رمان راز مخفی
پارت چهار
این کابوس هری تا چند هفته ادامه پیدا میکند با این تفاوت که الیزابت هم اضافه میشود.
برای اینکه راحت بخوابد معجون آرام بخش میخورد.کابوس ها قطع میشوند ولی این بار خواب های پر رمز و راز میبیند مثلا نوزادی در گهواره،الیزابت و پدر و مادرش
***
تقریبا یک ماه از شروع تحصیلش در هاگوارتز میگذرد.روی چمن ها دراز کشیده و به آسمان نگاه میکند.ناگهان صدایی می شنود.صدا از پشت یکی از درختان می آید.به سمت درخت میرود.درخت سوراخی بزرگ دارد.دستش را درون سوراخ میکند و تکه کاغذی بیرون می آورد.
روی کاغذ نوشته:
تمام کاغذ ها را پیدا کن و به درستی کنار هم بگذار تا بتوانی بیشتر راجب گذشته بدانی.
هری لحظه ای فکر میکند بعد به سرعت به سمت قلعه می رود تا کاغذ را به رون و هرماینی نشان دهد.
به قلعه میرسد و به سمت سالن گیریفیندور می رود.در باز میشود سریع به سمت رون و هرماینی می رود.
-باید یه چیزی نشونتون بدم
تمام ماجرا را برای آن ها میگوید.
هرماینی میگه:به نظرم ممکنه یه تله باشه باید سریع به جایی که برداشتی برگردونی
اما رون میگوید:دیونه شدی؟کی دست رد به یه ماجراجویی میزنه؟
هری میخنده و میگه:معلومه هرماینی
https://eitaa.com/joinchat/1272973006C8d344bd06f
این یه گپ برای پاترهد هاست (مال من نیست)
اینم بگم مالک پس فردا لینک رو عوض میکنه😅
عضو بشید
https://eitaa.com/RIP_Cedric/1019 ❤️❤️❤️❤️❤️❤️✨✨✨ فکر کن از شخصیت اصلی بدت بیاد اونم چه شخصیتی
♡♡♡
👍✨
491.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
៹ همیشهه عالییی .
≡ #هاگوارتز 𓄼 ࣫
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
៹ برو ببیننن .
≡ #هاگوارتز 𓄼 ࣫
هوراااا پارت جدید را گذاشتی😇#لیلی
♡♡♡
😂😅
همه جا فقط دنبال پارت بعدی رمان ها😅