار آنگونه که آوردگاه عدالت و توحید است میتواند آوردگاه استثمار و تکاثر , شرک و کفر نیز باشد و پیامبران را نشاید که از بازار غفلت ورزند , بلکه باحضور در بازار با اقشار مختلف و متنوع مردمان انس گیرند , از فقر و رنج ایشان آگاهی یابند , مترفین و اهل تکاثر را هشدار دهند , .... و این است تفاوت بازار با مسجد! آری , حضرت محمد (ص) , پیامبر بازار نیز بود و حتی دشمنان او نیز از حضورش در بازار برای ترور او نقشه کشیدند لکن او از آن نهراسید , طعم عدالت در بازار را برای مومنان به قرآن و حتی اهل جزیه چشانید به گونه ای که اهل کتاب می توانستند در بازارهای مسلمین اجناس خود را بفروشند زیرا امنیت بازار تحت نظارت و صیانت حضرت محمد (ص ) بود ؛ امام علی (ع) , جانشین راستین او نیز این رویه را ادامه داد : « و کانَ یرکبُ بَغلَةَ رَسولِ اللّهِ(ص) الشَّهباءَ ویطوفُ فِی الأَسواقِ سوقا سوقا، ... » و حضور دجالیان و ابلیسیان در بازار مسلمین را ریشه کن کرد که چون آفتاب نبوت و امامت بر بازار نتابد ابلیس و دجال سایه شوم خود را بر آن بگستراند ! •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
🧿 حدیث فقر پیامبر(ص) از پارادایم تصوف تا ایدئولوژی زهد ✍️علی راد «پارادایم تصوف – ایدئولوژی زهد» بر مبنای دنیاگریزی و مخالفت با ثروت و مال استوار است و از گذشته تا اکنون تصویری هم سوی با آرمان های خود از شخصیت و سیره رسول خدا (ص) ارائه کرده است و امروز در رسانه و منابر جهان اسلام نیز همین پنداره و انگاره از سیمای نبوی حضور و کارکردهای موثر در فرهنگ, تمدن, سبک زندگی, دانش اندوزی مسلمانان داشته و دارد ؛ این در حالی است که پژوهشهای عمیق و دقیق سیره پژوهی بر عکس این مدعا دلالت دارند و تمامی ادله روایی و تاریخی فقیر بودن قابل مناقشه و نقدپذیرند . خاستگاه تصویر فقرآلود از رسول خدا (ص) در اذهان مسلمانان- که بیشتر واعظان و اهل منبر آن را ترویج می دهند- در انگاره فضیلت فقر بر ثروت, جایگاه معنوی و فضایل اخروی فقیران ریشه دارد که از سوی جریان تصوف در جامعه اسلامی نهادینه شد و از این طریق ترس از ثروت در ذهن مسلمانان تثبیت یافت و فقر در جوامع اسلامی اشاعه یافت ؛ این در حالی است که ایدئولوژی فقیر بودن محمد (ص) افزون بر تعارض با آیات و اصول اسلام در تنافی آشکار با نصوص تاریخی است که اثبات میکنند ایشان فردی ثروتمند و دارای اموال قابل توجه بود که از ثروت خود برای زدودن فقر بهره برد ؛ از این رو در منابع سیره و تراجم از محمد (ص) با گزاره هایی چون «کان میسوراً غنیاً » و «لم یکن فقیرا قط » یاد شده است. نمونه مشابه آن «پارادایم قلندریه - ایدئولوژی قدرت» است. تصور غالب این است که قلندریه فقط جریان عرفانی است لکن با رویکردهای پارادایم شناسی روشن شده است که جریانی اجتماعی- سیاسی بود که به دنبال سهم خواهی از قدرت سیاسی بود هر چند در طول تاریخ دگردیسی ها نیز داشته است . •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
🧿 نفرین محمد (ص) از حقیقت تا مجاز ✍️ علی راد عن النبی (ص) : « ويل للعرب من شر قد اقترب أفلح من كف يده ... » کاربرد اسلوب وعید و تهدید در گفتار زمانی رخ می دهد که گوینده از عناد مخاطب به ستوه آید و ناگزیر برای ابراز تنفر به سرزنش و نفرین او روی آورد ؛ واژه ویل از جمله شناخته شده ترین کلمات عربی است که چون در صدر جمله ای بنشیند بر نفرین و سرزنش مخاطب دلالت آشکاری دارد . شاید در آغاز تعبیر « نفرین محمد (ص) » تناقض آمیز به نظر برسد زیرا قرآن پیامبر (ص) را در اوج مقام خُلق عظیم و رحمت بر جهانیان معرفی می کند. چگونه ممکن است از چنین شخصیتی در این تراز از کمال , نفرین – یا نفرین هایی - صادر شده باشد؟ این تناقض با تصویر صوفیانه و عرفانی رایج در اذهان برخی از مسلمانان از شخصیت پیامبر(ص) نیز هم سویی دارد , تصویری که حضرت محمد (ص) را اهل تسامح و تساهل با دگراندیشان , اهل اغماض و تجاهل نسبت به انحطاط فرهنگی و افول اخلاقی جامعه , اهل مدارا و رواداری با جریان های زر و زور , قدرت و ثروت معرفی میکند با استناد به اینکه اگر با دگراندیشان درشتی در گفتار و رفتار نماید از پیروان او کاسته خواهد شد! تصویری که جریان یهود از حضرت عیسی (ع) در یک فرایند تاریخی – جدلی بر ساخت , عیسای مجاهد نستوه را به عیسای خاموش, عارف صلح اندیش و اهل مدارا با ستمگران بدل نمود , عیسی را چنان با ملکوت و خدا پیوند زد که نسبت و پیوند او با انسان و دنیا گسست و این چنین عیسای مریم به اسطوره ها پیوست و اینک میراث برجای مانده از او چیزی جز شکیبایی تا روز آخر و واسپاری تاریخ به روند طبیعی آن نیست! آیا محمد (ص) نیز چنین بود و به چه میزان این تصویر از او درست می نماید و حقیقت نفرین های پیامبر اکرم چیست؟ روشن است که تصویر فوق نگاهی بریده و نا تمام به سیره و سیمای محمد (ص) در قرآن و تاریخ دارد , محمد (ص) آن گونه که پیامبر صلح و مدارا بود , پیامبر رزم و نبرد نیز بود , شدّت و رحمت به موازی و تساوی در وجود او در جریان بود و این عملکرد مخاطبان محمد (ص) بود که نوع رفتار مهر آمیز یا قهر آلود او را تعیین می کرد , چنین نبود که پیامبر(ص) با کسی که شایسته قهر و شدّت است به عطوفت و لطافت برخورد کند , به تجاهل و اغماض روی آورد و چشم بر افول انسانیت ببندد , هر چند که رفتار نخستین محمد (ص )با همگان از سر تکریم و مهرورزی بود. نفرین نبوی از سَر دلسوزی و رنج انسان کامل به اسیران فرو خفته در شهوت و جهالت بود , نفرین او با نفرین دیگران تفاوت ماهوی داشت , نفرین او برخاسته از از سَر خشم , جهل , خود خواهی , حسادت , ... نبود بلکه تجلی رحمت در آینه قهر بود . نفرین محمد (ص) در امتداد نفرین وحیانی در مقام روشنگری واقعیت , تبیین حقیقت , ستردن جهالت از اندیشه , زدودن غفلت از جان انسان های فرو خفته در سراب شهوت , گرفتار در اسارت نفس , اسطوره ها و خرافه ها بود . نفرین محمد (ص) همانند نفرین های قرآن هشداری بود به خطری هولناک که بشریت را تهدید می کرد, در حال ربودن سعادت انسان بود , در حال کاشتن نطفه زقوم شقاوت در شوره زار زندگی جاهلیت بود! آری نفرین محمد (ص) هم چنان در تاریخ و امروز جهان طنین انداز است تا جان¬های تکیده , عقل های خموده , وجدان های خفته , چشم های فروبسته را بیدار سازد , و سیطره شر بر حیات انسان را ریشه کن سازد تا به رستگاری دست یابد. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad