eitaa logo
قدرت، امنیت و دولت ایران
5 دنبال‌کننده
173 عکس
221 ویدیو
3 فایل
اندیشه‌ی سیاسی فلسفه‌ی سیاسی علوم سیاسی جامعه‌شناسی سیاسی علم روابط بین‌الملل امنیت، قدرت، قدرت نظامی، دولت جنگ، بازدارندگی، نظم، جغرافیا، الهیات، سیاست، تکنولوژی دولت‌سازی اسلامی‌سازی علم راهبرد بقا برای توسعه‌ی قدرت #علم_دینی #فلسفه_روش @ahs_tafreshi
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️خلاصه کتاب «لابی اسرائيل ‌‌‌و‌‌‌‌ سياست خارجی ايالات متحده» 👤نوشته جان مرشایمر و استیون والت 🔻نویسندگان ابتدا مقاله‌ای جنجالی را در سال ۲۰۰۶ با همین عنوان منتشر کردند و سپس به صورت کتابی در ۴۹۶ صفحه در سال ۲۰۰۷ منتشر کردند. 🔻به اعتقاد نويسندگان کتاب لابی اسرائيل، ائتلاف بزرگی از افراد و سازمان‌هايی است که فعالانه اقدام مي‌کنند تا سياست خارجي آمريکا را در جهت حمايت از اسرائيل، هدايت کنند. هسته مرکزی لابی را يهوديان آمريکايي تشکيل می‌دهند تا سياست خارجی آمريکا را به سمتی سوق دهند که منافع اسرائيل تامين شود. اين فعاليت‌ها صرفاً محدود به رأي دادن به نامزدهای طرفدار اسرائيل نيست و شامل نامه‌نگاری، کمک‌های مالی و حمايت از سازمان‌های طرفدار اسرائيل نيز می‌شود. 🔻مرشايمر معتقد است، ايالات متحده، حکومت چندشاخه‌ای دارد که راه را برای اعمال نفوذ در سياست آن باز می‌گذارد. از اين رو گروه‌های نفوذ می‌توانند از راه‌های مختلف سياست آن را شکل دهند. بر اين اساس، لابی صهيونيستها برای جلب حمايت آمريکا از اسرائيل، دو استراتژي عمده را دنبال می‌کند. اولاً هم کنگره و هم قوه مجريه را به حمايت از سياست‌های اسرائيل، وادار می‌کند. ثانياً به وسيله تکرار افسانه‌هايی درباره اسرائيل و تاسيس آن و جانبداری از اسرائيل در مباحث سياسی روز می‌کوشد وجهه مثبتی از اسرائيل را به معرض نمايش بگذارد. 🔻در اين کتاب - تحت نفوذ قرار دادن کنگره - نفوذ در قوه مجريه - کنترل رسانه‌ها - تسلط بر جامعه متفکران و روشنفکران آمريکا - کنترل دانشگاه‌ها و - ابهام يا برچسب يهودستيزی به هر فرد يا گروهی که از اقدامات اسرائيل انتقاد کند از جمله ارکان اساسی کارآمدی و قدرت لابی صهيونيستی بر شمرده شده است. 🔻کتاب حاضر در هفت فصل به موضوعاتی از قبيل «نفوذ لابی اسرائيل و سياست خارجی ايالات متحده» ، «لابی اسرائيل»، «منابع قدرت لابی» و «رويای تغيير شکل خاور ميانه» و می‌پردازد. 🌐 en.wikipedia.org/wiki/The_Israel_Lobby_and_U.S._Foreign_Policy 🆔@dolat_qavi
⭕️خلاصه کتاب «چرا سیاست‌مداران دروغ می‌گویند» 👤نوشته جان مرشایمر 🔻از آنجا که در غرب هیچ مفهوم مطلقی وجود ندارد و همه مفاهیم نسبی است، دروغ را ذاتا غلط نمی‌داند. تنها از آن جهت که در بلند مدت اعتماد عمومی را کاهش می‌دهد آن را رد می‌کند. 🔻 جان مرشایمر، نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل و از بنیان‌گذاران مکتب رئالیسم تهاجمی، در کتاب «چرا سیاست‌مداران دروغ می‌گویند: حقیقت درباره دروغ در سیاست بین‌الملل» به بررسی نقش دروغ‌گویی در سیاست خارجی دولت‌ها می‌پردازد. او معتقد است که رهبران سیاسی، برخلاف تصور عمومی، اغلب کمتر به مردم خود دروغ می‌گویند و بیشتر دروغ‌هایشان متوجه دولت‌های خارجی است. 🔻دروغ‌گویی در سیاست بین‌الملل مرشایمر در این کتاب استدلال می‌کند که دروغ‌گویی در سیاست بین‌الملل بیشتر از آنکه ابزاری برای فریب شهروندان باشد، وسیله‌ای برای پیشبرد منافع ملی در برابر رقبا و دشمنان خارجی است. او این مسئله را در چارچوب نظریه رئالیسم بررسی می‌کند که بر اهمیت قدرت، رقابت و بقا در روابط بین‌الملل تأکید دارد. 🔻او دروغ‌های سیاسی را به چند دسته تقسیم می‌کند: 1️⃣.دروغ بین‌دولتی رهبران اغلب برای فریب دیگر کشورها، اطلاعات نادرست ارائه می‌دهند. نمونه‌ای از این نوع دروغ، اطلاعات نادرست آمریکا درباره تسلیحات کشتار جمعی در عراق بود که به توجیه حمله به این کشور کمک کرد. 2️⃣.دروغ ترس‌افکن برخی رهبران برای متحد کردن جامعه و ایجاد حس خطر از دشمن خارجی، تهدیدها را بزرگ‌نمایی می‌کنند. جنگ سرد نمونه‌ای بارز از این نوع دروغ است که آمریکا و شوروی در آن، تهدید یکدیگر را بیش از حد واقعی نشان می‌دادند. 3️⃣.دروغ استراتژیک در برخی موارد، رهبران برای افزایش انسجام ملی، دروغ‌هایی را مطرح می‌کنند که به مردم خود انگیزه بدهند یا توجه آنها را از مشکلات داخلی منحرف کنند. 4️⃣.دروغ لیبرالی گاهی رهبران کشورهای دموکراتیک برای توجیه جنگ یا مداخله در امور سایر کشورها، به دروغ‌هایی متوسل می‌شوند که آنها را به عنوان مدافعان حقوق بشر یا دموکراسی معرفی کند. 5️⃣.دروغ ملی‌گرایانه برخی دروغ‌ها برای افزایش احساسات ملی‌گرایانه مطرح می‌شوند تا هویت ملی را تقویت کرده و وحدت اجتماعی را حفظ کنند. 🔻نتایج و پیامدها مرشایمر در ادامه کتاب توضیح می‌دهد که هرچند دروغ‌گویی می‌تواند در کوتاه‌مدت مفید باشد، اما در بلندمدت آثار مخربی دارد. وقتی رهبران دروغ می‌گویند و دروغ‌هایشان افشا می‌شود، اعتماد عمومی کاهش یافته و مشروعیت آنها زیر سؤال می‌رود. به عنوان مثال، جنگ ویتنام و رسوایی واترگیت نشان دادند که دروغ‌گویی دولت‌ها در نهایت می‌تواند به بحران سیاسی و بی‌اعتمادی عمومی منجر شود. 🔻جمع‌بندی مرشایمر نتیجه می‌گیرد که دروغ‌گویی یکی از ابزارهای سیاست خارجی است، اما باید با احتیاط از آن استفاده شود. او معتقد است که در برخی شرایط، دروغ می‌تواند به تأمین منافع ملی کمک کند، اما در بسیاری از موارد، پیامدهای منفی آن بیش از فوایدش است. این کتاب به‌ویژه برای کسانی که به سیاست بین‌الملل، روابط قدرت و نقش اطلاعات در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک علاقه دارند، منبعی ارزشمند است. 🆔@dolat_qavi
⭕️خلاصه‌ای از کتاب «تراژدی سیاست‌های قدرت‌های بزرگ» 👤نوشته: جان مرشایمر (۲۰۰۱) 🔸معرفی جان مرشایمر استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو و یکی از بنیان‌گذاران نظریه واقع‌گرایی تهاجمی (Offensive Realism) در روابط بین‌الملل است. او بیشتر به‌خاطر تحلیل‌های صریحش درباره نقش قدرت‌های بزرگ، سیاست خارجی آمریکا و بحران اوکراین شهرت دارد. 🔸نظریه واقع‌گرایی تهاجمی: ساختار آنارشیک، منطق بی‌اعتمادی مرشایمر در این کتاب، نظریه «واقع‌گرایی تهاجمی» (Offensive Realism) را بنیان می‌گذارد. به باور او، نظام بین‌الملل ذاتاً آنارشیک است؛ یعنی هیچ قدرت مرکزی برای اعمال قانون وجود ندارد. این ساختار، دولت‌ها را وادار می‌کند برای بقا، به افزایش قدرت خود بپردازند. از آن‌جا که دولت‌ها هرگز نمی‌توانند از نیت واقعی یکدیگر اطمینان حاصل کنند، ناچارند با بدبینی راهبردی عمل کنند. 🔸هدف نهایی دولت‌ها: هژمونی منطقه‌ای بر اساس این منطق، قدرت‌های بزرگ به‌طور طبیعی می‌کوشند به هژمونی منطقه‌ای برسند؛ یعنی کنترل کامل بر منطقه‌ی پیرامونی خود را به دست آورند. مرشایمر می‌گوید که تنها قدرتی که به چنین جایگاهی رسیده، ایالات متحده در نیم‌کره غربی است. او معتقد است که قدرت‌های بزرگ در صورت امکان، مانع از ظهور هژمون‌های جدید در سایر مناطق می‌شوند؛ مانند سیاست آمریکا در قبال آلمان، ژاپن، و شوروی. 🔸تعارض اجتناب‌ناپذیر: چرخه رقابت و جنگ مرشایمر می‌نویسد که رقابت قدرت‌های بزرگ ذاتی سیستم بین‌الملل است و صلح پایدار، یک رؤیاست. حتی اگر یک دولت نیت صلح‌آمیز داشته باشد، دیگران نمی‌توانند آن را تضمین کنند. بنابراین، بازدارندگی و افزایش تسلیحات، سیاست‌هایی عقلانی به نظر می‌رسند. جنگ، محصول جانبی ناگزیر این رقابت است؛ تراژدی اصلی همین‌جاست: دولت‌ها برای بقا، ناگزیر از رفتارهایی می‌شوند که منجر به جنگ می‌گردد. 🔸قدرت در حال خیزش: چین و آینده نظم جهانی مرشایمر در بخش‌های پایانی کتاب، به آینده سیاست جهانی می‌پردازد. او پیش‌بینی می‌کند که چین نیز، اگر به اندازه کافی قدرت بگیرد، مانند دیگر قدرت‌های بزرگ تلاش خواهد کرد تا به هژمونی منطقه‌ای در آسیا برسد. در مقابل، آمریکا تلاش می‌کند جلوی این امر را بگیرد، همان‌طور که در مورد دیگر قدرت‌ها انجام داده. این تقابل، می‌تواند تنش‌ها و شاید جنگ‌های آینده را شکل دهد. 🔸نتیجه‌گیری: تراژدی اجتناب‌ناپذیر نظم جهانی به باور مرشایمر، تراژدی قدرت‌های بزرگ در این است که حتی اگر نیت‌شان صلح باشد، ساختار نظام بین‌الملل آن‌ها را به سمت رقابت، بی‌اعتمادی، تسلیح و گاه جنگ سوق می‌دهد. عقلانیت در سیاست بین‌الملل به رقابت می‌انجامد، نه به صلح. 🔸کتاب مرشایمر، بازتابی از نگاه تاریک و واقع‌گرایانه به روابط بین‌الملل است؛ جایی که اخلاق، قربانی منطق بقا می‌شود. 🆔@dolat_qavi
⭕️خلاصه کتاب تراژدی علم آمریکایی از ترومن تا ترامپ 👤نوشته کلیفورد دی. کانر 🔸مقدمه: کتاب تراژدی علم آمریکایی: از ترومن تا ترامپ نوشته کلیفورد دی. کانر، نگاهی انتقادی به نحوه بهره‌برداری از علم در آمریکا، به‌ویژه توسط دولت و شرکت‌های بزرگ، دارد. نویسنده معتقد است که علم، به‌جای خدمت به پیشرفت بشر، به ابزاری برای قدرت، جنگ و منافع مالی تبدیل شده است. کانر این روند را از دوران ریاست‌جمهوری هری ترومن تا دونالد ترامپ بررسی می‌کند. 🔸علم، قدرت و جنگ: کانر استدلال می‌کند که پس از جنگ جهانی دوم، علم در آمریکا تحت سلطه دولت و صنایع نظامی قرار گرفت. پروژه‌هایی مانند ساخت بمب اتم در چارچوب "پروژه منهتن" نمونه‌ای از این رویکرد هستند. در دوران جنگ سرد، علوم مختلف، به‌ویژه فیزیک و مهندسی، به‌جای تلاش برای پیشرفت بشری، در خدمت ساخت تسلیحات هسته‌ای و برتری استراتژیک قرار گرفتند. این روند در دهه‌های بعد ادامه یافت و موجب مسابقه تسلیحاتی میان آمریکا و شوروی شد. 🔸نفوذ شرکت‌های بزرگ بر علم: کانر در کتاب خود نشان می‌دهد که چگونه شرکت‌های بزرگ، از داروسازی تا فناوری، بر تحقیقات علمی سلطه یافته‌اند. به عقیده او، بسیاری از پژوهش‌های علمی نه بر اساس نیازهای عمومی، بلکه تحت تأثیر منافع مالی شرکت‌های بزرگ هدایت می‌شوند. به‌عنوان مثال، تحقیقات پزشکی اغلب بر تولید داروهای سودآور تمرکز دارند، نه درمان بیماری‌های کم‌درآمد یا ریشه‌کنی آنها. 🔸دستکاری علم برای منافع سیاسی و اقتصادی: یکی از جنبه‌های مهم کتاب، بررسی نحوه دستکاری داده‌های علمی توسط دولت‌ها و شرکت‌ها است. نویسنده به نمونه‌هایی اشاره می‌کند که چگونه تغییرات اقلیمی، آلودگی‌های زیست‌محیطی و سلامت عمومی قربانی سیاست‌های مبتنی بر منفعت شده‌اند. او به دوره ریاست‌جمهوری ترامپ به‌عنوان نمونه‌ای از این روند اشاره می‌کند، جایی که دولت تلاش کرد یافته‌های علمی درباره تغییرات اقلیمی را نادیده بگیرد یا تضعیف کند. 🔸نقد نظام سرمایه‌داری علمی: کانر تاکید می‌کند که نظام علمی آمریکا به‌جای تمرکز بر تحقیقات بنیادی و پیشرفت عمومی، درگیر رقابت‌های مالی و منافع تجاری شده است. او این مسئله را "تجاری‌سازی علم" می‌نامد و معتقد است که این روند باعث کاهش نوآوری واقعی و افزایش نابرابری در دسترسی به دانش و فناوری شده است. 🔸نتیجه‌گیری: تراژدی علم آمریکایی تصویری تاریک از مسیر علم در آمریکا ارائه می‌دهد. کانر معتقد است که علم باید به‌جای خدمت به قدرت‌های سیاسی و اقتصادی، به نفع جامعه و بشریت توسعه یابد. او پیشنهاد می‌کند که برای اصلاح این روند، باید علم را از سلطه شرکت‌های بزرگ و نفوذ دولت‌های نظامی‌گرا خارج کرد و آن را در خدمت عموم مردم قرار داد. 🆔@dolat_qavi
⭕فراتر از مسائل سیاسی خرد: نزاع اصلی در عرصه‌ی نظم جهانی ♦️مبانی اعتقادی و تحلیلی: ▪️اولویت کلان‌نگری: نگاه از بالا (کلان‌ و ماهواره‌ای) به تحولات جهانی، کلید فهم بسیاری از مسائل خرد سیاسی ایران از جمله مذاکرات با غرب، FATF، جنگ کریدورها و حتی مسئله حجاب است. مسائلی که تحت‌الشعاع ابرمسأله‌ی نظم جهانی بوده و در جدال میان قدرت‌های بزرگ، تولید و اساساً فهم می‌شوند. با نظم جهانی، استکبار و دشمنی آن روشن می‌گردد. بدون این چارچوب، تحلیل مسائل خرد مذکور، سطحی یا گمراه‌کننده است. ▪️شناسایی محل نزاع اصلی: این نگاه کلان، تقابل و نزاع واقعی و اصلی را بین جریان‌ انقلاب و گفتمان‌های غرب‌گرا (به‌عنوان ابزار استکبار جهانی) آشکار می‌کند. در واقع، این تقابل، فراتر از مسائل داخلی دیده می‌شود و در نهایت، اندیشه‌ها و گفتمان رقیب، رنگ می‌بازد. پیوستن به بریکس و سازمان همکاری شانگهای، نمونه‌ای عینی و تا حدی موفق از عمل‌کردن در چارچوب این نگاه کلان و تلاش برای جایابی ایران در نظم نوین جهانی دانسته می‌شود. ارزش این اقدامات، در پرتو این نگاه بازتعریف می‌شود. ▪️هشدار درباره‌ی پی‌آمدهای بی‌توجهی: اگر گفتمان انقلابی به این نگاه کلان (تحولات جهانی و نظم منطقه‌ای و جهانی) مجهز نشود، ایران نقش‌آفرینی خود در نظم نوین در نظم نوین را از دست خواهد داد. این بزرگ‌ترین هشدار و انگیزه‌ی فعالیت در این عرصه‌ی کلان است. ♦️تحلیل راهبردی و زمینه‌ی سیاسی: هدف اصلی، تقویت گفتمان انقلابی در مقابل گفتمان‌های غرب‌گرا است که یا این نگاه کلان را ندارند، یا با آن مخالفند. سیاست بین‌الملل، دست برتر جریان انقلاب را در این نزاع فکری نشان می‌دهد. ▪️مقابله با جنگ شناختی: مشغول‌سازی ایرانیان به مسائل داخلی، از جمله حوادثی مانند اعتراضات، تاکتیک استکبار جهانی برای غافل‌کردن ایران از عرصه‌ی کلان نظم نوین است. فعالیت در این عرصه، نوعی مقابله‌ی فکری در جنگ شناختی تعریف می‌شود. در واقع، نکته این است که با چهارنفر اغتشاشگر داخل خیابان طرفیم یا با دستگاه استکبار؟ تلاش می‌گردد تا نظم نوین جهانی از یک شعار به یک گفتمان تحلیلی مسلط در میان نیروهای انقلابی تبدیل شود و همزمان، نقشه‌ی راه برای جایگاه ایران در نظم نوین ارائه گردد. همچنین گفتمان رقیب را به چالش بکشد و نیروهای گفتمان انقلاب را بر عرصه‌ی منطقه‌ای و جهانی آماده سازد. موفقیت این ایده، منوط به توانایی‌اش در تولید اندیشه و فکر و ترویج این گفتمان‌ در میان نخبگان و توده‌های مردم خواهد بود. 🆔@dolat_qavi
هدایت شده از سرباز روح الله رضوی
رفقای حزب اللهی از توهمات جریان اصلاحات و نگاه ایده آلیستی شون به نظام بین‌الملل، کشیده شدند سمت نگاه‌های رئالیستی و فکر کردن که گم شده شون رو می‌تونند توی شیفت پارادایم‌های سیاست خارجه پیدا کنند. علی الخصوص که میدیدن یه تعداد از متفکرین رئالیست دنیا دارند حرفاشون رو به زبون دیگه‌ای میگن. اما چیزی که حواسشون بهش نبود اینه که این منطق بازم توی فضای تفکری سیاست خارجه همین دنیای غربه و نمیشه شما مدعی یه منطق تفکر کاملا متفاوت و خاستگاه متمایز با دنیای غرب باشی و بعد بخوای واسه حفاظت از خودت و هویتت هی از یه شاخه غرب به شاخه دیگه ای بپری.
⭕️فراتر از رئالیسم: در جست‌وجوی چارچوبی دینی-واقع‌گرا برای سیاست بین‌الملل جمهوری اسلامی ◾تأکید بر عبور از نظریه‌های غربی و ترکیب دین‌گرایی و واقع‌بینی و مصلحت‌سنجی رئالیسم، مبتنی بر جهان‌بینیِ مادی ماتریالیستی است که محدودیت‌های معرفت‌شناسی و روشی دارد. انگیزه‌ی طراحی آن، همانند لیبرالیسم، تقویت جایگاه آمریکا بوده است. به همین خاطر، اساساً علم روابط بین‌الملل، «علم آمریکایی» نامیده شده است. یعنی بیش از این‌که علم باشند، ابزاری برای هژمونی آمریکا بودند و هستند. باری بوزان از اندیشمندان غیرغربی دنیا خواست تا نظریه‌های غیرغربی روابط بین‌الملل را بنویسند و خود او هم در اقدامی راهبردی به تدوین کتابی تحت عنوان «نظریه‌های غیرغربی روابط بین‌الملل» پرداخت. علت شکل‌گیری «مکتب انگلیسی» نیز برخاسته از همین نگاه بود. جمهوری اسلامی، به عنوان یک بازیگر کانترهژمون و فراتر، ضدّ نظم مدرن، نمی‌تواند در چارچوب‌های غربی رفتار کند،بلکه نیازمند چارچوبی است تا در آن، تناسب بین جنس و سطح بازیگری این واحد سیاسی و آرمان‌های او رعایت شود. چارچوبی برخاسته از عقلانیتی جدید است که محور آن، وحی و فقه شیعی و امر قدسی است. (به خلاف عقلانیت سکولار) و از طرفی عقل و تجربه‌ی بشر را به رسمیت بشناسد و از قالب‌های بشری روز استفاده کند و این استفاده را دائماً به‌روزرسانی کند. و نیز واقعیت و شرایط، و تحمیل اقتضائات نظم و نظام بین‌الملل و منطقه و همچنین بوم ایران را توجه کند و در عمل، عنصر مصلحت و واقع‌بینی را در نظر بگیرد. لذا گاهی در عمل، تن به قواعد رئالیستی می‌دهد؛ یعنی چارچوبی است که در محیط ایزوله شکل نمی‌گیرد و رفت و برگشت و تعاملی دائمی بین نظر و عمل جاری است. به نظر من، رئالیسم من حیث‌المجموع، قدرت درک و هضم پیچیدگی را ندارد و همه چیز را سخت و نظامی می‌فهمد (به‌خصوص حوزه‌ی مکروفیزیک قدرت)، از این روی، باید در بین قالب‌های بشری کنونی، از به خصوص و که از نگاه‌های اقتصادزده‌ی بسیط عبور کردند، و تاریخ و الیگارشی را جدی می‌گیرند جدی گرفت و هم که فرهنگ و وجوه نرم و انگاره‌ای قدرت را درک کرده‌اند، استفاده کرد. در مجموع، وجه مشترک همه‌ی این چارچوب‌ها مادی‌گرایی ماتریالیستی و است که عالم را نادیده می‌گیرد و لذا دچار خطای محاسباتی می‌شود. پس ضروری است به اسلامی‌سازی سیاست بین‌الملل هم بیندیشیم. اسلامی‌سازی خردمندانه و نه مبتذل. 🆔@dolat_qavi
⭕️عقلانیتِ تحول‌آفرین در برابر محافظه‌کاری ایستا 🔸 و که میگوییم، فوراً به ذهن نیاید که عقلانیت و محاسبه به معنای محافظه‌کاری، عقل‌گرایی و تابع عقل بودن است. و با محافظه‌کاری فرق دارد. محافظه‌کار، طرفدار وضع موجود است؛ از هر تحولی بیمناک است؛ هرگونه تغییر و تحولی را برنمیتابد و از تحول و دگرگونی میترسد؛ اما عقلانیت این‌طور نیست؛ گاهی اوقات خودش منشأ تحولات عظیمی میشود. 🔸 انقلاب عظیم اسلامی ما ناشی از یک عقلانیت بود. این‌طور نبود که مردم همین‌طور بیحساب و کتاب به خیابان بیایند و بتوانند یک رژیمِ آن‌چنانی را ساقط کنند؛ ‌ و و شده بود. در طول سالهای متمادی - به تعبیر رایج امروز - یک گفتمان حق‌طلبی، عدالت‌خواهی و آزادیخواهی در بین مردم به وجود آمده بود و منتهی شد به این‌که نیروهای مردم را استخدام کند و به میدان جهاد عظیم بیاورد و در مقابل آن دشمن صف‌آرایی کند و بر آن دشمن پیروز کند. بنابراین عقلانیت گاهی منشأ چنین تحولات عظیمی است. 🔸 الان هم همین‌طور است. الان در نظام ما برخی از تحولات هست که مُنتجه‌ی یک به وضع موجود و وضع دنیاست. من در زمینه‌ی مسائل گوناگون این را دارم مشاهده میکنم. حالت خواب‌رفتگی و تن دادن به آنچه در جریان عمومىِ سیاسی و اقتصادی دنیا دارد میگذرد و تسلیم شدن به آن، خطر بزرگ جامعه‌ی ماست و اگر کسی درست بفهمد و بیندیشد، میفهمد که باید با یک تحرک و تحول، این وضع را دگرگون کرد؛ هم در زمینه‌ی مسائل اقتصادی، هم در زمینه‌ی مسائل سیاسی. 🔸بنابراین عقلانیت با محافظه‌کاری فرق دارد. محاسبه‌ی عقلانی را با محاسبه‌ی محافظه‌کارانه به هیچ‌وجه مخلوط نکنید؛ اینها دو چیز است. تا میگوییم محاسبه و عقلانیت، عده‌یی میگویند مواظب باشید، دست از پا خطا نکنید، عقل را رعایت کنید؛ نبادا یک حرفِ آن‌چنانی بزنید که در دنیا آن‌طوری بشود؛ نبادا یک کارِ آن‌چنانی بکنید که دنیا صف‌آرایی کند. اینها عقلانیتِ محافظه‌کارانه است؛ من به این اصلاً اعتقاد ندارم. 🔸بنابراین اگر بخواهید عدالت را بدرستی اجرا کنید، احتیاج دارید به محاسبه‌ی عقلانی و در بخش‌های مختلف، تا بفهمید چه چیزی میتواند عدالت را برقرار کند و اعتدالی را که ما بنای زمین و زمان را بر اساس آن اعتدالِ خدادادی میدانیم و مظهرش در زندگی ما عدالت اجتماعی است، تأمین کند. 📕بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت، ۱۳۸۴/۰۶/۰۸ 🌐https://khl.ink/f/3304 🔗رهبری از یک طرف اسلام‌شناس و مجتهد و از طرف دیگر دارای تجربه‌زیسته‌ی سیاسی ارزشمندی در مناصب متعدد سیاسی هستند که فهم سیاسی ایشان را برای من بااهمیت می‌کند. ضمن این‌که ولایت ایشان، حجیت بیانات ایشان را برای من در پی دارد. 🆔@nazm_jahani
⭕️آفت علوم وارداتی و ضعف در حل مسائل 🔸چون علم مدرن در ایران ترجمه شده؛ مسائل این علوم، مسائل ایران نیست و غربی است. 🔸مثلا نفرت از دین و انزوای آن از سیاست در غرب طبیعی است. چون کلیسا جنایت‌هایی در قرون وسطی کرده اما کارشناس ایرانی حق ندارد آن نسخه‌های ضد دین را در ایران به‌کار بگیرد. ایرانی که با اسلام به رشد رسیده است. ایرانی که در دوران قرون وسطای غرب، دوران طلایی تمدن اسلام را دیده است. ایرانی که خواجه نصیر و شیخ بهایی و میرزای شیرازی و... را دیده است. (ر.ک خدمات متقابل اسلام و ایران شهید مطهری) 🔸ایران از حکومت اقتدارگرا، دیکتاتور و توتالیتِر رنج نمی‌برد. این دیکته‌ی علوم مدرن است. اتفاقا ایران در طول تاریخ از فقدان یک دولت مقتدر و قوی رنج برده است. دیدید مردم عادی می‌گویند مملکت یک شاه می‌خواهد که همه چیز را درست کند؟! صرف نظر از صحت یا عدم صحت این دیدگاه، همین نشان می‌دهد که ایران نیازمند یک دولت مقتدر و قوی است و مردم، آزرده از دیکتاتوری به این معنایی که کج‌اندیشان اراده می‌کنند نیستند، بلکه مردم خواهان یک دولت مقتدر در حل مشکلات و سامان امور هستند.
هدایت شده از «مطالعات جهان عرب»
«چین،روسیه،اروپا؟تکیه‌گاه ایران کجاست؟» 🔹برخی توقع دارند در بحران کنونی قدرت های بزرگ مانند چین و روسیه به نفع ایران وارد جنگ شوند یا اروپا برای ما کاری کند. دکتر مصباحی استاد روابط بین الملل دانشگاه فلوریدا در کتاب«تنهایی استراتژیک ایران» نشان می‌دهد ایران در تاریخ سه هزارساله اش، در بحران‌های مختلف هیچ‌گاه یک متحدِ ابرقدرت نداشته و سرنوشتش همواره با تنهایی رقم خورده است. 🔸از نظر ایشان این تنهایی معنایش انزوا نیست اما در هر حال«ایران چه آگاهانه و چه از روی ناچاری به گونه‌ای استراتژیک تنها و از اتحاد با قدرت‌های بزرگ محروم بوده است» مصباحی راهکار مواجهه با این تنهایی را «تکیه بر درون» و تنظیم رابطه دولت-ملت دانسته است. در پرتو چنین تبار تاریخی و نگاهی به انسجام بی مانندِ امروز، باید از یافتن متحد استراتژیک ناامید و با «تکیه بر درون»برای برون رفت از بحران امیدوار بود. 🔺منظاری ایرانی؛منظری عربی @Arabworld2023 https://eitaa.com/joinchat/917045908C8d9086eed1
☝️☝️☝️ خزعبلات در سیاست بین‌الملل. میگوید: «راهکار مواجهه با این تنهایی را باید تکیه بر درون و تنظیم رابطه‌ی دولت-ملت دانست.» روابط بین‌الملل. این کلمه‌ی «روابط» خیلی حائز اهمیت است. مهم این است طرحی خردمندانه و هوشمندانه که اتحاد و ائتلاف ایجاد کند، به‌گونه ا‌ی که از اقمار آن ابرقدرت به حساب نیاییم. ❌رهبری در جنگ‌ با داعش در سوریه فرموده‌ بودند: ما نیروی زمینی روسیه نیستیم، بلکه روسیه، نیروی هوایی ماست. از اتحاد و ائتلاف ناگریز و ناگزیریم. «بوده استِ تاریخی» را رها کنیم، قصه است، «شدن و بودن آینده» را دریابیم.
آشپزی غیر از و است. آش نیز غیر از اثر و است. مرزی برای این‌ها باید قائل بود. اثر و حرف علمی و پخته نیازمند ، دقت، اشراف مطالعاتی بر روی موضوع، مسئولیت‌پذیری و شناخت میدان و واقعیت است. ، ، و ، بدون توجه به «» (حوزه‌ی عمل) و پیش‌بینی، کنترل و وضعیت آن، در واقع، انتزاعیات لذت‌برانگیز و تخیل‌بافی‌های خطرناک، قصه‌گویی و داستان‌سرایی، رؤیافروشی و آرزو‌هایی شیرین اما بی‌پایه بیش نیستند. این امر، در واقع، تقلیل به امر اجتماعی است. فروکاستن و مبارز، اسلام کنشگر و میدان‌محور و مسئولیت‌پذیر به اسلام اجتماعی و انفعالی است. دندان مبارزه را از اسلام نکشیم. تبدیل و عرصه‌ی ، اجرا و ، به روایت‌سازی‌های زیبا و گفتمان‌های انتزاعی اجتماعی است که فاقد ضمانت اجرایی و مسئولیت‌پذیری هستند و در واقع‌ تنها حرف‌های جمع‌پسند اجتماعی‌اند. هشدار! مبادا که گره‌گشای میدان است، با گفتمان‌های زیبا اما بی‌پایه و بی‌دندان جایگزین شود. این کارها بدون عطف به میدان، نه تنها علم نیستند، بلکه تخیل‌پردازی خطرناکی هستند که سیاست را به امور اجتماعی بی‌دندان و بی‌ضمانت اجرایی تقلیل می‌دهند.