eitaa logo
سرای شعر
168 دنبال‌کننده
19 عکس
8 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
ماه در ماه ... علی همان علی و ماه هم همان ماه است چقدر غربت مولای عشق جانکاه است هنوز غائله ی نهروانیان بر پاست هنوز سینه ی محراب کعبه ی آه است هوس به جلوه ز قطامه هیچ کمتر نیست دل اسیر هوس ملجم است، گمراه است برای شیعه شدن یا حسین کافی نیست در این میانه ببین چند کربلا راه است بیا که ماه محرم رسید ، عاشق باش ! بیا که هاله ی دیدار گرد این ماه است مبین به گودی گودال قتلگاه ای دل عروج یوسف زهرا ز قعر این چاه است بیا و مرد عمل باش، کربلا اینجاست حسین هست، علی هست، ماه در ماه است اگر چه شهر پر از عمر و عاص نیرنگ است کسی که شیعه ی مولا علی است، آگاه است . در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
تقدیم به (عج) ناشناس ............... تنهایی‌ام، شکلِ مترسک‌های جالیز است حال و هوایم ابری و همرنگ پاییز است اصلا چرا سرد است آغوش خدا با ما!؟ سرگرم چی هستیم!؟ این پرسش‌برانگیز است اصلا چرا دوریم اینقدر از امام و خود!؟ این حجم از بی‌قیدوبندی حیرت‌انگیز است در خون خود باید برقصد آهویی دیگر تا ساز ناکوک جهان، در چنگ چنگیز است مردان، تجاوز می‌کنند و کودکان، گریه در دادگاه اما سر زن‌ها روی میز است در چهارراه عشق باید با که گفت از عشق!؟ وقتی که چشمانِ چراغِ سبز هم هیز است ننگ خیانت مانده بر پیشانیِ عاشق پشت رفیقان، جای چندین چاقوی تیز است مادر برای سقط فرزندش در آیینه با هجمه‌ای از آرزوهایش گلاویز است شاخ گوزنی که پدر شد چند روز پیش از کلبه‌ای در جنگلی بی‌روح، آویز است درد زمین، گرما نبوده‌ست و نخواهد بود از فقر و فحشا می‌شود فهمید تبعیض است! در خواب خوش بودیم جمعه؛ بی‌خبر از شهر - از کودکِ کاری که چشمانش سحرخیز است سهمی که سیّاسان عالَم برده‌اند از ما بوده‌ست عمر ما... که آن هم پوچ و ناچیز است پیرانِ بی‌پروا پدر از ما درآوردند دنیا به دنبال جوانی پاک و پاکیزه‌ست دیشب خودت دیدی کمیل من، چه اشکی داشت امشب سماتم را ببین از بغض لبریز است گفتم به شیخی ناشناس، از او بگو، او گفت: راز به دست آوردنش پرهیز و پرهیز است محمد عابدی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
نذر امام حسن مجتبی علیه السلام شاید که تکان خورده شبی باغ انارش از بس که پر از سرخی سیبست بهارش با این همه دل بسته که هستند دچارش دنیاو همه مکنتش اخر به چه کارش؟ شاهی که شده عرش و سماوات شکارش از صبر و کرم هرچه بگوییم تمام است در خانه ی او غصه ی بیهوده حرام است آقای وفا، لطف و صفا، شاه مرام است در محضر باران  به یقین، جود مدام است گیتی شده ایجاد که چرخد به مدارش او سبط نبی، ابن علی،جلوه ی زهراست او جان رسولست که  در صورت مولاست او اینه ی حسن و همان سیرت تقواست او نور علی نور  علی نور دو دنیاست عالم همه روشن شده از خاک مزارش ای وای که در کوفه ی  هستی همه مستند پول و زر و عشرت زده ای کور پرستند یوسف نشناسان ستمکاره ی پستند در کوچه و در مسجد و در خانه نشستند ای وای اگر سر برود جام قرارش شاید که برای حسن این صلح عجیبست مولای غریبی که غریب بن غریبست آن دشمن سر کرده به دنبال فریبست تا تیر به تابوت حسن دست به جیبست یارب به حسن یا به حسن یا به تبارش! زهرا_سلیمی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
بر روی سرت سایه عزرائیل است از هر طرفت بارشی از سجیل است در اوج توهمات خود هستی؟ باش این جنگ به نام تو به کام نیل است 🔸طاهره ابراهیم نژاد آکردی🔸 در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
تقاص فلاخن برکش ای داوود و طوفان ساز میدان را/ بلرزان با صدای خود، تنِ جالوتِ دوران را بیا موسی عصا افکن،که باطل گردد این جادو/ بسوزان سحرِ فرعون و بِگردان کیدِ هامان را به ابراهیم دوران گو، که بعل آمد به بتخانه/ به ضَرْباتِ تبر بشکن، همه بت های بی جان را ببین عفریت جنی را، به شورش روی آورده/ خبر ده تا لگام آرد و انگشتر، سلیمان را بیا برخیز ای کاوه، علم کن پیشبَندت را/ خبر بنما فریدون و فرخوان ده سپاهان را بیا ای رستم دستان،سوارِ رخشِ خود بازآ / رَهان سهرابْ از غفلت،نشان دِه مکرِ توران را بیایید ای عزاداران،تقاص از ظالمان باید/ سیاوش گشت قربانی، به پا کن عیدِ قربان را صدایی زشت و شیطانی،رسید از قلعه ی خیبر/ بیا ای شیعه ی حیدر، صدا کن شاه مردان را حسین امروز در راه و ،ولی مُسلم میان ما/ مطیع امرِ مسلم شو، مهیا ساز یاران را ببین ای هموطن دشمن، نشان رفته است ایمانت/ بیا مأیوس گردانیم دشمن های قرآن را وطن جانم وطن جانم، نبینم زَخمْ، ایرانم/ بگو تا باز فردوسی سراید شعرِ ایران را من از شهنامه فهمیدم که سازش نیست رسم ما/ و پایان نیست مرگم چون، نظر دارم شهیدان را بنی آدم همه هستند، اعضایی ز یک‌ پیکر/ بیاموزید از سعدی چُنین معنای انسان را سؤالی کردم از حافظ زدم فالی ز دیوانش/ بگفتا غم مخور،یوسف، می آید باز کنعان را نگردد عاقبت این بار مثل قصه ی استر/ به خون دشمنان رنگین کنیم این بار شوشان را امیر مظاهری در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
لینک بسته‌های شعر: _منتخب اشعار امام شهید خامنه‌ای (ره) _منتخب‌ اشعار در شأن و شهادت امام خامنه‌ای (ره) (بخش اول) _مجموعۀ اول منتخب شعروشعار پایداری _گلچینی از مجموعۀ شعر عاشورایی ظلم‌ستیزانه لینک بسته‌های شعار و دودمه و جملات قصار: _منتخب شعارها و دودمه‌هایی برای تجمعات مردمی _منتخب سروده‌های رزمندگان دفاع مقدس که مناسب شعارسردادن در تجمعاتند. _منتخب شعار‌های برگرفته از حنجرۀ مردم در ‌راه‌پیمایی‌های نهضت انقلاب اسلامی ایران که مناسب گفتن در تجمعات اکنون نیز هستند. _گزیده‌ جملاتی برای پارچه‌نوشته‌ها و طرح‌های گرافیکی (به‌قلم سید مرتضی آوینی، نادر ابراهیمی و قیصر امین‌پور)لینک بسته‌های موسیقی و مداحی: _مجموعه‌قطعه‌های موسیقایی در شأن و شهادت امام‌خامنه‌ای (ره) و رهبری ماندگارشان _مجموعه قطعه‌های موسیقایی در پاسداشت شهادت و شهیدان _ بسته منتخب نوحه‌های حماسی برای مواکب و تجمعات _ منتخب از مجموعه موسیقی‌های «شهادت» برای استفادۀ عموم مخاطبان، تدوین‌گر‌ان و سایر هنرمندان 🔰بسته‌های دیگری نیز در حال آماده شدن است که در ساعات و روز‌های آتی در کانال «بافتار» منتشر خواهد شد. از شما تقاضا داریم تا در انتشار این لیست و رساندن آن به دست اهلش ما را یاری کنید. رسانه بافتار در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
مرا در زندان قلبت حبس کن به جزیره‌ی چشمانت تبعید... آری مرا به ندیدن دنیایی که در آن نیستی، تحریم کن قسم می‌خورم برای رفع این تحریم به هیچ مذاکره‌ای تن ندهم! سادات حسینی‌زاده(سایه) در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
نبض زمین یادش به خیر اون روزا، اون روزای آخرین بیا دوباره امشب کنار قلبم بشین دلم برات می‌لرزه، ای تب تند زمین بیا که بی‌تو دنیا، شده برام نقطه‌چین ‌ هلال نقره فامی توو ساغر نگاهم پناه خستگی‌هام تویی تو تکیه‌گاهم حریر بوسه‌هاتو رو گونه‌هام بپاشون شبای تار من رو با خنده هات بخندون ‌ ببین که بند بندم اسیر عطر موته تمام آرزوهام غرق تو و سکوته نفس بکش توو گوشم که زنده شم دوباره ستاره‌بارون بشه این شب بی‌ستاره خیال خوب مستی ای ماه روی زمین شبیه عطر بارون ، زلالی ای نازنین تویی که نبض جونی تویی که بهترینی توی کتاب قلبم زیباترین طنینی ‌ یادش به خیر اون روزا، اون روزای آخرین تو بهترین تکراری، ای عشق من... آفرین... در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
دم رفتن... مانند جدش حضرت مولا دم‌ رفتن! «فزت و رب الکعبه» خواند، آیا دم رفتن!؟ در قتلگاه بیت، در گودال گویا داشت سر روی پای مادرش زهرا دم رفتن حتما شهید کربلا آمد به بالینش چون روزه و لب تشنه بوده تا دم رفتن با اهل بیتش، با زن و فرزند و کودک رفت اینگونه شد تفسیر عاشورا دم رفتن تا روز آخر بر زمین نگذاشت حرفش را «هیهات من الذله» را حتی دم رفتن مثل علی از دست بعضی‌ها دلش خون بود. «فزت و رب الکعبه» خواند آقا دم رفتن او رفت و ماندم در جهان بی علی، ای کاش... مولا شفیع من شود فردا دم رفتن... در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
تقدیم به رهبر شهیدم روح تو گرم روح به ایران دمیدن است اعجاز خون تو هیجان آفریدن است رفتی و بعد تو همه احساس می‌کنیم "جان را هوای از قفس تن پریدن است"* با خانواده سوی خدا رفته ای عزیز! سوغات عشق، یک سره از خود رمیدن است ما هم به اقتدای تو مشتاقِ رفتنیم رمز جهاد، غیر ولی را ندیدن است ملت برای عشق تو مبعوث گشته است در جستجوی بوی شهادت شنیدن است مردم امیدوارتر از قبل می‌روند یک گام تا به قله‌ و مقصد رسیدن است... محمدجواد جلالی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
جان ایران تو جانِ جانِ ایران، یک تن اما یک جهان بودی چنان بشکوه، جنگل، کوه، دریا، آسمان بودی جهان می‌دوخت چشم بی‌قرارش را به لبهایت به رغم دشمنان جانا! ولیّ امرمان بودی در آشوب جهانِ سر به طغیانِ پر از عصیان پناه و ملجأ و مأوای ما، کهف و امان بودی ندانستیم در تیرِبلابارانِ این دوران چه تنها، بی‌پناهی‌های ما را سایبان بودی میان وحشت طوفان، مهار لنگر و سکان به گاه پیش‌رانی ناخدای بادبان بودی سراسر جاده‌ها از راهزن‌ها شد قرق اما هزاران کاروان را ساربانی کاردان بودی حرم شد، محترم شد، خاک ایران با شهیدانش شهید زندۀ این خاکِ رشکِ آسمان بودی سرت شوق شهادت‌ داشت، تن می‌رفت دنبالش در این سودا، به روز پیرسالی‌ هم جوان بودی «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار» می‌بارید از خشمت میان مردمت قلبی رئوف و مهربان بودی چه از درگاه آن شاه خراسان خواستی روزی که در حصنِ حصینِ بارگاهش میهمان بودی؟ دل میدان و رزم ذوالفقارت یا علی‌گویان دل و جان بستۀ امر امیر جمکران بودی زمینِ بی تو در بی‌تابیِ زلزال می‌افتد تو نفس مطمئنه، قلب آرام زمان بودی به فریاد دل ما می‌رسد قرآن فقط دیگر که تو بسیاری از آیات آن را ترجمان بودی بگو آن یار غائب پرده از رخسار بردارد هلا ای صالحی که از تبار صالحان بودی بگو آن نور بازآید، جهان تاریک تاریک است تو که در غیبت خورشید شمع رهروان بودی شهربانو طوسی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
دو مصراع بریده ... از کسی دم زده و باز دمی داشته که ... بر رخش زردی پاییز غمی داشته که ... نگران بوده، سرش سمت کسی چرخیده دل شرمنده ی اهل حرمی داشته که ... یک فرو رفتگی ام هست کنار جا پاش ظاهراً مرد به دستش علمی داشته که ... باده خورده، سپس افکنده دو قطره بر خاک عشق در دست خودش جام جمی داشته که ... در دو مصراع بریده چه صناعت که نکرد شاعر شعر شهادت قلمی داشته که ... کمرش خم شده، در خویش فرو ریخته و ... هستی اش حال و هوای عدمی داشته که ... شیر لرزیده به خود تا نظر افکنده بر او او بر ابروی کمانگیر، خمی داشته که ... تیر از سینه ی او رد شده، بی شک او را تیر بر نام خود او قسمی داشته که ... هی جلو رفته و هی رو به عقب برگشته آه تشویش برم یا نرمی داشته که ... هر چه یاقوت و گهر داشته در مخزن چشم پای شط ریخته ...آقا کرمی داشته که ... نخل ها خم شده بودند به تعظیمش، مرد آنقدر شخصیت محترمی داشته که ... . در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall