eitaa logo
قدرت، امنیت و دولت ایران
5 دنبال‌کننده
173 عکس
221 ویدیو
3 فایل
اندیشه‌ی سیاسی فلسفه‌ی سیاسی علوم سیاسی جامعه‌شناسی سیاسی علم روابط بین‌الملل امنیت، قدرت، قدرت نظامی، دولت جنگ، بازدارندگی، نظم، جغرافیا، الهیات، سیاست، تکنولوژی دولت‌سازی اسلامی‌سازی علم راهبرد بقا برای توسعه‌ی قدرت #علم_دینی #فلسفه_روش @ahs_tafreshi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻علیه عقب‌نشینی/ لزوم تغییر روش در دانشگاه! ▫️اگر علوم و دانشگاه تغییر نكند، بین اسلام و عمل تمام نمی‌شود... ما رابطۀ عمل و اعتقاد را تمام كرده‌ایم و آمادۀ اثبات تجربی آن هستیم... ما دربارۀ علوم و تمدّن بشر صحبت داریم. صحبت از تلفیق نیست. ▫️دلیل آن این است كه نمی‌شود تمدّن دوپارچه شود، تمدّن باید باشد. ▫️توسعه [غربی] نمی‌تواند بگوید من یک اهدافی را برای می‌نویسم و یک اهدافی را برای می‌نویسم. ▫️در غیر این صورت، اسلام گام به گام به نفع توسعه [غربی] می‌كند. 📌استاد سیدمنیرالدین حسینی الهاشمی (ره) | الگوی تنظیم برنامۀ حوزه، جلسه ۲۲۵ ☑️ @AndisheMonir
هدایت شده از کاوش پلاس
32.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از رود نیل تا فرات: آیا اسرائیل حق الهی برای تصرف تمام خاورمیانه را دارد؟ 📍در گفت‌وگویی چالشی میان تاکر کارلسون و مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، «مشروعیت اسرائیل» از میدان سیاست به زمین الهیات و حقوق بین‌الملل کشیده می‌شود. هاکبی هم‌زمان به «حقوق بین‌الملل» و «وعده‌های کتاب مقدس» استناد می‌کند، اما وقتی تاکر اصل جهان‌شمول را مطالبه می‌کند، پاسخ‌ها رنگ استثنا می‌گیرد: آیا حقِ میهن و حقِ موجودیت برای همه ملت‌هاست یا فقط برای اسرائیل؟ 🔻کارلسون با رجوع مستقیم به آیات سفر پیدایش و پرسش درباره محدوده «از نیل تا فرات»، پیامدهای سیاسی یک توجیه الهیاتی را روی میز می‌گذارد: اگر سندِ مالکیت کتاب مقدس باشد، مرزهای مدرن چه می‌شود؟ و اگر معیار، حقوق بین‌الملل است، چرا همان حقوق و نهادهای جهانی-از لاهه تا دادگاه‌ها-هم‌زمان بی‌اعتبار خوانده می‌شوند؟ ☑️ @Kavoshplus
من باب احتمال انتخاب رهبری بعدی میخوام جسارت کنم و چند کلامی بنویسم اولا اینکه بدیهی است که من نه متخصص فقه و تشیع هستم، نه حقوق اساسی میشناسم و نه کارشناس سیاست داخلی اما به عنوان کارشناس امنیت ملی میتونم چند نکته رو بگم ....
در انقلاب‌ها و نظام های آرمانی ، رهبری ها به شدت می توانند عامل تایین کننده ای باشند، همانطوری که استالین توانست شوروی را تبدیل به یک ابرقدرت جهاتی کند و بعد گورپاچف شوروی رو نابود کرد همچنین در چهره های مذهبی هم همین گونه است، ببینید که بعد از سید حسن، شیخ نعیم عملا به اضمحلال حزب الله لبنان انجامید جمهوری اسلامی هم که از دل یک انقلاب آرمانی بیرون آمده رهبری مقتدر یا رهبری اهل وفاق می تواند عامل تقویت و یا فروپاشی اش شود بویژه در شرایطی که هم در داخل و هم در خارج در لبه تیغ قرار دارد چه از لحاظ دوقطبی حمایت و مخالفت مردمی، چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ جنگ و تحریم خارجی بنده در سال ۱۴۰۱ در مقاله ای تحت عنوان چرا در ایران انقلاب نمیشود نوشته بودم که بنا به چندین دلیل جمهوری اسلامی ابزار بقای کافی دارد چندتا از اون ابزار بقای جمهوری اسلامی ارتباط مستقیم به انتخاب رهبری بعدی دارد الف ) طبقه ی طرفدار وفادار و جان فدای جمهوری اسلامی / طبقه طرفدار هسته سخت نظام / طبقه جان فدای سید علی ب ) سپاه پاسداران و نظامیان وفادار به نظام ( برخلاف ارتش زمان شاه ) ج ) قدرت نظامی مشخصا موشکی و منطقه ای ایران، منطقه ای که متاسفانه تضعیف شد و فقط موشکی مانده و چندین عامل دیگه که حالا الان جاش نیست اما همین ۳ تا عامل با انتخاب رهبری بعدی میتونه تقویت بشه یا درجا تضعیف بشه متاسفانه جمهوری اسلامی در وضعیتیه که دچار قحطی رجل شده، یا اکثر چهره ها ترور شده اند و یا مرحوم شده اند چهره ای که درجا بتونه تمام ارکان نظام رو درجا پشت نظام متحد کنه وجود نداره ( توجه کنید منظورم همه مردم نیست، مردم که نامعلوم الحال اند ، منظور قشر وابسته یا طرفدار نظامه ) از اصلاح طلب و وفاقی بگیرید تا سپاهیان و روحانیونو و قالیبافی ها و جلیلی ها هر کدام ممکنه ارجهیتی داشته باشند پس در این وضعیت باید چهره ای انتخاب شود که حداقل اون قسمت وفادار به سید علی ، درجا به این چهره جدید هم وفادار بشه و اتفاقا قوی ترین نیروی وفادار و پای کار نظام همان قشر طرفداران شخص سید علی هستند خوب در این وضعیت به نظر میرسه انتخاب آقا مجتبی چندتا فایده داره : ۱- وفاداری درجای طرفداران سید علی به رهبری جدید که خود یک نیروی قوی برای بقای جمهوری اسلامی بوجود میاره ۲- از اضمحلال جمهوری اسلامی به شکل گورباچف جلوگیری میشه ۳- تو دهنی به پروژه کودتای نرم روحانی و ظریف و پروژه ی ایران کُش ِ وفاق ! ۴- تو دهنی به اوپوزیسیون که تصور میکرد بعد از سید علی جمهوری اسلامی نابود میشه ۵- تو دهنی به ترامپ و نتانیاهو به نظر من در شرایط فعلی جمهوری اسلامی ، هیچ چهره ی دیگری جز آقا مجتبی، توانایی جفظ این ویژگی ها رو نداره ، بلکه ممکنه اکضاع ایران رو به سمت نابودی ببره هر چند هیچ شناختی از شخصیت ایشون نداریم اما امیدواریم که حداقل با خیلی از تحولات پشت پرده پدرش آشنایی داشته و این خود چند قدم ایشون رو از دیگران جلوتر قرار میده اما در عین حال چندین نگرانی هم هست: ۱- حفظ جان ایشون خیلی مهمه اصلا این تصور که رهبر شهید شه عیب نداره درست نیست، رهبر فقط امام شیعیان نیست، حاکم ایران هم هست، مسئول حفاظت از امنیت ملی ایران هم هست، پس باید زنده بماند و از ایران حفاظت کند ۲- مشاوران نطامی سیاسی که به سید علی مشاوره های غلط نظامی سیاسی میدادند باید از دور ایشون حذف بشن ۳- تلقین این رویکرد به رهبر جدید که باید وارد فاز وفاق با تمام مردم ایران بشه باعث سقوط جمهوری اسلامی خواهد شد، رهبری جدید باید بی تعارف استالین باشه نه گورباچف ۴- هرگونه صحبت از صلح امام حسن نباید زده بشه که آن نیز باعث سقوط جمهوری اسلامی خواهد شد ( اینم باز از گور مشاوران قدیمی آقا بلند خواهد شد ) ۵- ادامه مسیر پدر در نساختن بمب اتم که این هم باز باعث نابودی ایران خواهد شد اما من جمیع شرایط با وجود تمام این نگرانی ها بنده به عنوان کارشناس امنيت ملی فکر میکنم بهترین چهره برای رهبری سوم که بتواند بقای ایران رو حفظ کنه آقا مجتبی است درباره قسمت تغییر فتوای حرمت سلاح هسته ای اینجا وظیفه من و شما صد برابر میشه امروز دیگه باید بدون هیچ تعارفی با صدای بلند، رسا و صریح این مطالبه رو خیلی رک بیان کنیم بویژه قشر حزب اللهی و نظامی سپاهی کشور خیلی علنی باید این مطالبه رو بیان کنند هر گونه کوتاهی، سکوت، روی دربایسی و احتیاط و .... خیلی سریع به ترور رهبری سوم خواهد انجامید و دوباره همین آش و همین کاسه .... اما من در عین حالی که بسیار عصبانی از شرایط موجودم و بسیار نگران از آینده ایران اما ته دلم امید دارم ان شاالله رهبری سوم مقتدر، قوی و شجاع میاد فتوای ساخت سلاح هسته ای رو هم ان شاالله بعد از این جنگ چه علنی چه مخفی می دهند و سال ۱۴۰۵ بر خلاف سال ۱۴۰۴ سال ایران عزیزمون خواهد بود ان شاالله ....
برام سواله چرا انقدر راحت جت های آمریکایی اسراییلی باید بتونن هر روز با ارتفاع انقدر پایین تو آسمان تهران جولان بدن؟ حالا میگیم سامانه های پدافندی مون با آواکس‌ها و جنگ جنگال هک شدن، اوکی رادارهامون رو هم زدن ، اوکی ولی یعنی از زمان جنگ جهانی اول هم ما الان بدتریم که چهارتا تیربار و توپ ضدهوایی و اورلیکن و دوش پرتاپ و مسلسل دستی بزنیم یه دیوار آتش درست کنیم اینا انقدر راحت نتونن بیان پایین؟؟؟ لبنان که هیچی یعنی از افغانستان زمان شوروی هم کمتریم چهارتا استینگر داشته باشیم؟؟؟ به خدا دیدن این جت ها تو آسمون تهران برای من از صدتا فحش خار و مادرم بدتره ! .... (پ.ن : پوتین مادرتو ‌‌‌‌‌‌.... ) ...‌‌‌‌..
اون پفیوزی که میگفت ما بمب اتم نمی خوایم اگه B2 از دیه‌گو گارسیا بلند شه ما رو هوا میزنیمش کجاست؟ بهش بگین B2 که نه، F35 هم که نه ، اف ۱۵های چُسکی ۵۰ سال پیش رو هر روز با ارتفاع خیلی پایین تو آسمان تهران میبینی ؟؟؟ دودهای انفجار سر تا سر تهران رو میبینی؟؟؟؟ صداهای انفجار تو تهران رو میشنوی؟؟؟؟؟ یک عمر حزب اللهی ها رو شیر کردین خر کردین که ما الیم ما بلیم، ما بمب نمی خوایم گوه خوردین ! بهش بگین شانس بیاری شهید شی و الا بعد از جنگ اون بمب اتمو تو کون تک تکتون فرو میکنم صبر کنید !!! .....
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
45.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیا میدانستید در دوره شاه اسماعیل استفاده از توپ حرام بودو ایرانیان در چالدران تار و مار شدند؟ در گفتگو با ابوالفضل بازرگان 📺 youtu.be/di81cZKjAys
برید ببینید با چه زبانی داشتم فریاد میزدم خواهش میکردم زجه می زدم التماس میکردم و از این ور متهم به ایجاد فتنه علیه ولی فقیه میشدم ... خاک بر سرتون خاک بر سرتون که هم ولی فقیه تونو به باد دادین هم کشور رو !
⭕️غرب و «سیاست واقع گرایانه» به‌جای «سیاست حقیقت‌ْگرا» 👤دکتر محمد رجبی دوانی 🔸ماكياولي كتابی با عنوان «پرنس» نوشت كه به فارسي هم چندین ترجمه شده است، تحت عناوین مختلفی مثل شاهزاده، شهريار و پرنس. 🔸حرف ماکیاولی در این کتاب، این است كه چرا «مسائل اخلاقی و اعتقادي» را وارد «سياست» كرده‌ايم؛ اگر به تاريخ نگاه كنيم، سياست‌مداراني كه مي‌خواستند «اهل حقيقت» باشند(حقیقت یعنی آنچه باید باشد) هميشه شكست خوردند و مغلوب شدند امّا سياست‌مداراني كه واقع‌گرا بودند، يعني به آنچه كه الآن هست اصالت می‌دادند، موفق بودند؛ مثلاً حضرت علي علیه‌السّلام اهل حقيقت بود و در جنگ صفّین وقتي به ايشان گفتند كه اگر آب را بر سپاه معاويه ببندي، پيروز مي‌شوي، گفتند ما مي‌جنگيم براي اين‌كه اين حقيقت را به كرسي بنشانيم كه كسي روي كسي آب نبندد، حالا خودمان بياييم با آب بستن پيروز بشويم؟! امّا معاويه از همان ابتدا آب را بست، او با همان مشی واقع‌ بینانه‌اش پيروز شد و حكومت را به دست گرفت؛ بنابراين، در طول تاريخ همیشه آدم‌هاي واقع‌گرا موفق بوده‌اند، نه آدم‌های حقيقت‌گرا؛ پس در عالم سیاست باید ببينيم که در واقعيت چه چیزی حاكم است. 🔸ماکیاولی در ادامه می‌گوید، اگر می‌بینید که دیگران رشوه مي‌دهند و امورشان پیش مي‌رود، شما هم رشوه بدهيد؛ اگر، به اصطلاح ما، پارتي‌بازي كار را پيش مي‌برد، شما هم پارتی‌بازی كنيد؛ اگر زد و بند و باندبازي كار را پيش مي‌برد، همین كار را بكنيد تا در گروه‌هاي صاحب قدرت قرار بگیرید. او حتّی مي‌گويد که اگر ترور كار را پيش مي‌برد، شما هم ترور بكنيد؛ البته قبلش تذکّر می‌دهد که اين‌طور کارها فقط برای رسیدن به اهداف عالي جایز است، نه براي هر چيزي؛ مثلاً براي اين‌كه بشود یک مملكت را اداره كرد، يك سياست‌مدار موفق بايد اين كارها را بكند و يا به عبارت ديگر، اين كار‌ها را كرده است كه موفق شده است و اشاره مي‌كند به خيلي از امپراطور‌هاي مهم روم و جاهاي ديگر، كه طبق ادعای او، دليل توفيق‌شان واقع‌گرایی و استفاده از روش‌های مبتنی بر واقعیات بود و دلیل شكست دیگران هم آن بود که خیلی به دنبال ايده‌آل‌ها بودند. 🔸البته ما مکتب ماکیاولیسم را فقط در این جمله خلاصه كرده‌ايم که «هدف، وسيله را توجيه مي‌كند»؛ این غلط نیست، ولی يك مقداري بايد بيشتر توضيحش داد. در واقع «ماکیاولیسم» يعني اصالت‌دادن به واقعيات اجتماعي در عمل و نظر؛ به اين معنا كه براساس آنچه در جامعه واقعاً رواج دارد و عرف شده است، عمل كنيم، فارغ از این که مي‌خواهد در اخلاق درست شناخته شود يا غلط، خوب باشد يا بد. همه مي‌گويند دزدي بد است، ولي الآن كه دزدي رواج دارد، شما هم بدزديد. همه مي‌گويند رشوه‌خواري بد است، ولي اگر رواج دارد، شما هم رشوه بخوريد يا بدهيد. 🔸 تفکر ماکیاولی به مرور در تمام اروپا حاكم ‌شد و تبدیل به مانيفست سياستمداران اروپا گردید. البته فرهنگ سیاسی‌ای که ماكياولی توضیح می‌دهد، همان فرهنگی است که در جامعه آن روز وجود داشت و او تنها به آن رسميت بخشید و آن را در قالب نظریه‌ای سیاسی صورت‌بندی کرد. 📒 منبع: دوره سیر تفکر، فرهنگ و تمدن در اسلام، ایران و غرب 📎پی‌نوشت:ماکیاولی دین را از سیاست جدا نکرد بلکه می‌گوید هدف، حفظ و بقاء حکومت است ولو با ابزاری به نام دین، شدنی باشد. در هر حال، از نظر او تعبد به دین در عرصه سیاست امر معقولی نیست. 🆔@
📍جنگ از منظر علامه طباطبایی / تحلیل فلسفی دلیل استفاده از نقاب «دفاع از حق» توسط دشمن 🔻جواد طالبی طادی پژوهشگر حوزه فلسفه اسلامی در یادداشتی مطرح کرد؛ 🔹پدیدۀ «جنگ» به‌عنوان یکی از تجارب خشونت‌بار بشری، همواره موضوع تأملات عمیق بوده است؛ اما فراتر از تحلیل‌های تاریخی و سیاسی، پرسش بنیادی‌تر و فلسفی‌تر مربوط به ماهیت جنگ است و اینکه منشأ آن در کدام لایه از وجود انسان قرار دارد؟ 🔸علامه سید‌محمدحسین طباطبایی‌(ره) در آثار خود، به‌ویژه در تفسیر المیزان، رویکرد منحصربه‌فردی به این مسئله ارائه می‌دهد. او تحلیل خود را نه بر‌اساس حوادث تاریخی، بلکه بر شالوده‌ای از انسان‌شناسی فلسفی و اصول فطری حاکم بر حیات انسانی بنا می‌کند. 🔹از منظر علامه، برای فهم جنگ باید به بنیادی‌ترین سطح کنش انسانی و حتی حیوانی بازگشت. این نقطه، حقی دوگانه است که فطرت به هر موجود زنده‌ای اعطا کرده است که یکی «حق تصرف» برای تأمین نیازهای بقا و دیگری «حق دفاع» از این حق است. به تعبیر علامه، «حق تصرف بدون حق دفاع کامل نمی‌شود» 🌐 متن یادداشت: https://ihkn.ir/?p=44959 _ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ 🔳 با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح همراه باشید 🆔 @meftahandishe_com
📕معرفی کتاب «دولتمردان چگونه فکر می‌کنند» 👤اثر رابرت جرویس کاری از انجمن علمی دانشجویی روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی خلاصه کتاب: ✍ آقای روح الله جوان دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی 🔸نظریه‌های ساختاری روابط بین‌الملل اگرچه تلاش کردند تا با دوری از تقلیل‌گرایی، به عوامل کلان موثر بر رفتار دولت‌ها فکر کنند، امّا خود نیز به دام نوع دیگری از افتادند؛ تقلیل مواجهه‌ی دولت‌ها با پدیده‌ها با مفهوم بازیگر عاقل. مفهوم بازیگر عاقل، به آن صورت که نظریه‌های ساختاری با آن مواجه می‌شوند، روایت دقیقی از رفتار دولت‌ها ارائه نمی‌کند. فرصت‌ها و تهدیدهای ناشی از محیط بین‌الملل همیشه شفاف و روشن نیستند؛ گاهی تهدیدها کوچکتر از آنچه واقعا هستند، فهم می‌شوند و گاهی انگاره‌های شکل گرفته درباره رفتار یک دولت، غلط از آب درمی‌آیند و در نهایت حتی اگر فهم درستی از فرصت‌ها و تهدیدها وجود داشته باشد، تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی افراد هستند و تصمیم‌گیری افراد، از پیش‌فرض‌ها و عقاید و خطاهای شناختی تاثیر می‌پذیرد. 🔸کتاب دولتمردان چگونه فکر می‌کنند، درباره نحوه‌ی مواجهه‌ی تصمیم‌گیران با پدیده‌ها بحث می‌کند؛ رابرت جرویس در رساله دکتری خود، به برداشت‌ها و سوءبرداشت‌ها پرداخته و در مقدمه‌ی این کتاب، اعتراف کرده که مطالعه‌ی برداشت‌ها و سوءبرداشت‌ها به تنهایی دقیق نیست؛ سوءبرداشت‌ها صرفاً توسط گیرنده‌ی پیام رخ نمی‌دهند و گاهی خود پیام‌ها نیز به قصد فریب تولید می‌شوند. بنابراین، بررسی سیگنال‌های دریافتی از رفتار دولت‌ها و ارزیابی نیت‌ها و اهداف نیز موضوعیت دارند. 🔸تقریبا هیچ‌گاه نوع مواجهه‌ی تصمیم‌گیران با اطلاعات، خالی از واسطه نیست؛ تجربه‌ی زیسته‌ی افراد، عقاید و باورها، پیش‌فرض‌ها درباره موضوعات، محیط روانی، سوگیری‌های ناشی از منافع، ملزومات ناشی از نقش‌ها و چشم‌اندازهای موجود درباره دیگر مسائل، همگی واسطه‌هایی هستند که در نحوه‌ی ادراک تصمیم‌گیران از داده‌ها تاثیرگذار هستند و این امر موجب ایجاد برداشت‌هایی متفاوت و گاهی متناقض از یک پدیده‌ی واحد است. 🔸جهان صرفا واقعیت‌های مادّی نیست، گاهی یک برداشت غلط یا یک پیش‌فرض اشتباه می‌تواند سرنوشت جنگ‌ها را تغییر دهد. گاهی ملزومات ناشی از نقش‌های متفاوت و منافع متعارض موجب درگیری دائمی نهادهای اطلاعاتی با سیاست‌‌گذاران می‌شود. گاه سوگیری‌های شناختی باعث می‌شود دولتمردان واقعیت‌های روشن در مقابل خود را نبینند و بدون توجه به آن‌ها تصمیم‌گیری کنند. پس مطالعه‌ی این موضوعات که ذیل روان‌شناسی سیاست بین‌الملل بررسی می‌شود، اهمیت دارد. 🔸رابرت جرویس در این کتاب، سوگیری‌های شناختی تصمیم‌گیران را بررسی می‌کند، نقش سوءبرداشت‌ها و نقش‌های هویتی در جنگ سرد را ارزیابی می‌کند و با بررسی جایگاه سوءبرداشت‌ها در بازدارندگی و وقوع بحران‌ها، پنجره متفاوتی برای فهم پدیده‌های امنیتی را ارائه می‌کند. مصادیق مستندی که جرویس از دوره‌های مختلف مانند جنگ جهانی دوم، جنگ سرد و دهه‌های اخیر، برای فهم موضوعات می‌آورد، مطالعه این کتاب را جذاب‌تر می‌کند. این کتاب در دوازده‌ فصل، ابعاد مختلف نظری و پژوهشی روان‌شناسی سیاست بین‌الملل را بررسی می‌کند.
⭕️خلاصه کتاب: تراژدی سیاست قدرت‌های بزرگ، نوشته جان مرشایمر 🔻 کتاب The Tragedy of Great Power Politics یکی از مهم‌ترین آثار در حوزه روابط بین‌الملل است که جان مرشایمر، نظریه‌پرداز برجسته رئالیسم تهاجمی، در آن تلاش می‌کند منطق قدرت در سیاست جهانی را توضیح دهد. این کتاب به‌ویژه به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا رقابت میان قدرت‌های بزرگ اجتناب‌ناپذیر است و چرا صلح پایدار در نظام بین‌الملل تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد. مرشایمر با ارائه یک چارچوب نظری قوی و استفاده از شواهد تاریخی، نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ همواره در جستجوی برتری نظامی و هژمونی منطقه‌ای هستند، زیرا تنها از این طریق می‌توانند امنیت خود را تضمین کنند. در دنیای امروز که رقابت آمریکا با چین و روسیه تشدید شده، نظریات این کتاب بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده‌اند. 🔻دیگران درباره این کتاب چه گفته‌اند؟ «مرشایمر با تحلیل‌های دقیق و مستند نشان می‌دهد که آرمان‌گرایی در سیاست بین‌الملل جایگاهی ندارد و قدرت‌های بزرگ صرفاً به دنبال منافع خود هستند.» – Foreign Affairs «این کتاب یک شاهکار در تحلیل روابط بین‌الملل است که سیاست خارجی ایالات متحده را از دریچه‌ای واقع‌گرایانه بررسی می‌کند.» – The New York Times «هرکس بخواهد سیاست قدرت‌های بزرگ را درک کند، باید این کتاب را بخواند.» – Henry Kissinger 🔻جان مرشایمر کیست؟ جان مرشایمر استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو و یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان مکتب رئالیسم تهاجمی (Offensive Realism) در روابط بین‌الملل است. او علاوه بر The Tragedy of Great Power Politics، کتاب‌های مهمی مانند Why Leaders Lie و The Israel Lobby and U.S. Foreign Policy را نوشته است. دغدغه اصلی مرشایمر این است که نشان دهد قدرت‌های بزرگ چگونه در رقابتی بی‌پایان برای حفظ و گسترش نفوذ خود عمل می‌کنند. او همچنین منتقد سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه و اروپا بوده و معتقد است که آمریکا باید از جاه‌طلبی‌های بیش از حد جهانی پرهیز کند و بر حفظ قدرت خود تمرکز داشته باشد. 🔻خلاصه کتاب ۱.اصول رئالیسم تهاجمی: مرشایمر در این کتاب نظریه رئالیسم تهاجمی را مطرح می‌کند که بر این باور است که آنارشی حاکم بر نظام بین‌الملل باعث می‌شود قدرت‌های بزرگ همواره در تلاش برای افزایش قدرت خود باشند. برخلاف رئالیسم تدافعی که ادعا می‌کند دولت‌ها فقط برای حفظ امنیت خود اقدام می‌کنند، مرشایمر معتقد است که قدرت‌های بزرگ برای تضمین امنیت خود به دنبال هژمونی منطقه‌ای و کاهش قدرت رقبای بالقوه هستند. او استدلال می‌کند که این رقابت بی‌پایان، به‌ویژه در میان قدرت‌های بزرگ، اجتناب‌ناپذیر است و باعث می‌شود که حتی در شرایطی که جنگ مستقیم رخ نمی‌دهد، تنش‌های شدید و رقابت‌های استراتژیک ادامه یابد. ۲.چرا صلح پایدار ممکن نیست؟ مرشایمر معتقد است که ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل، نبود یک قدرت مرکزی برای حفظ نظم، و عدم اطمینان دولت‌ها از نیات یکدیگر، باعث می‌شود که حتی اگر کشوری تمایلی به تجاوز نداشته باشد، برای جلوگیری از تهدیدهای احتمالی آینده به دنبال افزایش قدرت خود باشد. این منطق به‌ویژه در مورد قدرت‌های نوظهور مانند چین مصداق دارد که با افزایش توانایی‌های اقتصادی و نظامی خود، سایر کشورها را به اقدام متقابل وادار می‌کند. در نتیجه، هرگاه کشوری به قدرتمندتر شدن نزدیک شود، سایر کشورها علیه آن ائتلاف می‌کنند تا از برتری‌جویی آن جلوگیری کنند. ۳.هژمونی منطقه‌ای و استراتژی آمریکا یکی از مهم‌ترین مباحث این کتاب، مفهوم «هژمونی منطقه‌ای» است. مرشایمر استدلال می‌کند که در طول تاریخ، تنها یک قدرت موفق شده است هژمونی جهانی به دست آورد: ایالات متحده در نیمکره غربی. بااین‌حال، او معتقد است که واشنگتن نباید به دنبال حفظ هژمونی در سایر مناطق باشد، زیرا چنین جاه‌طلبی‌هایی پرهزینه و ناکارآمد خواهد بود. به‌جای آن، آمریکا باید از ظهور قدرت‌های رقیب در مناطق دیگر، به‌ویژه چین در آسیا، جلوگیری کند. این استراتژی، که او آن را «موازنه فراساحلی» (Offshore Balancing) می‌نامد، بر جلوگیری از ظهور یک هژمون رقیب تأکید دارد بدون اینکه ایالات متحده خود را درگیر جنگ‌های غیرضروری کند. ۴. نمونه‌های تاریخی و تحلیل جنگ‌ها مرشایمر برای تأیید نظریه خود، نمونه‌های تاریخی متعددی ارائه می‌دهد. او به رقابت قدرت‌های اروپایی در قرن نوزدهم، ظهور آلمان و ژاپن در جنگ جهانی دوم، و جنگ سرد میان ایالات متحده و شوروی اشاره می‌کند. او نشان می‌دهد که در تمام این موارد، تلاش برای دستیابی به برتری نظامی و جلوگیری از هژمونی رقبای بالقوه، دلیل اصلی جنگ‌ها و تنش‌های بین‌المللی بوده است. از نظر او، جنگ‌های آینده نیز بر همین منطق استوار خواهند بود و هیچ تغییری در ماهیت سیاست بین‌الملل ایجاد نخواهد... 🌐لینک متن کامل 🆔@dolat_qavi