متن یا حاشیه🔻
انتشار پیام رهبر عزیز ملت ایران در دنیای بمباران اطلاعاتِ متفرقه، خودش کار بزرگی است.
انتشار از طریق استند هم خلاقیت را می رساند، هم دغدغه مندی مسؤلین مربوطه را؛
کار خوب را باید حمایت کرد.
اما چند نکته و این طرف ماجرا🔻
ظرفیت بسندگی و اکتفا کردن به این استند فقط اتمام کار نیست بلکه آغاز کار است.
آفت امروز رسانه انتشار سازی و انتشار بسندگی با ابزار های نوین و جذاب موجب شده است که راه خود را برای رفع تکلیف باز کند.
اگر از مسؤلان مربوطه علت انتشار به صورت استند را جویا شوید، پاسخ بدین صورت است که متن پیام را منتشر میکنیم تا مطالعه شود.
اما سوال اینجاست تا کی باید بر خط فرمان انتشار بسندگی منفعلانه حرکت کنیم، آیا با این رویه، گفتمان سازی و هدفی که در متن پیام رهبر عزیز وجود دارد صورت میگیرد؛
آیا توانسته ایم نوک پیکان را از انتشار به سمت خط فرمان و مطالبات رهبر بچرخانیم.
بسیار اتفاق می افتد که محتوای حیات دار و احیا کننده امید، در پس پرده هایی از قالب های جذاب سازی رسانه مخفی و مغفول واقع میشود.
همانند شخصی که برای خرید آئینه می رود ولی جذاب های ظاهری آئینه او را از متن به حاشیه می کشاند.
#یادداشت #تقدیر
https://eitaa.com/Qalamdan/17
🔸افتتاحیه با حضور دخترکان.
چند وقتی است برای افتتاحیه در عرصه های مختلف حضور دخترکان با پوشش های مختلف هرچند پوشیده و به تظاهر آرمان گرایی ملی و ایرانی بین مسؤلین باب شده است.
سوال این جاست هدف از حضور دخترکان چیست؟
آیا این حکایت گری از این ندارد که نقشه فرهنگی بو داری، با قدرت رسانه ای و اثرگذاری فکری در بین جامعه در حال ترویج است؟
حضور مطالبه گران فعال مذهبی فرهنگی را نمیطلبد؟ تا پاسخی اقناعی را فارغ از هرگونه سیاست گذاری فرار از صحنه مطالبه کنند؟؟
یا این مسیر، بدنبال عادی سازی جریان ابتذال با مخفی سازی در پشت پوشش ملی و مذهبی میباشند ؟
گمانه ها به کدام سمت حکایت گری میکند؟؟
از این دست تصاویر در بین رسانه ها به راحتی قابل دسترسی میباشند.
#مخفی_سازی
#تقدیر
https://eitaa.com/Qalamdan/18
چرا گریه ؟!
دل برای گریه بهانه میخواهد تا اشکهای درون وجودش را به بیرون بریزد چه درخلوت باشد چه در جلوت، پسرکی پرسید بابا چرا گریه؛ به انتظار پاسخی از پدر نشسته؛ چرا گریه؟
امروزهم حرف بسیار است چرا گریه؟ حتما جوابش این است :
«گریه معنا دارد؛ »
گاهی در خلوت های خود دست به سر گذاشته وچشمان همچون ابر بهاری میبارند، بهانه باریدنش فراق و دلتنگی یاران ، غم از دست دادن عزیزان و نزدیکان.
ولی چرا گریه؟!
گریه سلاح تاریخی است؛ قدرت آفرین و حماسه ساز است. صدیقه طاهره سلام الله علیها روز و شب اشک می ریزد؛ هرچند که غم از دست دادن پدر سخت است ولی اگر اشکهای ایشان در فراق پدر خلاصه شود، این اشک شخصی است؛ اشک شخصی حماسه ساز نیست. بقا ندارد. دشمن را به اشک شخصی چه کار؛
دشمنی که بغض و کینه علوی و فاطمی دارد ، تادندان مسلح است چرا شکایتش را به پیش علی می برد؛ به فاطمه بگو صبح یا شب گریه کند، بلند بلند گریه نکند؛ قرارگاه حماسه ساز شد بیت الاحزان.
راستی چرا گریه؟
انتظار سرآمد پدر جوابی بده؟ چرا گریه؟
پدری از جنس ایمان و غرق در توحید چگونه معنای گریه را بیان کند؟! تا حقیقت گریه برای فرزندش آشکار شود و برای همیشه ماندگار بماند.
بازبان پدری میگوید:
« مىبينيد كه به ما گفتهاند هر سال براى امام حسين (عليه السلام) گريه كنيد. گريه كردن، به معناى زنده بودن يك مصيبت است؛ گويى همين ديروز اتّفاق افتاده است. انسانى هزار و چند صد سال قبل به شهادت رسيده است؛ چرا بايد امروز براى او گريه كرد؟ گريهى ما به سبب اين است كه اگر ياد او با همهى ابعادش در ذهن و زندگى و بساط هستى ما زنده نماند، بتدريج فكر و سرانگشت اشارهى او كمرنگ خواهد شد؛ چه ما بخواهيم و چه نخواهيم.»
عجب پیامی دارد گریه؟! حالا که پدرنیست ! دلم بغض کرده، گویی پیام را برای دلهای امروز ما بیان کرده ؛ تا دوباره پرسیده نشود چرا گریه؟!
https://eitaa.com/Qalamdan/19
#تقدیر
#یادداشت
سر دار رادان
همان مردی که در مقابل محفلی ها ایستاد با تمام تواضعش اشک تمام محفلی ها را در آورد
مردی از جنس حضور و حماسه
مردی از جنس اقتدار و شجاعت
مردی از جنس میدان و عملیات
مردی برای همه مردان دشمنی برای تمام نامردان.
#یاعلی
#تقدیر
https://eitaa.com/Qalamdan/23
سلبریتی واقعی
مرد امروز همان مرد دیروز است
مرد یا علی گویان امروز همان مرد سجده کنان دیروز است
این مردها سلبریتی واقعی ما هستند، نه نامردانی از جنس بزدلی که با وطن فروشی به دنبال لاشه خواری میگردند آنهم در لابلای فضولات ترامپ و نتانياهو نجاستخوار
که جایشان برای زباله دانی تاریخ هم زیاد است، افرادی چون
کریمی و خطیبی و همزادهایشان.
سلبریتی واقعی ما افراد حقیقی هستند نه فیک هایی که تا به دارایی رسیدن لاش خور بودن خودشان را رو کردند.
افتخار میکنم به وجود شما از راه دور دستان پر تلاش و اقتدارشما را بوسه میزنم سردار رادان.
https://eitaa.com/Qalamdan/24
تعامل یا تقابل...
باز بوی مذاکره وسط میدان جنگ، هنوز چند قدمی از ضربه های خباثت دشمن نجاستخوار نگذشته است. گویا مسؤلین و برخی از مردم به زودی همه چیز را فراموش کردند، شهادت های چند هزار نفری را به سرعت از یاد برده اند .
مسؤلین در وسط جنگ بدنبال ریسمان سیاه سوخته ای برای مذاکره میگردند. تا پیوند تعاملی ایجاد کنند.
انگار دنبال تعامل برای تکامل ایران میگردند، آنهم با ریسمان سیاه سوخته، عجیب است واقعاً؟!
یا نه، گویا به خیال خودشان فرآیند تکامل ایران را طی کنند یا نقشه دیگری برای تکامل خودشان چیده اند؟!
میخواهند نقش های از پیش تعیین شده ای را در این تعامل برای به انسجام رساندن حداکثری به نفع خود برسانند.
وسط جنگ شیپور تعامل باید برچیده شود این یک مذاکره ابلهانه است، این تعامل نیست، بوی تقابل میدهد.
بیعت برای تعامل است حرفی نیست ولی این بیعت و تعامل با چه کسی؟ در چه موقعیتی؟ با چه هدفی؟
روزی هم بشارت به مؤمنان داده شد
«لقد رضی الله عن المؤمنین» خدا به قطع و یقین از شما خشنود شد؛ بخاطر چه جیزی؟!
بخاطر اینکه
«اذ یبایعونک تحت الشجره»
چون شما مؤمنین دست بیعت با رسول الله دادید، دست بیعت با امام حق دادید،
«فعلم ما فی قلوبهم» خدا هم آنچه در دلهایشان میگذرد مطلع است
حالا که بیعت با امام حق کردید این بیعت برکت آور است شما را از یاس و ناامیدی به سمت میدان امیدواری و حرکت می کشاند و قلبهایتان آرام میشود
«فانزل السکینه علیهم »
و بشارت دیگر این است چون بیعت با امام حق کردید پیرو حق و ولایت فقیه بودید فتح و گشایش و پیروزی هم یرایتان رقم میخورد شما پیروزید
«و اثابهم فتحا قریبا»
این نوع بیعت تعامل تکاملی است.
چون بیعت با امام حق بیعت با خداست
«ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله»
دست خدا و قدرت الهی همراه هیشگی آنهاست در تمام لحظات
«ید الله فوق ایدیهم »
در مقابل عده ای سر تا کمر در زیر برف که هیچ، درون لاک خود کرده اند گوش شنوا و چشم بینا را از دست داده اند بدنبال بیراهه میروند گویا هدفشان پیمان شکستن با ولی است، گویا سخنان ولی را فراموش کرده اند ولی بدانند زیان گری بیش نیستند چون « فمن نکث فانما ینکث علی نفسه»
به این گروه باید یک کلام گفت:
در برابر ظالم نجاستخوار جنایتکار چه دست بیعتی، چه دست تعاملی؟!
نجاستخواری که دستش به هرچه برسد ذات نجاستش همه جا را به نجاست می کشاند، این نجاست نجاستی نیست که قابل تطهیر باشد چون ذات نجسی دارد،
با این نجاست مگر میشود به طهارت رسید، مگر اسباب طهارتی داریم که نجاست او را تطهیر کند؟!
در برابر این نجاست فقط باید گفت «مثلی لایبایع مثله»
چون ذات طاهر تعاملی برای ذات نجس ندارد وجه مشترکی نمی یابد
و چقدر حکیمانه بود سخن رهبر شهید: «چون ملت ایران سابقه بلندی «طاهری» دارد، معارف عالی دارد، با این سابقه بلندی فقط باید گفت تقابل نه تعامل چون نسخه عملی ملت ایران نسخه عملی سید الشهدا است
نسخه عملی مثلی لا یبایع مثله می باشد.»
https://eitaa.com/Qalamdan/25
مثلی لا یبایع مثله
تصمیم جدی مبارزه با فساد؛ نه به صورت انفرادی بلکه با همراهی یک امت و ملت ؛ آنهم امتی که همیشه حاضر در صحنه بوده اند؛جان به دست در سخت ترین لحظات یک لحظه میدان را خالی نکرده اند؛ مردمی که پا به پای ولی فقیه درتمام دوران حرکت کرده اند و همیشه لبیک گویان همراه ولایت جامعه بوده اند؛
اگر تاریخ را کمی ورق بزنیم بهترین صحنه های همراهی را برایمان صادقانه بازگو خواهد کرد و به تصویر می کشد، از دوران هشت سال دفاع مقدس با تمام لحظات سخت و شرینش، از دست دادن امکانات و نیروها ، بدون این که کمترین ذره ای از خاک وطن را از دست داده باشیم؛ کمی جلوتر وارد فتنه 78 با تمام فراز و نشیب هایش، فتنه 88 جایی که عده ای در جریان انتخابات، فریب خورده و وارد بازی برخی دشمنان داخلی و خارجی شدند، دست به خسارت های زیادی زدند و کشور را با التهاب روانی و سیاسی روبرو کردند، ولی بازهم حضور خود جوش مردمی در آن ایام گردنه سخت فتنه را با مدد الهی و با پیروزی پشت سر گذاشتند، کمی جلوتر فتنه 98 و گرانی بنزین، فتنه زن زندگی آزادی و جنگ دوازده روز ، فتنه بهمن 1404 به فرموده امام شهیدان یک کودتای از پیش تعیین شده ؛ اینها صفحاتی از تاریخ ایران است با تمام فراز ونشیب هایی که داشته قدرت حضور مردم در این مبارزات را می رساند؛ مبارزه با جبهه باطل ، جبهه تا دندان مسلح دریده ای که به صغیر و کبیر رحم ندارد؛ تنها چیزی که برایش مهم است بلعیدن ایران است؛ اما همین جا باید گفت این لقمه برای دهن سگ های ولگردی چون امریکا و همزادانش زیادی است؛ این لقمه ای است که خار در چشم و استخوان د رگلو می باشد.
اینها گوشه هایی از مبارزه امت ایران است؛ ملتی که سابقه فرهنگ دارد ، سابقه معارف عالی دارد ، ملتی که از صدر اسلام در رکاب اسلام است و جز امپرا طوری های بزرگ بوده است؛ تنها یک سوال باقی است چرا مبارزه، چرا بیعت نه؟ مبارزه برای چی ، باید گفت این همه مبارزه برای مقابله با فساد و فاسدان است. چون ایران و ایرانی درسهای اسلامی اش را بخوبی خوانده است، بلد است و میداند چه کار کند چون نسخه عملی مبارزه با فسادش را، سر مشق دفتر مبارزاتش برگرفته از دست خط مثلی لا یبابیع مثله است؛ نسخه ای که سید الشهدا برایمان بنا نهاد؛ جایی که فساد است سکوت جائز نیست؛ آنهم طرف مقابل شما افرادی خائن و غاصب امریکایی قرار بگیرند که خودشان را صاحب تمدن و حقوق بشر معرفی میکنند و مدعیان تمدن نوین جهانی هستند؛ فسادی که از دهانشان و اجدادشان سرازیر است نمونه اشکار شده اش جزیره بدنامی است که رحم به دختران نمی کنند بردگان جنسی خود برای دست یابی به کثیف ترین و پلیدترین تمایلاتشان می زنند. ملتی که حضور میدانی را در تمام این عرصه های سخت طی کرده است آنهم برای مبارزه با فساد چه طور می توان توقع داشت که درعصر حاضر دست بیعت با سردمداران فساد بدهد؛ چه طور میتواند سرنوشت خودش را به دست مفسدین تمام عیار بدهد آنهایی که از هر چیزی برای بهره بری جنسی و تمایلات و منافع شخصی خود خرج میکنند. این جا جای بیعت نیست جای مبارزه با فساد است؛ این ملت ملیتی است که مثلی لا یبایع مثله را انتخاب کرده است. نه در این زمان بلکه سابقه دیرینه اش، فرهنگ و معارف عالی او گویای مثلی لا یبایع مثله است.
https://eitaa.com/Qalamdan/26
مثلی لا یبایع مثله
به نظر شما منطق حرکت اجتماعی در مبارزه چیست؟
تشخیص خواص از پیام مثلی لا یبایع مثله منطق حرکت و قدرت برای مبارزه است. اما چرا این منطق فعال نمی شود یا خیلی دیر فعال می شود؟!
باید گفت یکی از اصول راهبردی برای حرکت اجتماعی در مبارزه به نفع انقلاب اسلامی جایگاه خواص آن جامعه است. خواصی که می توانند جامعه را در لحظه های حساس از هلاکت ها نجات دهند و امید بخش باشند. و بعکس با تشخیص و حرکت اشتباه جامعه را به دام هلاکت بیاندازند. یکی از مهمترین تبیین ها، تبیین مثلی لا یبایع مثله است. مثلی لا یبایع مثله یعنی بیان پیامهای تعیین کننده خطوط قرمز توسط خواص جامعه از نظام فاسد اجتماعی و سران فساد.
مثلی لا یبایع مثله یک منطق فراگیر وعملیاتی برای تعیین نقش خواص جامعه است. هرچند در نگاه کلان مثلی لا یبایع مثله یک بیان عامی است که شامل خواص و عوام نیز می شود. ولی قدرت بهره گیری خواص از این منطق فراتر از عوام است به جهت آن که خواص در یک جامعه به آن دسته از افرادی گفته میشود، که با عمل، نوشته و منش خود می توانند برروی افکار مردم و نتیجه گیری هایشان تاثیر گذاری بالایی را داشته باشند و نقش فعالی را ایفا کنند.
درحالی که همین خواص بخاطر عواملی چون سازش، خسته شدن ، راحت طلبی و چسبیدن به منافع نقد، خوشگذرانی وزندگی مرفه قدرت حضور در میدان های سخت از آنها گرفته میشود و پیاده سازی مثلی لا یبایع مثله برایشان امکان پذیر نخواهد شد. و درنتیجه چراغ کوبنده مثلی لا یبایع مثله به نفع دشمن خاموش می شود.
اگر خواص جامعه بفهمند که پیام مثلی لا یبایع مثله چیست؟ هیچگاه به سمت مثلی یبایع مثله پیش قدم نخواهند شد. مثلی لا یبایع مثله یعنی دشمنی که در صدد ضربه زدن به امت اسلام است، ، نباید د رهیچ برهه ای به او خوشبینانه نگاه کرد.
به همین دلیل است که امیر المومنین در دوران خلافتش بیشترین توصیه و تذکراتش خطاب به خواص جامعه است همان افرادی که در بخش های مختلف اداره جامعه مسولیتی را بعهده داشتند. در دوران انقلاب اسلامی هم حضرت امام خمینی و به تبع امام شهید خامنه ای ، خطاب به خواص جامعه توصیه شان این بود که « مبادا به چرب و شيرين زندگى راحت، خودتان را عادت بدهید و از مجاهدت در راه خدا باز بمانید » چون اینها آفتهای فهم و تشخیص هستند وقتی این آفتها فراگیر شد مثلی لا یبایع مثله درخواص می میرد و تبدیل به مثلی یبایع مثله می شود.
https://eitaa.com/Qalamdan/27
مثلی لا یبایع مثله
ملاک مثلی لا یبایع مثله چیست؟
برخی در مواجه با جبهه کفر گمان میکنند که تنها دو راه وجود دارد؛ یا بیعت یا مخالفت؛ درحالی که اشتباه محاسباتی آنها در این است، هر دو نگاه بازی در زمین دشمن می باشد.
نگاه اول) بیعت کنندگان ؛ چون آنهایی که بیعت می کنند حساب کارشان مشخص است باید طبق برنامه های دشمن همراهی کنند. خودشان را برده و مطیع برنامه های دشمن بدانند. زیرا بیعت یعنی تمایل به خطوط فکری دشمن و در مسیر برنامه های او قرارگرفتن و حرکت کردن مطابق میل او.
نگاه دوم) مخالفت کنندگان؛ نقطه مقابل، افرادی هستند که بیعت را نمیپذیرند و مخالفت را انتخاب میکنند این هم یک نوع انتخاب است ولی مخالفت به تنهایی کفایت و کارساز نیست؛
در تاریخ برای هر دو دسته نمونه های فراوانی وجود دارد؛ اشخاصی چون عبد الله بن زبیرها و سعیدبن مسیب ها را می بینید.
سعیدبن مسیب از اصحاب بزرگ ائمه علیهم السلام و پیرو امام حسین علیه السلام می باشد. در زمان عبدالملک مروان زندگی میکند. عبدالملک دو پسر بنام سلمان و ولید دارد. زمانی که فرزندان خود را در مدینه برای حکومت به مردم معرفی کرد عده زیادی از مردم بیعت کردند و لی سعیدبن مسیب بیعت نکرد؛ عبدالملک به استاندار مدینه نامه نوشت که بیعت نکردن او را خیلی بزرگ نکنید؛ زیرا با ماکاری ندارد ما هم با او کاری نداریم؛ این یعنی خنثی عمل کردن در مواجه به زمان خود.
پس هر دو نگاه خطری را برای دشمن ایجاد نمی کند. ولی در برابر این دو انتخاب یک نگاه سومی وجود دارد نگاه مبارزه؛ انتخابی که امام حسین علیه السلام در زمان خودشان فرمودند«مثلی لا یباع مثله»
در زمان امام حسین علیه السلام چرا دشمن حساسیت دارد؟! آیا حضرت بیعت هم نمی کرد باز حکومت وقت حساسیت خود را بر میداشت ؟! آیا به ما نمیفهماند که مسئله فقط مخالفت نیست؟! مسئله یک هجوم سیاسی و نظامی است؟! آیا به ما نمی فهماندكه حسينبنعلى برای مقابله با دستگاه خلافت يزيدبنمعاويه گفته است مثلی لا یبایع مثله؟! پس فقط مسئلهى فرار از بيعت نبود. بلکه یک مبارزه تمام عیار بود هم با شخص یزید و هم با فکر یزید.
« امام حسين (عليه السلام) اگرچه با يزيد مبارزه ميكند، اما مبارزهى گستردهى تاريخى وى با يزيدِ كوتهعمرِ بىارزش نيست؛ بلكه با جهل و پستى و گمراهى و زبونى و ذلّت انسان است. امام حسين (عليه السلام) با اينها مبارزه ميكند... »
چون حسین بن علی با بیعت نکردن ،میخواهد در مقابل دستگاه ظلم امر به معروف و نهی از منکر مبارزه کند ؛ تنه به تنه خطوط قرمز دشمن بزند. به دستگاه دشمن تعرض کند. بنابراین بیعت نکردن یعنی انتخاب یک مبارزه تمام عیار با دستگاه فکری دشمن. و قیام سید الشهدا بر همین مبنای مبارزه پای ریزی یشده است. زیرا می فرماید« انّى ما خرجت اشراً و لا بطراً و لا ظالماً و لا مفسداً ؛ من براى اين كارها قيام نكردم كه ظلم كنم و فساد كنم، بل انّما اريد الاصلاح فى امّة جدّى ؛ قيام كردم براى اصلاح، براى امربهمعروف، براى نهى از منكر.»
https://eitaa.com/Qalamdan/28