هدایت شده از حقیقتِ نور
من یکم نفهمیدم
یعنی برای ایجاد و توسعه ی نظام سرمایه گذاری نیاز داشتن به یه جامعه ی مدرن
و برای اینکه این جامعه رشد کنه نیاز داره به سرعت و نوآوری؟
یعنی لازمه ی اجرای درست نظام سرمایه داری اینه که جامعه به شتاب و سرعت معتاد بشه؟ چرا؟
هدایت شده از حقیقتِ نور
خب این ما رو هم بد عادت میکنه
وقتی من سالیان سال هست که زندگی گره خورده به گوشی برام برابر با سرعت برقه توی زندگی واقعیم کم میارم
وقتی زمان تو ذهنم با این سرعت تعریف شده دیگه نمیتونم یه سری چیزا رو بپذیرم
مثلا نمیتونم بپذیرم که باید این همه ساعت تلاش کنم تا یه قرمه سبزی بپزم
یا برای فهمیدن یک مسئله(ذهنی،درسی،اعتقادی و...) نمیتونم با یه کلیک کردن کار رو جمع کنم
برای دوخت یه لباس
برای پیشرفت توی رشته ی ورزشیم
برای یادگیری
و برای خیلی چیزا
من ناخودآگاه دچار حس شکست میشم چون سرعت اینا با سرعت دنیای مدرن برابر نیست منو عصبی و سرخورده میکنه چون حس میکنم داره هیچ اتفاقی نمی یوفته در صورتی که من زمان لازم رو به اون زمینه اختصاص ندادم
هدایت شده از حقیقتِ نور
حتی همین تایپ کردن
خیلیامون خیلی سخته برامون قلم و کاغذ بگیریم دستمون و بنویسیم عادت کردیم تایپ کنیم خب نوشتن با مداد طبیعتا خیلی بیشتر زمان میخواد تا تایپ کردن
هدایت شده از حقیقتِ نور
انگار اونا دیدن یکی از چیزایی که نمیتونن مالکش بشن زمانه پس حالا که من نمیتونم زمان رو با زندگیم تطبیق بدم پس زندگیم رو سریع تر میکنم
اما این تازه باعث میشه نفهمی چی داره میگذره چقدر داره میگذره و چجوری داره میگذره
انگار آرامش فراموش میشه