دعا کن هر گلی پرپر نمیرد
کسی با چشم های تر نمیرد
دوباره جمعه ای رد شد، دعا کن
دلم تا جمعه دیگر نمیرد
بهار آشنای باغ برگرد!
برای ما، برای باغ، برگرد!
به خون ما تبرها تشنه هستند
به جَدِّ لاله های باغ، برگرد!
دوباره فصلی از بی رنگی باغ
غم ما و نگاه سنگی باغ
تو برمی گردی و یک صبح روشن
به پایان می رسد دل تنگی باغ
درختان بیشتر قد می کشیدند
برای برگ و بر، قد می کشیدند
به شوق دیدن خورشید رویت
علی رغم تبر قد می کشیدند
نوای رفته از نی خواهد آمد
و بارانی پیاپی خواهد آمد
در این دنیای خاک آلود، ای مرد!
عطش جاری ست، رودارود، ای مرد!
تو با یک آسمان باران می آیی
کدامین جمعه موعود ای مرد؟
ز گل ها یک اقاقی مانده، برگرد!
که آن هم اتّفاقی مانده، برگرد!
نمی دانی مگر از عمر این گل
فقط یک جمعه باقی مانده، برگرد!
دل ما و کویر تفته؟ برگرد!
خدا را ای بهار رفته؟ برگرد!
تمام جمعه ها را صبر کردیم
اقلاً جمعه این هفته برگرد!
شب و آواری از دلواپسی ها
و تکرار همین «کی می رسی»ها
نشد این جمعه، شاید جمعه بعد
رهایم می کنی از بی کسی ها
🌼سیدحبیب نظاری
https://eitaa.com/PoetryHall
✅خصوصیات شعر انتظار با رویکرد انقلابی
این نوع شعر، که ریشههای عمیقی در فرهنگ و ادبیات فارسی دارد، ترکیبی هنرمندانه از مفاهیم انتظار (به ویژه انتظار منجی موعود در فرهنگ شیعه) و مضامین انقلابی و عدالتخواهانه است.
پیوند عمیق با مفاهیم مهدویت و انتظار:
🌼امید به آیندهای روشن: این شعر، همواره نویدبخش ظهور منجی و پایان ظلم و ستم است. عنصر امید، نیروی محرکه اصلی آن محسوب میشود.
🌼 تصویرسازی از عصر ظهور: شاعران در این سبک، به ترسیم جامعه آرمانی پس از ظهور، عدالت فراگیر و ریشهکن شدن فساد میپردازند. این تصاویر، نه تنها زیبا و خیالانگیزند، بلکه به مخاطب انگیزه میدهند تا برای تحقق آن بکوشد.
🌼 نقش منتظر فعال: برخلاف انتظاری منفعل، این شعر به منتظر نقشی فعال و پویا میدهد. منتظر واقعی کسی است که در مسیر اصلاح جامعه و مبارزه با ظلم، قدم برمیدارد.
مضامین انقلابی و عدالتخواهانه:
🌼 مبارزه با ظلم و ستم: این اشعار، به شدت به ستمگران و ظالمان میتازند و مخاطب را به ایستادگی در برابر بیداد فرامیخوانند.
🌼 آزادی و رهایی: مفهوم آزادی، چه از بند استبداد داخلی و چه از یوغ سلطه خارجی، در این شعر جایگاه ویژهای دارد.
🌼 دعوت به قیام و بیداری: شاعر، با کلامی حماسی و شورانگیز، مردم را به بیداری، وحدت و قیام برای رسیدن به عدالت و آزادی دعوت میکند.
🌼شهادت و ایثار: ارزشهایی چون شهادت و ایثار در راه حق، از دیگر مفاهیم پررنگ در این گونه شعر است.
زبان و بیان:
🌼زبانی حماسی و شورانگیز: برای القای حس قیام و مبارزه، غالباً از واژگان و ترکیبات حماسی و پرشور استفاده میشود.
🌼 استفاده از نمادها و استعارهها: مفاهیم عمیق و پیچیده، با بهرهگیری از نمادها و استعارههای آشنا (مانند خورشید برای منجی، شب برای ظلمت، صبح برای ظهور و...) به شکلی هنرمندانه بیان میشوند.
🌼بیانی صریح و کوبنده: در کنار جنبههای ادبی، این شعر دارای بیانی صریح و گاه کوبنده است که هدف آن بیدار کردن وجدانها و به حرکت درآوردن جامعه است.
🌼طنین عاشورایی: واقعه عاشورا و قیام امام حسین (ع)، به عنوان الگویی بیبدیل از مبارزه با ظلم، تاثیر عمیقی بر این گونه شعر گذاشته و طنینی عاشورایی به آن میبخشد.
کارکرد اجتماعی:
🌼 ایجاد وحدت و همبستگی: این شعر، با تمرکز بر آرمانهای مشترک، به ایجاد وحدت و همبستگی در میان اقشار مختلف جامعه کمک میکند.
🌼انگیزهبخشی و پویایی: با القای امید و دعوت به مبارزه، مانع از یأس و سرخوردگی شده و جامعه را به سمت پویایی و حرکت سوق میدهد.
🌼حفظ آرمانها: در دورانهای سخت و پرچالش، این شعر به مثابه نگهبانی برای آرمانها و ارزشهای انقلابی و دینی عمل میکند.
شعر انتظار و انقلابی تلفیقی، نه تنها یک ژانر ادبی، بلکه یک مکتب فکری است که با آمیختن مفاهیم عمیق دینی و آرمانهای اجتماعی، به دنبال ایجاد تحول و بیداری در جامعه است. این شعر، همواره ندای امید، عدالت و آزادی را سر میدهد و مخاطب را به سوی آیندهای روشنتر رهنمون میشود.
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
اربعین همدلی
خانهی قلب زائر
از آجر سادگی بنا شده
چه بیپیرایه !
و پنجرههایش رو به
باغِ بیانتهای مهر
باز است
چه پر شکوفه!
هر طلوع...
آفتاب از کرتِ ایوان میدمد
و شبنمِ اشک
بر گلبرگِ گونه مینشیند
نه نیازی به زرِ پر زرق و برق،
نه تمنای کاخهای بلند!
در خانههای خاکیِ ساده
پذیرایی میکنند
چه بی پیرایه!
سبک و آرام
در سایهی بالهای فرشتگان
در آغوش نخلستانهای باشکوه
اینجا،کلمات، بینقاب
بر زمینِ صداقت مینشینند
و نگاهها، بیدغدغه، بر آینهی آسمان
می تابند
در این سرای بینقش،
قلبها چون گلهای دشت
خودرو و بیادعا،
عطرِ زندگی را میپراکنند
و این است رازِ سرزندگی
در پیچ و خمِ زندگی
و در اوج مهربانی!
اینجا اربعین همدلیست...
ط_م(مهدا)
https://eitaa.com/PoetryHall
نگارگر آسمان
ای نقاش نور
ای شور بیکران بوم
نامت ترانه شد
تو آمدی و عشق با قلمت جان گرفت
ای نگارگر آسمان
در نگارههایت؛ کربلا نفس میکشد
و خورشید با شرمی غریب
سر به دامان شب می گذارد
شب دهم اما در نگاه تو
روشن تر از صبح است
تو درد را چنان لطیف کشیدی
که پروانهای شد
بر کرانهی دلدادگی
و اثر تو نه فقط یک قاب
بلکه پروازیست به آغوش ضریح
و هر بوسه بر ضریح
بوسه بر سر انگشتان توست
و اینک ما
در برابر عظمت هنرت
با چشم دل می بینیم
عصر عاشورا و شب دهم
و آن ضریح بی منتها را
وتا ابد با دیدن نقشی
از هنرت
روحمان پرواز می کند
به جایی
که فقط دست های تو ،
راهش را می شناسد!
✍#طاهره_موحدیپور_مهدا
#شب_دهم
#عاشورا_اربعین
#استاد_فرشچیان
#نقاش_نگارگر_آسمان
https://eitaa.com/PoetryHall
تلخ است ایام فراق و غیبت تو
شیرین، حضور باصفا و صولت تو
ای کاش میآمد صدای دلربایت
آغاز میشد منتهای غربت تو
هرگز ندیدم دل به شوقی تازه باشد
وقتی که خونباریم ما از محنت تو
از آرزوهامان چه باید گفت، خالی است
دنیایمان، از رنگ و بوی صحبت تو
پروندهی اعمال ما لوحی سیاه است
جز در نگاه مثبت بیمنت تو
امن یجیب از روی لبهامان نیفتاد
ای جان فدای نسخههای رافت تو
#این_صاحبنا
#معصومهمشهدیزاده
@goharshadqom
https://eitaa.com/PoetryHall
پــدرم عــاشــقِ مُــحــرَّم بــود
پدرم روضه خوانِ هیئـت بود
پــدرم قــد خمیــده بــود امّــا
پیرمــردِ جــوانِ هـیئـت بــود
دکترانش پس از مُعــاینـه اش
خواندنش را حَـرام می کردند
از نــگـــاهِ پـــدر ولـــی آن هــا
خون به قلبِ امـام می کردند
این صدا را خودش به من داده
طَعنــه ات را ندیــده می گیـرم
شُغــلِ من نوکــریست بابا جان
من نگــویم حُــسین می میــرم
نــذر کــردم اگــر بُــزرگ شـدی
چــای ریـزِ حُــسینــیّــه باشــی
مــادرم هــم به مــادرت گفتــه
تـو کــنیــزِ حُــسینـیّــه باشــی
از همــان کــودکــی سُــراغم را
تک و تنهـا فقط حُــسین گرفت
هر کجــا لَنــگِ نــانِ شـب بودم
دستِ من را فقط حسین گرفت
نوکری شُغـلِ خانواده ی ماست
مــا بــرای حُــسین می مـیریــم
پســرم مـا بهشــت هــم برویــم
روضه خوانیم روضه می گیریم
روزهــا را شِمُــرد گفت حُــسین
از غم و غصّه مُرد گفت حُـسین
پــدرم تــشنـــه ی مُـحــرَّم بــود
هر زمان آب خورد گفت حسین
پــدرم رفــت تــازه فــهــمیــدم
چه کسی می رسَـد به فریــادم
پدرم وقتِ مرگ گـفت حُــسین
" پــنـدِ دیگــر نــداد اسـتــادم "
#ابراهیم_زمانی
#اربعین
@shaeranehowzavi
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
به کربلا نرفتهها! حسین را صدا کنید
میان اشکهای خود خدا خدا خدا کنید
زیارت حریم عشق اگر نصیبتان نشد
به جای دیدن حرم دری به گریه وا کنید
نجف به سمت کربلا پیاده… اربعین… سحر…
عجب حکایتی شده نظر به جادهها کنید
قسم به شوق زائران به بهترین مسافران
در این مسیر با صفا به عشق اقتدا کنید
رفیقهای محترم! قدمزنان سوی حرم
برای دلشکستهها برای ما دعا کنید
مسافران کربلا! کمی به یاد دوستان
میان بینالحرمین اقامهی عزا کنید
همسفر فرشتهها به وقت دیدن غروب
ناله به شاه بیکفن میان بوریا کنید
🌼مصطفی کارگر
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
شگفتا، این چنین محو تماشای که هستی تو؟
هنرمندا، بگو غرق تمنای که هستی تو؟
کشیدی عشق را دور ضریح حضرت سلطان
بگو با ما، سراسر مست معنای که هستی تو؟
نسیمی می وزد از سمت باب القبله سوی بوم
در آن ظهر دهم مشغول غوغای که هستی تو؟
قلم با اشک می چرخد به دور خیمه ی زینب(س)
در آن تصویر غمگین، رنج فردای که هستی تو؟
خوشا اشک قلم در دست هایت عصر عاشورا
نمیدانم چه خواندی، غرق نجوای که هستی تو؟
#الهام_نجمی
@goharshadqom
https://eitaa.com/PoetryHall
شعر مینیاتوری
🌱«به یاد استاد فرشچیان»🌱
شعرلطیف یا مینیاتوری عمیقاً زیباست!
وقتی میگوییم شعری لطیف است، منظورمان این است که در آن نوعی ظرافت، نرمی، و دلنشینی وجود دارد. این لطافت میتواند در انتخاب واژههایی نمود پیدا کند که گوشنواز هستند و حس خوبی منتقل میکنند، یا در استفاده از تصاویر شعری که با ظرافت و زیبایی خاصی کشیده شدهاند و ذهن را به آرامی و لذتبخش درگیر میکنند. لطافت گاهی در وزن و آهنگی است که شعر دارد؛ وزنی که گوش را نمیآزارد و مانند نسیمی ملایم بر روح مینشیند. شعر لطیف از هرگونه خشونت، زمختی، یا بیان مستقیم و بیپرده پرهیز میکند و زیبایی را با حجابی از ظرافت و ایهام به نمایش میگذارد. به نوعی، شعر لطیف مانند نقاشی مینیاتوری است که جزئیات آن با دقت و ظرافت تمام نقش بسته و چشم را به کشف زیباییهای پنهان دعوت میکند.
از سوی دیگر، زنده بودن شعر به معنای داشتن پویایی، حرکت، و حیات درونی است. این زندهبودن باعث میشود شعر ایستا و بیروح نباشد، بلکه نفس بکشد و با خواننده ارتباط برقرار کند. زندهبودن میتواند در موارد زیر نمود یابد:
🌼 تازگی و نوآوری: شعر زنده، از کلیشهها و مضامین تکراری دوری میکند و ایدهها، تصاویر یا بیانهای تازهای را به مخاطب عرضه میدارد. گویی که برای اولین بار است که چنین حسی یا چنین تصویری بیان میشود.
🌼حس حرکت و پویایی: ممکن است شعر دارای افعالی باشد که حرکت را نشان میدهند، یا تصاویری که به جای ثابت بودن، در حال تغییر و دگرگونی هستند. حتی گاهی این حرکت در روند فکری شاعر و تحول ایده در طول شعر خودش را نشان میدهد.
🌼 برانگیختن احساسات و تخیل: شعر زنده، خواننده را منفعل نمیگذارد؛ بلکه او را به چالش میکشد تا عواطفش را درگیر کند و تخیلش را به پرواز درآورد. خواننده با چنین شعری همذاتپنداری میکند و آن را بخشی از تجربه زیسته خود مییابد.
🌼 تازگی در هر خوانش: یکی از مهمترین نشانههای شعر زنده این است که با هر بار خواندن، تازگی خود را حفظ میکند و حتی جنبههای جدیدی از معنا یا زیبایی خود را آشکار میسازد. مانند چشمهای جوشان که همیشه آب گوارایی دارد.
بنابراین، وقتی شعری هم لطیف است و هم زنده، ما با اثری روبهرو هستیم که در عین زیبایی و ظرافت دلنشین، سرشار از حرکت و پویایی است. این تلفیق باعث میشود شعر نه تنها به سرعت کهنه نشود، بلکه با گذشت زمان نیز ارزش و جذابیت خود را از دست ندهد و همواره الهامبخش و تأثیرگذار باقی بماند. چنین شعری میتواند هم آرامشبخش باشد و هم شورانگیز؛ هم عمق داشته باشد و هم روشنایی. اینها ویژگیهایی هستند که یک اثر ادبی را به اثری ماندگار و بیزمان تبدیل میکنند!
منتظر اشعار لطیفتان هستیم🌹
ارسال اثر از طریق
@morning_rain_1403
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
چه میشد عشق، ما را توشه باشد؟
نصیبم برگی از آن خوشه باشد
خداوند حرم های مبارک
چه میشد قلب من شش گوشه باشد؟
ایوب پرند آور
https://eitaa.com/PoetryHall
گاه باید شام را با دیدۀ تر سر کند
گاه باید روزها را دیده بر در سر کند
حالت از کربلا جا مانده گاه اینگونه است
کودکی که دور از دامان مادر سر کند
میلاد حسنی
https://eitaa.com/PoetryHall