793.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اما بازم نمیشه
https://eitaa.com/Qiunba
میشود پیشانیات بوسید و از لبها گذشت ؟
مؤمن از قم بگذرد تا جمکران هم میرود .
https://eitaa.com/Qiunba
رویاهای گمشده ツ
۳۶۵ روز بدون تو... روز ششم: «پریشونم از اینکه نمی تونم هیچ چیز دیگه دیگه ای مثل عشق رو هرگز بار دیگه
۳۶۵ روز بدون تو...
روز هفتم:
«وقتی که ناراحت و عصبیم باز دلتنگ توئم... آیا میدونی چقد احساس بدبختی میکنم؟❤️🔥🫦👤»
چیزایی که نیازت میشه...😉
🎀:لینک ناشناس مالک
🎀:لینک کانالمون
🎀:بیو مالک
🎀:داستان پرسه در شب
🎀:داستان عشق با طعم سادگی
🎀:آیدی مالک چنل
موندگار باشین...⛓️🌝
دلا سخت است اگر مانند یک فرمانده ی عاشق امیر یک سپاه اما اسیر یک نفر باشی🫠✨
#پارت17
#عشقباطعمسادگی
احوالپرسی و خون گرمی عمو و زن عموی امیر علی به حدی بود که هیچ وقت تو این خونه احساس غریبی نکنم... به خصوص امشب که دلگرم کننده تر هم بود!
امشب شده بود شب من هر چی امیر علی سعی کرد جایی دور از من بشینه ولی با حرف عمو اکبرش که گفت: بشین پهلوی خانومت عمو , مجبور شد کنار من بشینه که طرف دیگه ام عطیه بود و من چه قدر توی دلم تشکر کردم از عمو اکبر!
امیر علی لبخند محوی روی لبش داشت ولی یادش رفته بود پاک کنه اخم روی پیشونیش رو ...من هم امشب حسابی گل کرده بود شیطنتم!
صدام رو آروم کردم وسرم رو نزدیکتر به امیرعلی_ببخشیدها ولی بی زحمت بازکنین اون اخم ها رو من نگرانم این پیشونیت چین چین بمونه تقصیر من چیه مجبوری امشب از نزدیک تحملم کنی!
خنده ریزی کردم و گفتم: خدا خیر بده عمو جونت رو الکی الکی تلافی کرد اون قدر حرصی رو که تو ماشین به من دادی!
اخمش باز شدو لب پایینش رو به دندون گرفت و من دعا کردم کاش به خاطر نخندیدن این کار رو کرده باشه و من دلم خوش بشه که بالاخره به جای اخم کنار من یک بار خندید!
آرنج عطیه نشست توی پهلوم و صورتم جمع شد ... نگاهم رو دوختم بهش که داشت لبخند دندون نمایی میزد!
عطیه_چطوری عروس؟ کم پیدا!
_باز تو مثل این خواهر شوهرای بد ذات گفتی عروس ...من کم پیدام تو چرا یک بار زنگ نمیزنی؟!
عطیه با احتیاط خندید _خوبه بهم میگی خواهرشوهر انتظار که نداری من زنگ بزنم و بشم احوال پرست ...بعدشم بدذات خودتی!
زبونم رو گزیدم تا بلند نخندم به این چشم و ابرو اومدن عطیه...بحث باهاش فایده نداشت بعضی وقتها واقعا می خواست خواهرشوهر بشه و بامزه!بحث رو عوض کردم.
╭───᪣
│ https://eitaa.com/Qiunba
╰──────────────────────᪣