🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_دویستیک
نفس عمیقی میکشم و دست روی شکمم میزارم .
+ هر چی تو میخوری !
قیافه ای کج میکنه که باز به خنده می افتم !
- من آیس کارامل موکیاتو میخورم !
تو چی میخوری !؟
اگه همینو میخوای ی دور تکرارش کن!
صدای خنده ام بلند میشه و با پا از زیر میز ضربه ای بهش میزنم .
+ خیلی خری !
کسی زن حامله رو اذیت میکنه؟!
دست بالا میبره تا گارسون به سمتمون بیاد
دست روی لبهاش میزاره و بوسه ای برام می فرسته .
گارسون به سمتش میاد و سفارش ثبت میکنه .
- به نظرت منم بچه دار میشم ؟!
پوکر بهش خیره میشم و چیزی نمیگم .
میتونست تا یک روز به چرت و پرت هاش ادامه بده و ذره ای خجالت نمیکشید.
سفارش ها میرسه و مقابل مون قرار میگیره .
نگاهی بهش میندازم و روبه سیمین لب میزنم
+ممنون سیمین !
خوشحالم که حداقل تو کنارمی .
لبخندی میزنه و چیزی نمیگه
بی حرف مشغول خوردن میشم و نگاهی به قطعات یخ توی بستنی میندازم .
ذره ذره داشتن آب میشدن و توی آب هَل می شدند...
چقدر شبیه زندگی کن و فواد بود.
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_دویستدو
آروم آروم کنار هم دیگه آب میشدیم و خودمون متوجه نمی شدیم .
زندگی خوبی داشتیم .
ناحقی نمیکنم ..
اما این اواخر جوری نابودم کرده بود که مشکل روحی پیدا کرده بودم و خدا میدونست اگه سیمین نبود چه بلایی بر سر خودمو بچه توی شکمم می آوردم ...
-جای قشنگی هست نه ؟!
لبخندی میزنم و سری به نشونه مثبت تکون میدم
+اره .
آرامش داره .
حرفم تایید میکنه و چیزی نمیگه.
آهنگ بی کلامی که پخش میشد چیزی درونم رو تکون میداد .
چیزی شبیه دلتنگی .
این اواخر حساس شده بودم و خودم هم کامل حسش میکردم .
« گل منو اهلی کردن و برمیگردن به من میخندن
بعد برمیگردن به من میخندن ؛ میبینی چه بد بی رحمن هی »
صدای خنده زنانه ای سرم رو بالا میاره .
نگاه به رو به رو میندازم .
زن رو به من بود و مردی مقابلش نشسته بود
زن و عشوه های زنانه اش حتی من رو هم جذب میکرد چه برسه به مرد مقابلش !
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_دویستسه
دست مرد بالا میاد و به سمتش میره .
چقد دستش شبیه دست فواد بود .
همون دست هایی که یک زمان موهام رو نوازش میکردند .
همان دست های درشت و کشیده .
دخترک دست زیر گونه اش گذاشته و خیره نگاهش میکنه ..
ناخودآگاه زیر دلم تیر میکشه .
دستم روی شکمم مشت میشه و تپش قلب میگیرم
مرد دستی به سمت موهاش میبره و من تازه میفهمم چقد هیکل مردانه اش هم شبیه فواد است ..
اما ..
اما فواد این مدلی لباس نمی پوشید...
کاش برمیگشت تا مطمعن بشم فواد نیست .
قلبم وحشیانه خودش رو به دیواره قلبم میکوبه ...
به سختی چشم ازش میگیرم .
نگاه به سمت سیمین میارم و خیره نگاهش میکنم .
دهن باز میکنم تا صدایش بزنم .
صدایش بزنم و باز هم با دیوانه بازی هایش حواسم رو پرت کنه .
اما نمیتونم ..
زیر دلم بیشتر تیر میکشه و دهنم مثل ماهی باز و بسته میشه .
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_دویستسه دست مرد بالا میاد و به س
چنل vip حتی پارت ۴۰۰ رو هم رد کردیمممم🥲😭.
اگهبدونید چه غوغایی شده😳🖐.
جهت عضویت در چنل vip مبلغ ۸۵ هزار تومن رو به شماره کارت زیر واریز کنید
۶۲۱۹۸۶۱۸۶۲۱۰۴۴۴۴
رحیمی.
فیش واریزی به آیدی زیر ارسال کنید
@ellahe_banoo
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق
#پارت_301
صدای تپش قلبم جوری به گوشم میرسه که شک ندارم امیر علی هم شنیده..
از پوست سفیدم حرارت بالا میزنه و حس میکنم که کل وجودم سرخ شده .
از خجالت چشم روی هم میزارم و نفس های عمیق میکشم.
- بخواب پرستش !
چیزی نشده که اینجوری نفس نفس میزنی .
چشم هامو محکم روی هم می فشارم و چیزی نمیگم..
ولی صدای گرفته و خش دارش اینو نمیگفت .
نمیتونستم با خودم کنار بیام .
صدای نفس های منظمش بلند میشه و من نفس راحتی میکشم .
نگرانم که نکنه تا صبح دستش اذیت بشه .
میخوام تکون بخورم اما با یاد اینکه گفته بود کمتر تکون بخورم همونجا خشک میشم .
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛
چنل vip داریم به نزدیک ۵۰۰ پارت اختلاف میرسیمممم🤫🤫🤫
اینجا پارت ها با سانسور قرار میگیره و قسمت هایی از رمان پاکمیشه .
اونجا غوغایی بپا شده که محاله بتونید حدس بزنید.
جهت عضویت در چنل vip مبلغ ۹۰ هزار تومن رو به شماره کارت زیر واریز کنید
۶۲۱۹۸۶۱۸۶۲۱۰۴۴۴۴
رحیمی
فیش واریزی تون به ایدی زیر ارسال کنید
@ellahe_banoo
دل من کجا پذیرد عوض تو دیگری را؟
دگری به تو نماند، تو به دیگری نمانی!
#نظامی_گنجوی