eitaa logo
سرای شعر
123 دنبال‌کننده
34 عکس
11 ویدیو
7 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
برای ساده بودن ساده زیستن باید؛ ساده آمد ساده دید ساده شنید ساده گفت ساده نوشت -مثل این سپید- و ساده رفت... این طریقیست از ساده بودن 🌼احمد ثریا نسب در سرای شعر، جای شعرتون خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
مریم شدن، نذر خدا بودن، دعا کردن هاجر شدن، با تشنگی سعی و صفا کردن آهو شدن در دشت‌های سربه‌سر صیاد ماهی شدن، در موج‌موج غم شنا کردن باری کنار خیمهٔ سقا زمین خوردن باری کنار ذوالجناحت پابه‌پا کردن باری کنار عمه سرگردانِ چادرها پروانه‌ها را از شبِ آتش رها کردن این گوشه آرامش شدن پیش رباب و آه آن گوشه پنهانی برایت گریه‌ها کردن بی اذنِ مُردن رد شدن از محشرِ گودال با شیون و با مویه نامت را صدا کردن هم‌کاروان با تو که روی نیزه می‌رفتی عزم سفر تا دوردستِ ناکجا کردن با اشک‌های کودکان همسایگی تا صبح با خندهٔ شمر و سنان تا شام تا کردن با خطبه، با فریاد، با شعر و سکوت و سوگ هرجا که شد یک پنجره رو به تو وا کردن دیدی پدر؟! دیدی وفادار غمت بودم؟ در روزگارِ دختر از بابا جدا کردن در کار عشق و عاشقی تسلیم باید بود ما را مبادا لحظه‌ای چون و چرا کردن @goharshadqom در سرای شعر، جای شعرتون خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
گُفتند می آیی تو امشب پَر زدم سویت کُنج خرابه لحظه لحظه پُر شد از بویت امشب شمیم زُلف تو در شام پیچیده ست شد شبنم اشکم پدر دلتنگ شب بویت امشب پدر چشم و چراغ خانه مایی این خانه روشن می شود حتّی به سوسویت بابا شدم بدجور امشب کُنج ویرانه دلتنگ چشمان و اشارت های ابرویت در گوشه ویرانه من دِق می کنم بابا یک امشبی ای کاش باشم پیش پهلویت دیشب به خوابم آمدی در این هوای سرد شد شال بر این گردنم گرمای بازویت بابا بیا امشب بگیر این دست سردم را بابا ببر باخود مرا هم سمت مینویت شاید که خواب دیشبم امشب شود تعبیر ! بابا بیا تاکه بخوابم روی زانویت شد بستر و بالش برایم خاک ویرانه! امشب بخوابانم پدر روی پَرِ قویت دروازه ساعات بابا جان چه محشر بود!! بارید سنگ و تازیانه روی آهویت روییده زخم تازیانه بر تنم بابا ! سنگی زدند و آه! این بال پرستویت... بابا تنم را تازیانه ناز کرد و آه... خار مُغیلان هم خَلیده پای تیهویت باخود عمو راهم بیاور تا کمی اُفتد روی سر من سایه آن سرو دلجویت خون می چکد بر گونه زردم به جای اشک بابا بیا آخر نشستم یر لب جویت گقتند یک شب در تنور کوفه خوابیدی! ای وایِ من! حتما شده خاکستری رویت امشب بیایی گر پدر باید بگیرم من با دست های کوچکم خاکستر از مویت امشب بیایی گر به این ویرانه خواهم زد با دست های کوچکم شانه به گیسویت شد دست دشمن روی من وقتی بلند آن روز خوردم زمین در دشت لبریز از هیاهویت این دختران شامی از من آه! می پُرسند کو گوشواره در دو گوشت کو النگویت؟ امشب بیا که روزهای بی تو بودن را بابا نمی دانم چسان سر کرده بانویت بابا شنیدم خانه ای در آسمان داری بابا مرا با خود ببر سمت فراسویت @shaeranehowzavi در سرای شعر، جای شعرتون خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
یک  اربعین اسارت،  یک  اربعین خسارت یک  اربعین   تعدّی،  یک اربعین  جسارت یک  اربعین   پلیدی ، یک  اربعین  رذالت تا  زینت  زنان   را   بردن   برسم  غارت یک اربعین فضیلت، یک اربعین فضاحت حتی دریغ  کردند از خواب و استراحت یک  اربعین   فتوّت،  یک اربعین  لئامت پستی  روا   نمودن   تا   مرز  بی نهایت جادارد ار  بنالد  شیخ شهاب  از این غم تا   انتهای   عالم،   تا   صحنه ی قیامت 🌼شهاب سنگانی در سرای شعر، جای شعرتون خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
با سوره ی نصر ناصری در راه است با خضر نبی حُبّ علی همراه است عشق است که هرگز نشود خلعِ سلاح پیروز تر از همیشه حزب الله است ✍🏻 @goharshadqom در سرای شعر، جای شعرتون خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
غروب داغ سلام بر دل‌ بیتابت بر اشک سوخته‌ات سلام بر بوسه‌ی داغ خورشید، برگونه‌های کبودت سلام بر پای برهنه‌ات در میان خارهای مغیلان سلام بر گرمی پلک خواب آلودت تو را می‌ستایم به خاطر آرامش نگاهت به خاطر صبر بزرگانه‌ات به خاطر خاطراتت غروبت آغوش خدا غروبت مسجود فرشتگان غروبت هزار دسته‌ی گل سرخ غروبت درد دلهای آرام علی ،در دل چاه غروبت طلوع هزار ستاره است عزیزم ستاره هایی از جنس خورشید همه مثل تو کودکانی مثل مادر یاسی پیچیده در فراز کهکشان معطر و با طراوت دردت به جانم عزیز شهد شهادت گوارا ط_م(مهدا) در سرای شعر، جای شعرتون خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
تا در میان واژه‌ها پیچید عطر قصه‌ات دق کرد حتی مثنوی از ماجرای غصه ات هر سال تا گل می‌کند یاس کبود باغچه روشن به یادت می‌شود شمعی به روی طاقچه شرح تو ای بی باغبان، پیچیده از نو در جهان خم شد نهال قامتت از محنت نامردمان ای چشمه‌ی چشم تو تر، از ماجرای تلخ سر عمه سفارش می‌کند، گریه نکن جان پدر ای نوگل درد آشنا، از روضه‌ی اصغربگو یاس کبود کربلا، از شاه بی لشکر بگو از قاسم و پیکار ا‌و از لحظه‌ی دیدار او از یک بغل مردانگی، وقتی اجل شد یار او چون خواهران مهربان از حضرت اکبر بخوان از وقت میدان رفتنش،وقتی که شد پرپر بخوان کو مشک و کو عباس تو، کو معدن احساس تو خون در دل من می‌کند آن اشک چون الماس تو جای عزیز فاطمه در مجلس اغیار نیست اصلا چرا از کودکان، با حضرت تو یار نیست؟ طاقت ندارد عمه‌ات شیرین زبانی کن ز نو پا در میانی کن اجل، جان رقیه، جان تو @goharshadqom در سرای شعر، جای شعرتون خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌼 انتظار در شعر فارسی 🌼و قالب‌های کهن و نوین انتظار، یکی از کهن‌ترین و عمیق‌ترین مضامین در ادبیات فارسی است. این مفهوم که ریشه در باورهای دینی و فرهنگی ایرانیان دارد، در طول قرن‌ها در قالب‌های گوناگون شعری تجلی یافته است. انتظار، نه تنها در انتظار ظهور منجی موعود (امام زمان (عج))، بلکه در انتظار ظهور حق، عدالت، ظهور یار و حتی انتظار معشوق در ادبیات عاشقانه نیز نمود پیدا می‌کند. 🌼قالب‌های شعری مناسب برای موضوع انتظار: انتظار، به دلیل گستردگی معنایی و عمق احساسی خود، در قالب‌های مختلفی قابل بیان است. هر قالبی، ویژگی‌های خاص خود را برای انتقال این مفهوم دارد: 1. غزل: غزل، به دلیل لطافت،احساسات‌گرایی و قابلیت بیان مضامین عاشقانه و عارفانه، بستر بسیار مناسبی برای بیان انتظار است. انتظار معشوق، انتظار ظهور یار، و حتی انتظار رسیدن به وصال الهی، همگی در قالب غزل به زیبایی تجلی یافته‌اند. ویژگی‌ها: در غزل انتظار، شاعر می‌تواند شور و اشتیاق، درد دوری، امید به وصال، و اوصاف یار (منجی) را با زبانی دلنشین بیان کند. استفاده از نمادهایی چون شب، تاریکی، سحر، باران، و فصل‌ها می‌تواند به غنای معنایی غزل بیفزاید. 2. مثنوی: مثنوی، به دلیل قابلیت روایت‌گری و بسط داستان‌گونه، برای بیان ریشه‌ها، علل، و پیامدهای انتظار، همچنین شرح حالات مختلف در دوران غیبت، بسیار مناسب است. ویژگی‌ها: شاعر می‌تواند در مثنوی، روایتی از تاریخ انتظار، شرح حال مظلومیت، و بشارت ظهور را به تفصیل بیان کند. مثنوی‌های حماسی و روایی، ظرفیت خوبی برای بیان مفاهیم بلند انتظار دارند. 3. رباعی: رباعی، به دلیل ایجاز و اختصار، برای بیان یک جرقه فکری، یک حس ناب، یا یک تصویر موجز از انتظار، کارآمد است. ویژگی‌ها: یک رباعی انتظار، می‌تواند چکیده‌ای از یک ایده عمیق یا یک آرزوی برآورده نشده را در خود جای دهد. 4. دوبیتی: دوبیتی، مشابه رباعی، ظرفیت خوبی برای بیان احساسات ساده و صمیمی در مورد انتظار دارد. ویژگی‌ها: دوبیتی‌ها اغلب با زبانی مردم‌پسند و عاطفی، حس انتظار را منتقل می‌کنند. 5. شعر نو (نیمایی، سپید، موج نو): شعر نو، با شکستن قالب‌های سنتی، آزادی بیشتری به شاعر برای بیان خلاقانه و نوآورانه‌تر مفهوم انتظار می‌دهد. ویژگی‌ها: در شعر نو، شاعر می‌تواند از تصاویر بدیع، زبان امروزی‌تر، و ساختارهای غیرمتعارف برای بیان احساسات درونی و تفکرات خود در مورد انتظار استفاده کند. این قالب‌ها، امکان پرداختن به لایه‌های پیچیده‌تر روانشناختی و اجتماعی انتظار را نیز فراهم می‌کنند. نکات کلیدی در سرودن شعر انتظار: صداقت و خلوص: مهم‌ترین عنصر در شعر انتظار، صداقت شاعر در بیان حس انتظار است. تصویرسازی: استفاده از تصاویر ملموس و استعاری برای بیان درد دوری، شوق وصال، و شمایل یار. امید: علی‌رغم سختی‌ها و طولانی شدن دوران انتظار، باید بارقه‌ای از امید در شعر موج بزند. عدالت‌خواهی: انتظار، همواره با آرزوی برقراری عدالت و رهایی از ظلم همراه است. زبان و بیان: انتخاب زبانی متناسب با قالب و مضمونی که شاعر قصد بیان آن را دارد. منتظر اشعار زیبای شما هستیم🌹 آیدی برای ارسال آثار👇 @morning_rain_1403 در سرای شعر، جای شعرتون خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
ای آنکه عزیزی و مرا جانی و جانان صد یوسف مصری زغمت سر به بیابان ای کاش بیایی و بگویند که آمد بر مصر وجود من قحطی زده باران 🌼طاهره ابراهیم نژاد آکردی در سرای شعر، جای شعرتون خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
🔰 ای کریم‌آل‌طاها، دشمن تو دین نداشت ▪️صلحِ تحمیلی کم از شمشیرِ زهرآگین نداشت زندگیِ شیعه حتی لحظه‌ی شیرین نداشت ▪️عمر و عاصان در دل تاریخ بسیارند و هیچ وعده‌های پوچ و بی‌مقدارشان تضمین نداشت ▪️نیزه‌ها بر سر گرفته مصحفِ الله را کاش تاریخ تشیع، جنگ چون صفین نداشت ▪️آنکه بر تابوت مظلوم تو می‌انداخت تیر یا نمی‌دانست ابن‌الحیدری یا دین نداشت ▪️جعده خام وعده‌های درهم و دینار شد حجره‌ات جز دشمنی طماع و بد آیین نداشت ▪️بعد پیغمبر ولایت را به مسلخ برده‌اند این جماعت خاطره از جمله‌ی ثقلین نداشت ▪️مردمانی اهل نِسیانند و در دین کم‌فروش آسْمانِ کم‌فروشان خوشه‌ی پروین نداشت ▪️رهبری بعد از أمیرالمؤمنین غیر تو نیست دردِ نافرمانیِ یارانتان تسکین نداشت ▪️مردمِ شَهرت اگرچه کینه دارند از علی اسبِ غیرت در میان یاورانت زین نداشت ▪️روزگارِ شیعه بعد از حیدر آسایش ندید جز فراق و زخم و صدها لحظه‌ی غمگین نداشت ▪️مثل بابای غریبت در مدینه بی‌کسی سال‌های عمرتان دِی داشت، فروردین نداشت ▪️استخوانی در گلویت بود و درمانی ندید نوعروس شیعه بین جاهلان، کابین نداشت ▪️بارها بخشیده‌ای داراییِ خود را، ولی بین این مردم دعایت واژه‌ی آمین نداشت ▪️جز شهادت نیست میراثی میان اهل بیت مصحفِ داعیه‌داران نقطه و تنوین نداشت ▪️کافران بسیار پاشیدند در دلها غضب بذر کینه از علی، جز میوه‌ی توهین نداشت ▪️کوچه را دیدی و پهلویی که با ضربت شکست فاطمه دختِ پیمبر، مجلسِ تدفین نداشت ▪️غرق خون شد قامت خورشید عدل و بندگی دشمنِ حیدر به جز یک کینه‌ی دیرین نداشت ▪️بی نصیب از کینه‌ی کفار هرگز نیستی ای کریم‌آل‌طاها، دشمن تو دین نداشت @shaeranehowzavi در سرای شعر، جای شعرتون خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
امام حسن علیه السلام گاه پابرجاییِ اسلام کار جنگ نیست چرخش خورشید حتی در مدار جنگ نیست ذوالفقاری که به دست اوست شمشیری ست که در غلاف صلح مانده، ذوالفقار جنگ نیست اینکه می‌گفتند با طعنه مُذل المومنین از پیامدهای سخت و ناگوار جنگ نیست؟ از فشار روحی اش چیزی نگفتم هیچ وقت گیرم اصلاً جسم مولا در فشار جنگ نیست! خورد بعد از رفتنش هم تیر، جسمش را ببین بعد از آن اقرار کن او یادگار جنگ نیست... گاه جنگ و گاه صلح و گاه با صبر و سکوت اصل این بوده وگرنه دین کنار جنگ نیست دست‌هایم گشته کوتاه از مزارِ پر غمش گرچه قبر خاکی او در حصار جنگ نیست @goharshadqom https://eitaa.com/PoetryHall