سرپرست شارلاتان...😈🔥
#PART_199
لبش و گذاشت رو ل ب م
بوسید
جدا که دش نفس نفس میزدم
اگه یکم ادامه میداد از بی نفسی میمردم
لبمو گاز گرفتم
با چشمایی که به زور باز نگهشوت داشته بودم خیره شدم
- داریوش؟
هومی گفت
انگشت شصتش و روی گونه ام روی لبم کشید
وسط حرفم پرید
- میگم؛
با تعجب نگاهش کردم
- چی؟
لب زد
خجل سر پایین انداختم
-خجالت زدم نکن
تک خنده ای کرد
- باشه کوچولو
چشمام و میدزدیدم همش ازش..
خجالت میکشیدم نگاهش کنم
- چی میخواستی بگی؟
سرپرست شارلاتان...😈🔥
#PART_200
اصلا قرار بود چیزی بگم؟
آهان یادم افتاد
خوابم بود
مظلوم نگاهش کردم
- خوابم میاد...بریم؟
نچی کرد
- همینجا بخواب..
خواب تو اینجا که در بهار بود لذت بخش بود
از خدام بود
سرم و به قفسه ی سینه اش فشار داد و لب زد
- بخواب عروسک...
بوسه ای روی موهام نشوند
همینکه سرم و گذاشتم روی سینه اش خوابم برد
چشم که باز کردم روی تخت بودم
ظهر شده بود
ساعت دوازده ظهر و نشون میداد عقربه های ساعت
کش قوصی به کمرم دادم
زیر دلم یکم درد میکرد
به لباسام نگاه کردم
لباس .. تنم بود و این یعنی داریوش پوشونده بود
سرخ شدم
ولی اهمیت نداشت
هدایت شده از باران | پند و حکایت 📚
: 🔞 «اون شب تو تاریکی اتاق، فکر میکردم تنهام... تا اینکه صداش رو کنار گوشم شنیدم!»
«دستم میلرزید. نفسم بالا نمیآمد. همهچیز از یک شیطنت ساده و یک تصمیم اشتباه در یک مهمانی شروع شد. نباید اون پیشنهاد رو قبول میکردم...
وقتی در اتاق بسته شد و چراغها خاموش، فهمیدم راه بازگشتی نیست. اون نگاهش، لحن حرف زدنش و حرکتی که بعدش انجام داد... همهچیز از کنترلم خارج شده بود!»
🔥 ادامه این شب پرماجرا و اتفاقی که بعدش افتاد با یه لیوان اب سرد بخوانید
🔗 [برای خواندن ادامه داستان بدون سانسور کلیک کنید سنجاق شده ]
https://eitaa.com/joinchat/3195536000C69665d756b
هدایت شده از باران | پند و حکایت 📚
♨️ «وقتی شوهرم خواب بود، گوشیش زنگ خورد... یک پیام از شمارهای که با اسم "تعمیرگاه" ذخیره شده بود!»🔞
«کنجکاو شدم. پیام رو باز کردم و با دیدن عکس و متنی که فرستاده شده بود، بدنم داغ شد! باوری که بهش داشتم در یک ثانیه دود شد رفت هوا.😱
فردا صبح هیچی به روی خودم نیاوردم، اما تصمیمی گرفتم که تمام زندگیمون رو وارد یک بازی خطرناک و پر از حسادت و انتقام کرد...»
👇 ادامه این داستان واقعی و اتفاقات بعدی را اینجا بخوانید:
🔗 [ورود به کانال و خواندن ادامه داستان](سنجاق کانال شده )
https://eitaa.com/joinchat/3545235789C4c623726db
-
سرنوشت چیزیه که
تو با تصمیمات کوچیک و بزرگت
رقمش میزنی نه چیزی که
از قبل نوشته شده باشه . . .🤍🌿