مَأمَندِل
وعجبسالیبودی..
شروع تو همراه با درد یتیمی چندین هزارساله بود و داغ ابدی شهادت مظلومانه مردی که همسرش در وصف او گفته بود من مردمیخواستم و خدا مرد مردان را به من اعطا کرد...
اما باز گفتیم امسال، بالاخره سال خوبیست..
پر از مهر..پر از لبخند..
سالی که طعم تلخ از دست دادن ندارد
طعم جدایی از عزیز دل ندارد...
مَأمَندِل
شروع تو همراه با درد یتیمی چندین هزارساله بود و داغ ابدی شهادت مظلومانه مردی که همسرش در وصف او گفته
روزهای آخر مهمانی بهار خانم بود...
هشت روز مانده بود تا بار سفر ببندد و کوچ کند به منزلگاه بعدی
سحر بود و تا نماز مدتی مانده بود...که ایران داغ دید
ایران خانم فرزندان رشید و برومندش را در مقام والای شهادت دید..
۱۲ روز گذشت و به ظاهر همه چیز تمام شده بود
اما در اعماق قلب ایران و ایرانی داغ هموطنان شهید و شهیدان راه دفاع از حق شعله ای همچنان میسوخت و آتش میگرفت..
درست هشت ماه و شانزده روز از آن روزهای شومت گذشته بود آقای ۴۰۴
که بار دگر ایران خانم آماج حملات دشمنانش قرار گرفت
به خاطر بسپار و برو جناب
که در یک سو نوگلان میناب در مدرسه و پشت نیمکت هایشان فارغ از هر گونه بدی و کینه بدون خبراز وحشت انفجار و موشک و جنگ،
دو انفجار و شهادت رفقایشان را دیدند و سوار بر بال فرشتگان به مقصد بهشت برین سفر کردند.. [سفری بیبازگشت]
در سوی دیگر مردمانی زیر آتش دشمن و آوار کینه و دشمنی..
رهبری همراه سرداران و خانواده اش مورد هدف..
بیست روز گذشت و در این روزها ایران با چشم خود چه ها که ندید و چه دردها که نکشید
چه انسانی هایی که در خون خود غلتیدند و چه خانواده هایی در شب های بدرقه تو،آواره شدند
آهای سال رفته این را هم بر دفترت بنویس؛
دی ماه و سوز زمستان را..
جوانان به خون غلتیده وطن را..
مَأمَندِل
روزهای آخر مهمانی بهار خانم بود... هشت روز مانده بود تا بار سفر ببندد و کوچ کند به منزلگاه بعدی سح
سال عزیز رفته! سال داغ بودی و داغ هایی بردلمان گذاشتی که با صدها،هزار و چهارصد های دگر هم به دست فراموشی سپرده نمیشود
آن همه استرس هنگام شنیدن انفجار
رد شدن جنگندهها
و غصه های قصه شهادت هموطنانمان
زهرای ۱۸ماه
مجتبی ۴ روزه
دختران و پسران میناب و آرزو هایشان..
مَأمَندِل
سال عزیز رفته! سال داغ بودی و داغ هایی بردلمان گذاشتی که با صدها،هزار و چهارصد های دگر هم به دست فرا
و تو ای سال پیش رو،کودک نوپای تازه وارد!!
در آشوب ترین و سخت ترین احوالات ایران پا به عرصه وجود گذاشتی
تو عاشق باش،به دور از هر کینه و دشمنی..
در این روزهای سخت تو مهر بپاش و مرهم باش برای دل شکسته این خاک...!!
مَأمَندٓل
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من چگونه بروم در ورق سال جدید؟
که همه بودن تو مانده به تقویم قدیم…
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای خامنهای 37 سال ولیفقیه بود !
اجازه نداد به اندازه سجاده نمازش
از خاک ایران جدا شود …🇮🇷❤️🩹
[حوالی یازده صبح روز شنبه/۹ اسفند ۱۴۰۴]
انگار در مدرسه قیامت شده بود
جلوی دفتر مدیریت پر بود از بچه هایی که هاج و واج خبر پخش شده را برای هم تکرار میکردند...[جنگ شده است..]
عده ای گوشه ای اشک میریختند و عده ای رقص شادی سر میدادند و خوشحال از این خبر ویران کننده..
از جنگ قبلی چقدر گذشته بود؟!
زخم هایمان ترمیم یافته بود؟!!
داغ فرزندانایران.. دانشمندان و سرداران هنوز دل ها را میسوزاند و آتش آن شعله میکشید..
اولین قربانیان این جنگ که برای عده ای مسرت بخش بود چه کسانی بودند؟!!
کاش هرگز خبر اولین قربانیان ظلم دولت مردان ظالم که به ظاهر آزادی و خوشبختی این مردم را میخواهند دخترکان و پسرکانی نبود که به زور قدشان به تخته سیاه کلاس میرسید را نخوانده بودم..
دل آشوبی اینبار با هشت ماه قبل فرق داشت
انگار به دل الهام شده بود که اینبار خبر است پشت خبر که تلخ کند کام را..