eitaa logo
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
42.9هزار دنبال‌کننده
952 عکس
68 ویدیو
0 فایل
بنام خدای عاشق ها... ❤️🌱 یک لحظه قَدَم شبیهِ آهو برداشت این شد که تمامِ پیکرم مو برداشت تردید نداشت عاشقم، با این حال او قلبِ مرا به شرطِ چاقو برداشت... " تبلیغات " @tablighat_aron
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق دستمو عقب میکشم و لب میزنم +نمیشه ! آخر هفته میبینی ! ابرویی بالا میندازه و تک خنده ای می‌کنه که محو خنده اش میشم -عه ؟! شمام از این کار ها ؟! به خنده می افتم و چیزی نمیگم . دستشو جلو میاره و اشاره ای بهش می‌کنه... -بریم ؟! نگاهی به دستش میندازم و ته دلم چیزی تکون میخوره .. آب دهنم قورت میدم و دستهای سردم رو بین دستهای امیر علی میزارم .. فشاری به دستم میاره و به سمت در خروجی پاساژ حرکت می‌کنه . +پس تو چی ؟! به سمت ماشین می‌ره و نفس عمیقی می‌کشه - من جای دیگه خرید میکنم . اینجا بیشتر ماکسی های زنونه داره . بعد میریم اونجا 💛 🌿💛 💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛🌿💛
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 ماشین به حرکت در میارم و شماره بابا رو میگیرم -بله ؟! + کجا باید بیام برای پروژه ؟! نفس عمیقی می‌کشه -اول اینکه سلام . بعد اینکه پیش پرستو بودی ؟! پرستو ... نفس عمیقی میکشم +اره . تازه از پیشش برمی‌گردم . چیزی نمیگه و مکث می‌کنه . انگار که داره به دنبال آدرس میگرده . - پیامک میکنم آدرس رو برات. فقط اینکه بلیط دستته با پیش ساعده ؟! نگاهی به بلیط روی داشبورد میندازم +همراهمه... -خیلی خب پس می‌بینمت . سکوت میکنم و چیزی نمیگم.. با پیچیدن بوق های آزاد توی گوشم موبایلم روی صندلی کنار میندازم و سرعت ماشین بالا میبرم . 🌼 🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼🦋🌼
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق « امیر علی » نیم نگاهی به صورتش میندازم و نفس عمیقی میکشم . داشت جانم میشد و خبر نداشتم .. می‌دیدم که چجوری مقابلش از خود بی خود میشم و کاری ازم ساخته نبود ! دستی به صورتم میکشم و سرعت ماشین بیشتر میکنم .. امروز دیگه هیچ کدوم حال و حوصله خرید نداشتیم و بهتر بود فردا شب باهاش بیام خرید ! + داشبورد رو باز کن ! متعجب به سمتم برمیگرده و گیج لب میزنه -چی ؟! حواسش نبود ! می‌دیدم که گیج میزد و حواسش به جای دیگه ای بود +در داشبورد باز کن! تنها دستش به سمت داشبورد می‌بره و انگار که حسابی تعجب کرده ! در داشبورد باز می‌کنه و سوالی بهم خیره میشه 💛 🌿💛 💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛🌿💛
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 «مستانه » چشم باز میکنم و اولین چیزی که میبینم نور مستقیمی هست که توی چشم هام میزنع . دست روی چشم هام میزارم و نفس عمیقی میکشم . با حس تیر کشیدن شکمم دست به سمت شکمم میبرم و با حس نکردن برآمدگی اش وحشت زده از جا میپرم . صدای ناله ام بلند میشه .. نگاهی به شکمم میندازم و دست هام شروع به لرزیدن می‌کنه +ب..بچه..بچم.. زبانم بند میاد و چیزی نمیتونم بگم.. دلم میخواد فریاد بزنم . دست روی گلوم میزارم و محکم فشار میدم .. نفسم بالا نمیاد. اشک توی چشم هام جمع شده اما قصد سرازیر شدن نداره .. فقط و فقط همه چیز تار میشه.. همه چیز جلوی چشم هام میاد .. همه آن چیزی که می‌توانست برای من باشه و با دیدنش در دست دیگری نفسم را برده بود . حتی.. حتی بچه ام رو... فوادی که می‌بوسید.. نه بی احساس .. بلکه با همان عشق و علاقه ای که من را بوسیده بود . 🌼 🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼🦋🌼
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_دویست‌پانزده «مستانه » چشم باز می
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 توی vip بالای 200 پارت اختلاف داریم .🤫 میتونید با مبلغ 85 هزار تومن عضو چنل vip بشید ... 6219861862104444 رحیمی فیش واریزی به ایدی زیر ارسال کنید @ellahe_banoo
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق با دیدن پاکت اشاره ای بهش میکنم . + بردار پاکتو بازش کن ! پاکتو از توی داشبورد برمیداره و بهش خیره میشه . چند مدتی بود توی فکرم بود که این کارو انجام بدم و شدیداً دلم میخواست واکنشش رو‌ببینم . پاکتو باز می‌کنه و گیج بهش خیره میشه -بلیط ؟! بلیط برای چی ؟! میخندم و با تأسف لب میزنم + دختر خب بخون ! چرا انقد تعجب کردی ؟! گیج به بالای بلیط خیره میشه و لب میزنه -م..مشهد ؟! مشهد برای چی ؟! صدای خنده ام بلند میشه . چند ثانیه مکث می‌کنه و صداش بلند میشه -وای امیر علی ! سفر مشهدددد! با لبخند بهش خیره میشم که مات و مبهوت دست روی دهنش گذاشته و خیره به رو به رو میشه . 💛 🌿💛 💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛🌿💛
شهرياری پر از اندوه ثریا هستم   شايد آخر،سرِ پيری به نگارم برسم...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا