اگر که آخر این روزهای بیخنده
تمام شهر شود از بهار آکنده..
اگر که پنجرهها وا شوند و در تصویر
پرنده بال بگیرد بجای جنگنده..
نسیم صلح اگر از کرانهها بوزد
غبار جنگ شود در هوا پراکنده
به جای جاریِ خونهای بیگناه اگر
بجوشد از تن دوران امید زاینده
اگر چنین بشود قول میدهم از تو
مرا جدا نکند دوری رباینده
بگیر دست مرا، مشت عاشقانهی ما
به رنجهای جهان پاسخی است کوبنده
بپرس از آینهی چشمهسار، میداند
که هست خنده به لبهای ما برازنده
بگرد و خانهی ما را بیاب این سوها
بگرد عشق! که جوینده است یابنده..
سیده تکتم حسینی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
چهل شب گذشت...
غمت را شمردم، چهل شب گذشت
چهل شب در اندوه و در تب گذشت
چه میدانی از حسرت تلخ من؟
چهل روز بر من، چهل شب گذشت
زمان ایستاد و مرا زجر داد
زمان از تنم، مثل عقرب گذشت
خبر داری از لحظهء رفتنت،
چه بر دفتر و این مرکّب گذشت؟
همه روزهایم به اندوه و بغض،
چه شبها به یا رب... به یا رب گذشت
به امید برگشتنت روزها،
به اشک و به ذکر مجرّب گذشت
تو را تشنه کشتند... آه... ای علی!
بمیرم... چه روزی به زینب گذشت...
زهرا علیدوستی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
روز جمعه..
چشمات یه اقیانوس آرومه
پایان من از دور معلومه
وقتی که نیستی پیشم انگاری
دنیام چه تلخه مثه زقومه
حاکم تویی حکم دلم پیشت
دیوونهمو پر میکشم پیشت
بردی تمام هستی مو افسوس
تنها نذار من رو توو این کابوس
از چشم خیسم کی خبر داره
کی تووو خیالش بال و پر داره
کی این روزا غمگین و دلتنگه
رو شونههاش زخم تبر داره
با من مدارا کن که ویرونم
بی تو یه عکس تار و لرزونم
تقویم من رو جمعه جامونده
بی تو اسیر حبس گلدونم
#ترانه
#انتظار
#طاهرهموحدیپور (مهدا)
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
«تسبیحِ ظهور»
مولایِ سبزپوشِ لحظههایِ غیبت!
مرا به بند بکش
نه در اسارتِ خاک،
که در حریم قدسیِ دستانت...
بگذار چون تسبیحی از جنسِ نور
در میان انگشتانِ تو طواف کنم،
تا هر گرهِ وجودم
با طنینِ یا حقِ تو باز شود.
ای غایبِ حاضر!
مرا به حالِ خود رها مکن...
آنگاه که در قنوت وترِ خویش
برایِ غربتِ این جهان میگریی،
مرا چون دانههایِ زلالِ مروارید
از محرابِ چشمانت بر گونه جاری کن.
بگذار من
آن اشکی باشم که از بلندای نگاهِ شما میافتد
میخواهم بر خاکِ پایِ تو سقوط کنم
تا تمام جهان بدانند:
زیباترین سرنوشتِ یک دانه
گم شدن در مسیرِ نالههای شبانهی توست...
بیا و با سرانگشتِ عنایتت
ذکر فراق را
به تسبیحِ وصال بدل کن.
(اللّهم عَجِّل لِوَلیک الفَرَج)
┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄
سادات حسینی زاده_سایه
#ظهور
#صاحب_الزمان
#سپید
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
🇺🇸 (خیل خونخواران) 🇮🇱
به مَسلخ بُردهاند انسانیت را خیل خونخواران
که میبارَد ز چشم آسمان، خونابهی باران
زمین آلوده از ظلم و فساد و قتل و غارت شد
به حکم کافرانِ ظالم و شمشیر خونخواران
بپاخیزید اکنون ای مسلمانان! که در خوابید
هدف کردند چون "اسلام" را با خدعه، مکّاران
به میدان آمده ابلیس، اما در لباس دوست
چنان گرگی که بر تن کرده جلد میش را یاران!
یهودی مسلکان، نه! بلکه صهیونِ ستم پیشه
علیه مسلمین، گردیده همدست ستمکاران
به خاک انداختند افسوس نخلِ باغ ایمان را
تبر چون بود در دستانِ خونآلودِ غدّاران
چگونه میتوان خاموش بنشینیم وقتی که :
به خون خویش غلتیدند و جان دادند سرداران
چگونه میتوان رَد شد ز خونِ کودکانی که :
چو گل پرپر شدند از کینهتوزی جهانخواران
مشو اغفالِ "آتشبس" که باشد خدعه بیتردید
مکن دل خوش به "پیماننامهی پوچِ" ریاکاران!
کجایی ای امیدِ ناامیدان، منجی عالم!
که طاقتها شده طاق از جنایتهای جبّاران
بگیری تا تقاصِ خونِ مظلومانِ عالم را ـ
بیا بیرون ز پشتِ ابر هجران، حضرت باران!
بیا ای (ساقی) خُمخانهی جانان! بده جامی
که هستند آرزومند تو حتی، خیلِ خَمّاران .
سید محمدرضا شمس (ساقی)
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
(حیلههای نخ نما)
همچنانکه دوستی با گرگ میباشد خطا
صلحِ اِمریکا و ایران است صلحی نابجا
صلح باید بر اساس «همدلی» حاصل شود
غیر ازین قطعاً بوَد نیرنگ و تلبیس و ریا
گرگ، همواره به فکر قلع و قمع گلّه است
جز دریدن نیست چون در طینتِ گرگِ دغا
بسکه مکّار است این گرگِ دغل؛ چون روبهان
بر اساس آن چه اکنون مینماید اقتضا
کرده چون احساس در بند خطر افتاده است
دم زند از دوستی ، تا از خطر گردد رها
او که از ناچار، با تزویر بندد عهدِ صلح
گر بیابد فرصتی دیگر، کند غوغا به پا
او که از خونِ جوانان، جوع خود درمان کند
کِی توان با او مدارا کرد در این ماجرا ؟
سادهلوح است آنکه باور کرده گرگِ ددسرشت
توبه کرده از درنده خویی و ظلم و جفا
هموطن! آگاه باش و گول شیطان را مخور
تا مبادا تن دهی بر حیله های نخ نما
آب و آتش گر شود ممزوج آنگه میتوان
دید گرگی را کند بر عهد و پیمانش، وفا
گر توانی روز و شب را همنشین هم کنی!
میتوان دل بست بر این صلح، بیچون و چرا
(ساقیا) هرچند هستم طالب صلح و وفاق!
نیستم خوشبین به این صلحِ سراسر فتنهزا .
سید محمدرضا شمس (ساقی)
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
فارسیترین خلیج ...
خلیج سفرهی پهناوری که از آب است
و توی سینهی او گنجهای بیتاب است
اگر چه گنج و گهر در دلش فراوان است
و لیک شیر ژیان در کنار او خواب است
که شیر خفته به بیدار باش شیر اوژن
و این حکایت تصویر در دل قاب است
بگو به کشتی بیگانه، ناخدایت اگر
سوی خلیج بیاید اسیر خیزاب است
از آن به بادهی انگور می زند مزهاش
که خون ریخته بر قلب او چو می ناب است
خلیج سفرهی پهناور ذخایر نفت
که قرن هاست هوایش به جان اعراب است
خلیج فارس نه اصلا خلیج ایرانی
که هر کرانه او قبله گاه احباب است
خلیج پهنه بیدار باش و هشیاری است
اگر چه ظاهر یک چشم مست ، پر خواب است
در آسمانش اگر یک پرنده پر بزند
هلاک موشک رادارهای جت یاب است
و گر به پهنهی این بی کرانهی مواج
غریبه بگذرد از ساکنان گرداب است
خلیج فارس که همواره نام او جاوید
خلیج فارس بهشتی که در دل آب است .
علیرضا اطلاقی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
یزید زمان...
آن موی را یزید زمانه خضاب کرد
با خون رهبرم که جهان را سراب کرد
گفتند پشتِ سر، که فلانی فراری است
اما تمام فتنهیشان را خراب کرد
مردم کنارِ منجیِ خود ایستادهاند
گویی که نقشههای عدو را بر آب کرد
علی پوراسد
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
کانال آستان مهرزهرا ی من_۲۰۲۶_۰۴_۱۰_۱۶_۲۸_۰۶_۱۱۰.mp3
زمان:
حجم:
2M
🎧#سرودهدکترحدادعادل
🖤#درسوگدخترشهیدش
💔#شهیدهزهراحدادعادل
🎙باصدای ساراکردی
«زهرای من»
ای نازنین که بی تو دلم غرق خون شده!
باز آ، ببین که دل ز فراق تو چون شده
مهتاب من! بتاب به شبهای تار من
ره، بی حضور ماه تو، بی رهنمون شده...
🍃🥀🍃
...زهرای من! شهید بهخونخفتهٔ پدر!
باز آ، ببین که بی تو دلم غرق خون شده...
#شهید_زهرا_حداد_عادل
#چهل_روز_گذشت
#انتقام_شهدای_مظلوم
پ.ن:شهیده «زهراحدادعادل» همسر حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای حفظهاللهتعالی و دختر دکتر حداد عادل بود که در دقایق آغازین جنگ تحمیلی سوم و صبح روز نهم اسفندماه ۱۴۰۴ همراه با رهبر شهید انقلاب اسلامی و تعدادی از اعضای خانواده ایشان به فیض عظیم شهادت نائل شد.
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
لاف ...
دم از هوا زدی و بخت تو سرنگ شده
تو هر کجا که زدی دم ز صلح جنگ شده
به هفت خوان جنون لاف رستمی نزنی
که پیش صولت ما پای عقل لنگ شده
کمان آرش ما تا به زه درآمده است
جهان به دیده بدخوی تو چه تنگ شده
تو در سراب خودت حکم حکمرانی دار
که تیغ مکر تو در دست ما سرنگ شده
به کوه لرزه درافتاد از خروش یلان
که خواب گلهی کفتار پاره سنگ شده
عقاب عرصه ما نه! تو زاغ بدطینت
که پیش چنگ پلنگان اسیر و منگ شده
برو به قلعهی خود قصهگوی نسیان باش
که تیر سهم تو در شست ما خدنگ شده
خیال کردهای اینجا مزار انسان است؟
که پای لرز تو محتاج گور تنگ شده
بزن به چاک و بگو با تمام خیل سگان
که شیر بیشه ایران دگر پلنگ شده
برو به معرکهی دیگری و سیرک بساز
که کار و بار تو اینجا دگر جفنگ شده
#طاهرهموحدیپور
#مهدا
#ایران
#جنگ
#ترامپ
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
.
گزیدهای از شعر زیبای شاعر گرانقدر علیرضا اطلاقی
اگر به فحش خنک می شود دلت، باشد
بگو به این سگ زرد پلید: بی غیرت !
همین بس است برایش که این الاغ چموش
شده است لایق نفرین و واجب لعنت
اگر چه بی ادبی نیست رسم و راه ما
که در تمدن ما آدمی فقط ادب است
زبان فارسی و کشور هخامنشی
که زیر سایهی دین پیمبر عرب است
دلت خنک نشد آری دلت نسوخته که
دل تو پاره شده، سینه ی تو صد چاک است
رگ بریده چنانکه به بخیه شد محتاج
نیاز قلب تو هم شروه های غمناک است
زمانه بر سر بیداد و ظلم شد با ما
و صهیونیزم به شیطان پیام یاری داد
که ما ز کشور ایران هراسها داریم
پیاده آمد و شیطان به او سواری داد
بهانه بود اورانیوم و غنی سازی
برای اینکه تجاوز به خاک ما بکنند
برای اینکه به غارت برند میهن را
به هم شدند که ما را ز هم جدا بکنند
فریب و یاوه به هم گشت و رفت بر پرده
که نسل خام جوان را فریبشان بدهند
به لطف جادوی ابزار و هوش مصنوعی
دروغ را چو حقیقت به ما نشان بدهند
بجنگ تا نفس آخرت بجنگ بجنگ
که دشمنان وطن رهبر تورا کشتند
مده به صلح رضایت که صلح ننگین است
علی الخصوص اگر دختر تو را کشتند
سکوت مرگ صدا نیست ،مرگ آدمی است
سکوت معنی دلمردگی و خاموشی است
قلم به دست تو باشد، و هیچ ننویسی
سکوت معنی ترسیدن و فراموشی است
که دختران دبستانی تورا بکشند
قناری تو اگر لال و بی صدا باشد
رقیه اند همه دختران میهن تو
اگر که سینهی تو دشت کربلا باشد
مباد شک بکنی فرصتت تمام شود
درنگ معنی وقت است اگر حرام شود
میان حر شدن و حرمله شدن ماندی
که تیر در گلوی کودک امام شود
رفیق درد بزرگی است درد فهمیدن
و دردناک تر از آن هراس، ترسیدن
به گوش خویش بگویی که هی مراقب باش
به چشم خویش بگویی حذر کن از دیدن
چهار سال اگر در شلمچه جنگیدم
دفاع از وطنم کردم و جوان بودم
نه با توام نه علیه تو ،یک پدر هستم
که توی پرورش نسل ناتوان بودم
که بذر من پسری قد بلند و رعنا گشت
و مثل سرو روان گشت و چونکه راه افتاد
شبیه بچه گنجشک بود در پرواز
و مثل شیر کلیله درون چاه افتاد
پی سیاوش خود آمدم در این میدان
سر عناد ندارم رفیق دلتنگم
هنوز هم که هنوز است کهنه سربازم
برای میهن خود کشته مرده ی جنگم
« شراب خانگی ترس محتسب خورده ! »
تنی به تیر بزن خون خود به جام بریز
قلم به دست بگیر و وضو بساز از خون
سری است بر بدنت، در ره امام بریز
علیرضا اطلاقی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
هدایت شده از شعر شبنم
anxiousdancefloor72234_5965575300581433162.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
موسیقی وعده صادق (اسپانیایی ـ مکزیکی)
مکزیکی ها در یکی دو روز اخیر یک موسیقی درباره جنگ ایران ساخته اند که محتوای خیلی خوبی دارد که اینجا منتشر می کنم. این موسیقی به شدت در حال گسترش در کشورهای اسپانیایی زبان است.
ترجمه موسیقی اینجا:
https://eitaa.com/shabnampoem/4245