eitaa logo
⌝ پناه آخـــر ⌞
370 دنبال‌کننده
862 عکس
279 ویدیو
33 فایل
بِسْمـــِ رَبــــِّ المَھـِـدے المُوعودﷻ‌… [مطالب کانال: دلی، مهدوی، شهدایی، انگیزشی] ‌ ‌🖇 لینک‌‌‌‌ خودسازی 🖇 https://class.onlinehawzah.com جهت پاسخگویی: @N_as_ta_ra_n
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮ ‌♥️ ╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯‌ 🧑🏻‍🎓شاگردی از حکیمی پرسید: تقوا را برایم 📝توصیف کنید؟ 🧔🏻حکیم گفت: اگر در زمینی که پر از خار و خاشاک بود، مجبور به گذر شدی، چه می کنی؟ ❣ 🧑🏻‍🎓شاگرد گفت: پیوسته مواظب هستم و با احتیاط راه می روم تا خود را حفظ کنم. 🧔🏻حکیم گفت: در دنیا نیز چنین کن، تقوا همین است! از گناهان کوچک و بزرگ پرهیز کن و هیچ گناهی را کوچک مشمار، زیرا ⛰کوهها با آن عظمت و بزرگی از سنگهای کوچک درست شده اند... ✨اميرالمؤمنين على (ع) 😕 بدترین گناهان ، آن است كه صاحبش آن را كوچك بشمرد. { كلمة التقوی، ج2، ص294 } |⌞ @PanahaAkhar پناه آخــر⌝|
هدایت شده از استاد محمد شجاعی
@Ostad_Shojaeانسان شناسی ۵۳.mp3
زمان: حجم: 12.1M
۵۳ ـ من قرآن می‌خوانم، اما برایم لذت‌بخش نیست! ـ من به زیارت می‌روم، اما از این زیارت، به سرمستی نمی‌رسم! ـ من اهل نماز و دعا هستم، اما این دو وسیله، غمهای مرا نابود نمی‌کند! ـ من در شبانه‌روز اصلاً برای خانواده آسمانی‌ام دلتنگ نمی‌شوم! 💥 علّـــت چیســـــت؟ @Ostad_Shojae
✨✨✨✨✨✨✨✨ ‌✨ 19 😡 انتقام از دشمنان مهتاب لشکر ✨امام زمان به مدینه، شهر پیامبر نزدیک می‌شود. اگر چه تعداد زیادی از سپاه سفیانی، در سرزمین «بَیْدا» هلاک شدند؛ امّا هنوز گروهی از آنان شهر مدینه را در تصرّف دارند. ⚔ آنان در شهر مدینه جنایت‌های زیادی کرده اند و مسجد و حرم پیامبر را ویران کرده اند. 😱💣 لشکر ✨امام وارد مدینه می‌شود و شهر به تصرّف ✨امام در می‌آید. ✨امام وارد مسجد و حرم پیامبر می‌شود و دستور تعمیر آنجا را می‌دهد. 🧱 آری، اینجا، مدینه است، شهر حزن و اندوه! 😔 در مدینه بود که گروهی جمع شدند و درب خانه وحی را 🔥آتش زدند، هنوز صدای گریه فاطمه (سلام الله علیها) در شهر طنین انداز است، 😭 قدم به قدم این شهر، شاهد مظلومیّت فاطمه است. ✨امام می‌خواهد تا از دشمنان مادر مظلومش انتقام بگیرد. 😡 اگر دیروز نامردهایی، درِ خانه فاطمه را آتش زدند، امروز به امر خدا، آنان زنده می‌شوند تا محاکمه شوند و در آتشی بس بزرگ سوزانده شوند. 😡❤️‍🔥 و اینجاست که دل هر شیعه ای شاد و مسرور می‌شود. ☺️ آری، امروز دشمنانِ فاطمه (سلام الله علیها) در آتش می‌سوزند و به سزایِ عمل ننگین خود می‌رسند و همه دوستان خدا شاد می‌شوند. 😍 ✨امام بعد از اینکه برنامه‌های خود را در شهر مدینه انجام داد به سوی شهر کوفه حرکت می‌کند؛ زیرا ✨خداوند چنین خواسته است که پایتخت حکومت مهدوی، کوفه باشد. |به ✍🏻قلم استاد دکتر مهدی خدامیان آرانی| 🌱قسمت 20 در پُست بعدی....... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
「♡ ✨امام مهدی علیه السلام انّآ غَیرُ مُهمَلینَ لِمُراعاتِکُم و لاناسینَ لِذِکرِ ‌کُم ما در رعایت حال شما کوتاهی نداریم و یاد شما را فراموش نمی کنیم کمال الدین تمام النعمة صدوق ، ج ۲، ص ۴۸۲ ♡ |⌞ @PanahaAkhar پناه آخــر⌝|
🌸 السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س) 🌸 قرآن رو می‌خوای نه فقط بخونی… بلکه بفهمی و باهاش زندگی کنی؟ به کانال‌های دارالقرآن الزهرا (س) خوش اومدی 🌿 اینجا یک فضای صمیمی، آرام و بدون حاشیه داریم برای عاشقای کلام خدا 🤍 ✨ در این کانال چه می‌گیری؟ 📌 آیه‌های زندگی با تفسیرهای کوتاه 📌 مهارت‌ها و آداب بندگی 📌 برنامه‌های معنوی برای رنگ آسمانی زندگی 📌 قرارهای عاشقی با امام زمان (عج) 📢 اگر دنبال رشد معنوی و محتوای مفید و قابل اجرا هستی… عضو کانال شو و مطالب جدید و دوره‌های رایگان رو از دست نده. — 📌 لینک عضویت: ایتا: eitaa.com/Azzahraqr_ir روبیکا: Rubika.ir/Azzahraqr_ir بله: ble.ir/Azzahraqr_ir وب‌سایت: www.azzahraqr.ir 🌸 یا فاطمه الزهرا (س) شفیعه ما باش.
══✼✨✼✨✼══ 🤝 یه قــــرار خودمونی: هرجا 🕌مناره مسجد دیدیم به یاد امام زمان ارواحنا فداه بیفتیم: دست مون رو بذاریم روی سرمون و بگیم: «یا مُحَمَّدُ یا عَلیّ یا فاطِمَة یا صاحِبَ ٱلزّمان أدرِکني وَ لاتُهْلِکْني» ══✼✨✼✨✼══ ✨ در هنگام نماز و نزدیکی های اذان مراقب خودتون باشید، بیهوده نخندید، و در هنگام وضو دلتون با خدا باشه. از آب💧 انتظار داشته باشید شما رو پاک کنه. ══✼✨✼✨✼══ ✨ را از روی عادت نخوانید. ✖️ بلکه طوری نماز بخوانید🌱 که امروزتان 💖زیباتر از نماز دیروزتان باشد. 🥰 که این می شود ، اگر صفتی در شما ملکه شود شما می شوید 🤍✨ ══✼✨✼✨✼══ اذان را با حضور قلب بگوئید، اقامه را که گفتید به طرف قبله بایستید و تصور کنید که در مقابل چه ✨عظمتی ایستاده اید، طوری که با الله اکبر تکبیره الاحرام همه حرامها را 🔒قفل کنید و دستها که پائین می آید عامل نزول برکت و رحمت باشد.🌱✨ ══✼✨✼✨✼══ 📝 توصیه هایی برای حضور قــ❤️ــــلب؛ یک ربع قبل از نماز سکوت کنیم و به امور مادی فکر نکنیم وضو بگیریم و سر سجاده بنشینیم . ══✼✨✼✨✼══ ✅ بعد از نماز حتماً چند دقیقه کتاب 📖 بخوانید و سواد دینی تان را تقویت کنید این کار کم‌تر از دعا و مناجات نیست. ══✼✨✼✨✼══ 🏘 هزار تا مدرسه درست کن، هزار تا عروس خونه ی بخت بفرست، هزار تا کار خوب انجام بده، ولی اگر قبول نشود هیچ کدام از این ها قبول نمی شود ❌ 🖊| دارالقرآن الزهراء سلام الله علیها به ما بپیوندید 💚✨ ‌ ‌ ‌@azzahraqr_ir
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮ ╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯‌ قسمت چهارم🔻 🚕 راننده پيكان داد زد: آهای، مطمئنی سالمی؟😳 بعد با ماشين دنبال من آمد. او فكر ميكرد هر لحظه ممكن است كه من زمين بخورم. كاروان زائران مشهد حركت كردند. 🚃🚃 درد آن تصادف و كوفتگی عضلات من تا دو هفته ادامه داشت. 😣 بعد از آن فهميدم كه تا در دنيا فرصت هست بايد برای رضای خدا كار انجام دهم و ديگر حرفی از مرگ نزنم. هر زمان صلاح باشد خودشان به سراغ ما خواهند آمد، اما هميشه دعا ميكردم كه مرگ ما با شهادت باشد. 🥺 در آن ايام، تلاش بسیاری كردم تا مانند برخی رفقايم، وارد تشكیلات سپاه پاسداران شوم. اعتقاد داشتم كه لباس سبز سپاه، همان لباس ياران آخر الزمانی ✨امام غائب از نظر است. تلاشهای من بعد از مدتی محقق شد و پس از گذراندن دورهای آموزشی، در اوايل دهه هفتاد وارد مجموعه سپاه پاسداران شدم. اين را هم بايد اضافه كنم كه؛ من از نظر دوستان و همكارانم، يك شخصيت 😁شوخ، ولی پركار دارم. يعنی سعی ميكنم، كاری كه به من واگذار شده را درست انجام دهم، اما همه رفقا ميدانند كه حسابی اهل شوخی و بگو بخند و سركار گذاشتن و... هستم. 😃 رفقا ميگفتند كه هيچكس از همنشینی با من خسته نميشود. 😄 در مانورهای عملیاتی و در اردوهای آموزشی، هميشه صدای خنده از چادر ما به گوش ميرسيد. مدتی بعد، 💍ازدواج كردم و مشغول فعاليت روزمره شدم. خلاصه اينكه روزگار ما، مثل خيلی از مردم، به شبها روزمرگی دچار شد و طی ميشد. 🌤روزها محل كار بودم و معمولا با خانواده. برخی 🌒شبها نيز در مسجد و يا هيئت محل حضور داشتيم. سالها از حضور من در ميان اعضای سپاه گذشت. يك روز اعلام شد كه برای يك مأموريت جنگی آماده شويد. سال 1390 بود و مزدوران و تروريستهای وابسته به آمريكا، در شمال غرب كشور و در حوالی پيرانشهر، مردم مظلوم منطقه را به خاك و خون كشيده بودند. 💣 آنها چند ارتفاع مهم منطقه را تصرف كرده و از آنجا به خودروهای عبوری و نیروهای نظامی حمله ميكردند، هر بار كه سپاه و نیروهای نظامی برای مقابله آماده ميشدند، نیروهای اين گروهك تروریستی به شمال عراق فرار ميكردند. 🏃🏻 شهريور همان سال و به دنبال شهادت سردار جان نثاری و جمعی از پرسنل 💣توپخانه سپاه، نیروهای ويژه به منطقه آمده و عمليات بزرگی را برای پاکسازی كل منطقه تدارک ديدند. 🌱 ادامه دارد... |⌞ @PanahaAkhar پناه آخــر⌝|
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮ ╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯‌ قسمت پنجم (مجروح عملیاتی)🔻 عملیات به خوبی انجام شد و با شهادت چند تن از نیروهای پاسدار، ارتفاعات و کل منطقه مرزی، از وجود عناصر گروهک تروریستی پژاک پاکسازی شد. من در آن عملیات حضور داشتم.🪖 یک نبرد نظامی واقعی را از نزدیک تجربه کردم‌، حس خیلی خوبی بود. آرزوی شهادت نیز مانند دیگر رفقایم داشتم، اما با خودم می گفتم: ما کجا و توفیق شهادت کجا؟!😔 دیگر آن روحیات دوران جوانی و عشق به شهادت، در وجود ما کمرنگ شده بود. 🙂 در آن عملیات، به خاطر 🌪گرد و غبار و آلودگی خاک و منطقه و ... چشمان من عفونت کرد. آلودگی محیط، باعث سوزش چشمانم شده بود. این سوزش حالت عادی نداشت. 😖 👨🏻‍⚕پزشک واحد امداد‌، قطره ای را در چشمان من ریخت و گفت: تا یک ساعت دیگه خوب می شوی. ساعتی گذشت اما همینطور درد چشم، مرا اذیت میکرد. چند ماه از آن ماجرا گذشت. عملیات موفق رزمندگان مدافع وطن، باعث شد که ارتفاعات شمال غربی به کلی پاکسازی شود. نیروها به واحدهای خود برگشتند، اما من هنوز درگیر چشم هایم بودم. بیشتر چشم چپ من اذیت می کرد. حدود سه سال با سختی روزگار گذراندم. در این مدت صدها بار به 👨🏻‍⚕دکترهای مختلف مراجعه کردم. اما جواب درستی نگرفتم. تا اینکه یک روز صبح، احساس کردم که انگار چشم چپ من از حدقه بیرون زده! درست بود! در مقابل آینه قرار گرفتم، دیدم چشم من از مکان خودش خارج شده! حالت عجیبی بود. از طرفی درد شدید داشتم. 😫 🌱 ادامه دارد... |⌞ @PanahaAkhar پناه آخــر⌝|
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮ ╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯‌ قسمت ششم ( سفید پوش زیبا )🔻 همان روز به 🏥بیمارستان مراجعه کردم و التماس کردم که مرا عمل کنید دیگر قابل تحمل نیست. کمیسیون پزشکی تشکیل شد. عکس ها و آزمایش های متعدد از من گرفتند. تیم پزشکی اعلام کرد: غده نسبتاً بزرگ در پشت چشم چپ ایجاد شده که فشار این غده باعث بیرون آمدن چشم گردیده. و به علت چسبیدگی این غده به مغز کار جداسازی آن بسیار سخت است... 👨🏻‍⚕پزشکان خطر عمل را بالای ۶۰ درصد می‌دانستند اما با اصرار من قرار شد که عمل انجام بگیرد. عمل جراحی من در اوایل اردیبهشت ماه ۱۳۹۴ در یکی از بیمارستان های اصفهان انجام شد. با همه دوستان و آشنایان و با همسرم که باردار بود و سختی های بسیار کشیده بود از همه حلالیت طلبیدم و راهی بیمارستان شدم. حس خاصی داشتم احساس می کردم که دیگر از اتاق عمل بر نمیگردم. 🥲 تیم پزشکی کارش را شروع کرد و من در همان اول کار بیهوش شدم. عمل طولانی شد و برداشتن غده با مشکل مواجه شد. پزشکان نهایت تلاش خود را می کردند و در آخرین مراحل عمل بود که یکباره همه چیز عوض شد.... احساس کردم که کار را به خوبی انجام دادند. چون دیگر مشکلی نداشتم، آرام و سبک شدم. چقدر حس زیبایی بود، 😇 درد از تمام بدنم جدا شد. احساس راحتی کردم و گفتم خدایا شکر عمل خوبی بود. با اینکه کلی دستگاه به سر و صورتم بسته بود اما روی تخت جراحی بلند شدم و نشستم. برای یک لحظه زمانی که نوزاد و در آغوش 🤱🏻مادر بودم را دیدم. از لحظه های کودکی تا لحظه‌ای که وارد بیمارستان شدم همه آن خاطرات برای لحظاتی با همه جزئیات در مقابل من قرار گرفت... چقدر‌ حس و حال شیرینی داشتم در یک لحظه تمام زندگی و اعمالم را می‌دیدم. 🥲 در همین حال و هوا بودم که جوانی بسیار زیبا با لباس سفید و نورانی در سمت راست خودم دیدم. بسیار زیبا بود. 🤩 او را دوست داشتم می خواستم بلند شوم و او را در آغوش بگیرم. با خودم گفتم چقدر زیباست چقدر آشناست. او را کجا دیدم؟!🤔 سمت چپم را نگاه کردم. عمو و پسر عمه ام، آقاجان و پدربزرگم ایستاده بودند. عمویم مدتی قبل از دنیا رفته بود. پسر عمه ام از شهدای دوران دفاع مقدس بود. از اینکه بعد از سال ها آن ها را می دیدم بسیار خوشحال شدم. 😍 🌱 ادامه دارد... |⌞ @PanahaAkhar پناه آخــر⌝|
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا