مرا در زندان قلبت حبس کن
به جزیرهی چشمانت تبعید...
آری
مرا به ندیدن دنیایی که در آن نیستی، تحریم کن
قسم میخورم
برای رفع این تحریم
به هیچ مذاکرهای تن ندهم!
سادات حسینیزاده(سایه)
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
نبض زمین
یادش به خیر اون روزا، اون روزای آخرین
بیا دوباره امشب کنار قلبم بشین
دلم برات میلرزه، ای تب تند زمین
بیا که بیتو دنیا، شده برام نقطهچین
هلال نقره فامی توو ساغر نگاهم
پناه خستگیهام تویی تو تکیهگاهم
حریر بوسههاتو رو گونههام بپاشون
شبای تار من رو با خنده هات بخندون
ببین که بند بندم اسیر عطر موته
تمام آرزوهام غرق تو و سکوته
نفس بکش توو گوشم که زنده شم دوباره
ستارهبارون بشه این شب بیستاره
خیال خوب مستی ای ماه روی زمین
شبیه عطر بارون ، زلالی ای نازنین
تویی که نبض جونی تویی که بهترینی
توی کتاب قلبم زیباترین طنینی
یادش به خیر اون روزا، اون روزای آخرین
تو بهترین تکراری، ای عشق من... آفرین...
#ترانه
#امید
#طاهرهموحدیپور
#مهدا
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
دم رفتن...
مانند جدش حضرت مولا دم رفتن!
«فزت و رب الکعبه» خواند، آیا دم رفتن!؟
در قتلگاه بیت، در گودال گویا داشت
سر روی پای مادرش زهرا دم رفتن
حتما شهید کربلا آمد به بالینش
چون روزه و لب تشنه بوده تا دم رفتن
با اهل بیتش، با زن و فرزند و کودک رفت
اینگونه شد تفسیر عاشورا دم رفتن
تا روز آخر بر زمین نگذاشت حرفش را
«هیهات من الذله» را حتی دم رفتن
مثل علی از دست بعضیها دلش خون بود.
«فزت و رب الکعبه» خواند آقا دم رفتن
او رفت و ماندم در جهان بی علی، ای کاش...
مولا شفیع من شود فردا دم رفتن...
#سیدفاضل_شاهچراغ
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
تقدیم به رهبر شهیدم
روح تو گرم روح به ایران دمیدن است
اعجاز خون تو هیجان آفریدن است
رفتی و بعد تو همه احساس میکنیم
"جان را هوای از قفس تن پریدن است"*
با خانواده سوی خدا رفته ای عزیز!
سوغات عشق، یک سره از خود رمیدن است
ما هم به اقتدای تو مشتاقِ رفتنیم
رمز جهاد، غیر ولی را ندیدن است
ملت برای عشق تو مبعوث گشته است
در جستجوی بوی شهادت شنیدن است
مردم امیدوارتر از قبل میروند
یک گام تا به قله و مقصد رسیدن است...
محمدجواد جلالی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
جان ایران
تو جانِ جانِ ایران، یک تن اما یک جهان بودی
چنان بشکوه، جنگل، کوه، دریا، آسمان بودی
جهان میدوخت چشم بیقرارش را به لبهایت
به رغم دشمنان جانا! ولیّ امرمان بودی
در آشوب جهانِ سر به طغیانِ پر از عصیان
پناه و ملجأ و مأوای ما، کهف و امان بودی
ندانستیم در تیرِبلابارانِ این دوران
چه تنها، بیپناهیهای ما را سایبان بودی
میان وحشت طوفان، مهار لنگر و سکان
به گاه پیشرانی ناخدای بادبان بودی
سراسر جادهها از راهزنها شد قرق اما
هزاران کاروان را ساربانی کاردان بودی
حرم شد، محترم شد، خاک ایران با شهیدانش
شهید زندۀ این خاکِ رشکِ آسمان بودی
سرت شوق شهادت داشت، تن میرفت دنبالش
در این سودا، به روز پیرسالی هم جوان بودی
«اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار» میبارید از خشمت
میان مردمت قلبی رئوف و مهربان بودی
چه از درگاه آن شاه خراسان خواستی روزی
که در حصنِ حصینِ بارگاهش میهمان بودی؟
دل میدان و رزم ذوالفقارت یا علیگویان
دل و جان بستۀ امر امیر جمکران بودی
زمینِ بی تو در بیتابیِ زلزال میافتد
تو نفس مطمئنه، قلب آرام زمان بودی
به فریاد دل ما میرسد قرآن فقط دیگر
که تو بسیاری از آیات آن را ترجمان بودی
بگو آن یار غائب پرده از رخسار بردارد
هلا ای صالحی که از تبار صالحان بودی
بگو آن نور بازآید، جهان تاریک تاریک است
تو که در غیبت خورشید شمع رهروان بودی
شهربانو طوسی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
دو مصراع بریده ...
از کسی دم زده و باز دمی داشته که ...
بر رخش زردی پاییز غمی داشته که ...
نگران بوده، سرش سمت کسی چرخیده
دل شرمنده ی اهل حرمی داشته که ...
یک فرو رفتگی ام هست کنار جا پاش
ظاهراً مرد به دستش علمی داشته که ...
باده خورده، سپس افکنده دو قطره بر خاک
عشق در دست خودش جام جمی داشته که ...
در دو مصراع بریده چه صناعت که نکرد
شاعر شعر شهادت قلمی داشته که ...
کمرش خم شده، در خویش فرو ریخته و ...
هستی اش حال و هوای عدمی داشته که ...
شیر لرزیده به خود تا نظر افکنده بر او
او بر ابروی کمانگیر، خمی داشته که ...
تیر از سینه ی او رد شده، بی شک او را
تیر بر نام خود او قسمی داشته که ...
هی جلو رفته و هی رو به عقب برگشته
آه تشویش برم یا نرمی داشته که ...
هر چه یاقوت و گهر داشته در مخزن چشم
پای شط ریخته ...آقا کرمی داشته که ...
نخل ها خم شده بودند به تعظیمش، مرد
آنقدر شخصیت محترمی داشته که ... .
#علیرضا_اطلاقی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
در سوگ رهبر شهیدم🖤
باران بیاورید! بهاران بیاورید!
هر جا شکستهای ست به سامان بیاورید!
امسال هم به سنّتِ دیدارِ شعر و "ماه"
شاعر بیاورید! غزلخوان بیاورید!
قدری عوضکنید فضای حضور را
امسال در حسینیه "رَیّان" بیاورید!۱
میلاد مجتباست ولی "فَابکِ لِلحُسَین"
با اشک،خون به این رگ و شریان بیاورید!
در اقتدا به زخمِ عبا، جای جانماز
همراه خویش، پرچم ایران بیاورید!
امسال پای سفره ی افطار شاعران
بشقاب های خالی و بی نان بیاورید!
تشنهست میزبان، نکند موقع اذان
آبی برای خوردن مهمان بیاورید!
ای شاعران به حرمت لبهای میزبان
در شعر خویش واژه ی "عطشان" بیاورید!
این جا دری شکسته..همین کافیاست تا
در شعر روضههای فراوان بیاورید!
مانند قبل هدیه بیارید باز هم!
جای کتاب،هدیه ولی "جان" بیاورید!
انگشتری که نیست نخواهید از او! مباد
شرمی به روی چهره ی ایشان بیاورید!
گر اشک خواستید و تمنا ز چشمهاش
هر جا که هست نام شهیدان بیاورید!
حتی به سوگ هم که نشستید،شاعران!
هرگز مباد شعر پریشان بیاورید!
تا خاک "بیت"، کور کند چشم خصم را
امسال، شعر نه، همه طوفان بیاورید!
قاموسهای عزّت و خون را ورق زنید
هر واژه ای که هست،به میدان بیاورید!
ما رو به قلّه ایم،بگویید سربلند:
"ای گام های جازده! ایمان بیاورید!"
این بغض را به خانه شکستن صلاح نیست
این بغض را به هر چه خیابان بیاورید!
حالا به یاد کوچه ی "سرشور" و کودکش۲
این پیر را به سمت خراسان بیاورید!....
۱- ریان بن شبیب
۲- کوچه سرشور در مشهد،زادگاه رهبر عزیز...
#رهبر_شهیدم
#شهید_سید_علی_حسینی_خامنهای
#علیرضااطلاقی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
در سوگ رهبر شهیدم🖤
ای آفتاب مهربانی ها
ای حس خوب بیکران بودن
در وصف تو خورشید تابان شد
در مشرق جان جهان بودن
بالاتر از اسم نجیبت نیست
در ذهن سبز خلق سوگندی
مانند مولا یت علی هستی
مردی که او را نیست مانندی
سرو شهید باغ زیبایی
رفتی ولی راه تو پا بر جاست
راز بزرگی در عروج توست
آری شهادت منجی دلهاست
ای اقتدار و عزت ایران
ای قله سار علم و دانایی
یک عمر خدمت در رکاب عشق
در سنگر صبر و شکیبایی
هم جسم و هم جان را فدا کردی
در اعتلای کشورت ایران
تو زنده ی و تا ابد جاوید
ای از تو روشن مشعل ایمان
در تار و پود چفیه ات دیدم
نور بسیجی های عاشق را
رفتی و داغی بر جگر مانده
گلهای خونین شقایق را
با آنکه رفتی چشمه ای جاری است
در ذهن سیالم صدای تو
دنیا شبیه جاده ای سبز است
روییده بر آن رد پای تو
ما را هراسی نیست از دشمن
تا حفظ نامت جان پناه ماست
فریاد جانهامان فدایت باد
هر لحظه و هر دم گواه ماست
با آنکه اهریمن شهیدت کرد
تو زنده ای در سایه ی دینت
هرگز نخواهی مرد تا وقتی
خورشید تابان است آیینت .
#علیرضااطلاقی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
🌹خبر بر فرق دشمن رعد و برقی پرصدا آمد
پس از سید علی فرزند خوبش مجتبی آمد🌹
#رهبرم
#سیدمجتبی
#سیدمقدامحیدری
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
داغی به دل و قدر و فراقِ مولا
ذکرِ لَبِمان علی ولی شیرِخدا
این کشتیِ غرق گشته در عصیان را
یارَب برسان به ساحلِ امنِ دعا.
✾࿐༅💔༅࿐✾
سادات حسینی زاده_سایه
#نوزدهمرمضان
#شب_قدر
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
.
تعویض پرچم...
در اول دفتر نوشتم باز: «یا محبوب»
تا دردهایم را کنم این بار هم مکتوب
نامحرمان در کوچه و بازار می چرخند
آمد محرّم، حال شهرم شد به لطفش خوب
دل بود قبل از روضه هایش یک سرابِ خشک
او آمد و شد گونه های شهرمان مرطوب
رفتم حرم تا با غروبِ غم، شوم آرام
تعویض پرچم را که دیدم، شد دلم آشوب
تن می کنم مشکی... که باشم روسپید این ماه
می ریزم اشکی تا کنم خود را به او منسوب
غیر از شب قدرِ علی، دارم محرّم را
این ماه، آمد تا که شیطان را کند سرکوب
یادی کنیم از لوطیانی که به عشق او
ده شب نمی رفتند دورِ کافه و مشروب
طیِ طریقت می کنم با پرچم سرخش
طالب ندارد جز حقیقت، راه بر مطلوب
با واژگانم می روم در جنگلِ معنا
باید بسازم نخلی و گهواره ای از چوب
بر شانه خواهم برد نورِ چشم هایش را
تا جزء یارانش کند این سایه را محسوب
گفتم که چشمش را کنم تصویر، دیدم که
پلکی به هم زد، رعد و برقی شد، شدم مجذوب
صد لشکرِ خونریزِ تا دندان مسلح هم
پیش نگاهِ مهربانش می شود مغلوب
بر بومِ ابر و باد رفت از عرش، بالاتر
در شام آخر دیدم او را بر خدا مصلوب
محمد عابدی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
به میمنت و مبارکی جانشینی سیدمجتبی
رهبری ولایت ...
انتخابی بهجا و شایسته است، اینکه پور تو جانشینت شد
پهلوان زاده توی گود آمد، روشنی بخش سر زمینت شد
آه امروز من چه خوشحالم، توی جسم خودم نمی گنجم
که زمین سبز و آسمان آبیست، شعر محتاج آفرینت شد
شیر را جای شیر بنشانند، در امارت امیر بنشانند
دل صاحب قران ما روشن، نور چشم خودت قرینت شد
گرچه اندوه ما فراوان است، وطن از ماتم تو گریان است
داغ داریم از اینکه اهریمن، قاتل جسم نازنینت شد
مجتبی واژهای کریمانه است، در صدف آنچه هست در دانه است
شمع و ملت براش پروانه است، پوریای ولی امینت شد
لاله در قلب باغ می روید، وسط سینه داغ میروید
در بهشتی و حسرتی دارم، بر عزیزی که همنشینت شد
سبز و جاوید باد فرزندت، دل سپردیم ما به دلبندت
آنکه یک عمر از شما آموخت، بعد تو پاسدار دینت شد
از تو تا عمر هست ممنونیم، ضمه بر گردنیم مدیونیم
وطن این کهنه امپراطوری، قلب مشرق زمین رهینت شد .
#علیرضااطلاقی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall