eitaa logo
آزادگی"زابلی نژاد"
130 دنبال‌کننده
292 عکس
179 ویدیو
236 فایل
تماس با ادمین جهت ارسال پیشنهادات، انتقادات، و پرسش های شما: @AliZaboliNejad
مشاهده در ایتا
دانلود
🗞 مثلث فتنه 🖼 نگاهی به ابعاد و سناریوی آتش‌افروزی آمریکایی-صهیونی اخیر در سرمقاله دویست‌و‌پانزدهمین شماره روزنامه اینترنتی KHAMENEI.IR👇 🔹 مردم تهران در تابستان سال ۱۳۳۲ شاهد چماق‌کشی شعبان‌بی‌مخ‌ها و میان‌داری پری‌بلنده‌ها بودند اما این فقط نمایش خیابانی ماجرا بود. ۶۰ سال طول کشید تا نوری ضعیف بر سناریوی مخفی آن تابیده شود. اولین‌بار در سال ۲۰۱۳ سازمان سیا با انتشار اسنادی محدود و به شدت سانسور شده تحت عنوان کتابچه «نبرد برای ایران» به نقش خود در کودتای ۲۸ مرداد اعتراف کرد. با این روند احتمالاً در سال ۱۴۶۴ اندکی از واقعیت پشت پرده و طراحی‌های صورت‌گرفته برای ایران در زمستان ۱۴۰۴ را خواهیم فهمید. اتفاقاتی که رهبر معظم انقلاب از آن با عنوان فتنه یاد کردند. 🔹 کلمه فتنه در ادبیات دینی و قرآنی به سه معنی به‌ کار رفته است؛ ۱-آمیختگی حق و باطل، ۲- آشوب و بلوا، ۳- آزمون و امتحان. آنچه در دی‌ماه رخ داد هر سه معنی را در خود داشت و از این منظر می‌توان آن را فتنه‌ای تمام‌عیار دانست. 🔹 ماجرا از اعتراضاتی اقتصادی آغاز شد. اعتراضی که هیچ‌کس در جمهوری اسلامی آن را به ناحق ندانست و آن را رد نکرد اما پس از چند روز حق و باطل آمیخته شد و اعتراض با نفوذ کسانی که نه دغدغه مردم را داشتند و نه معیشت مردم، تبدیل به آشوب و اغتشاش شد. 🔹 دشمن نیز با تمام قوا به میدان آمد و با غبارآلود کردن فضا، سعی کرد آشوبگران را معترض معرفی کرده و با تهییج و تشویق و خط‌دهی به آنان، ماجرا را به مسیر دلخواه خود بکشد. هدایت و دخالت دشمن برای درهم‌‌آمیختن حق و باطل در سطح رسانه و عملیات روانی محدود نماند و با تزریق پول و اسلحه، آشوب به جنایت علیه مردم تبدیل شد و اینک نیز همان کسانی که این فتنه را ساختند، مشغول اشک ریختن برای قربانیان هستند. 🔹 ماجرای دی‌ماه ۱۴۰۴ از منظر آشوب و بلوا به عنوان معنی دیگری از فتنه، روشن‌ترین بعد قضیه است. برخی از نیروهای پلیس و حافظان امنیت به طرزی به شهادت رسیده‌اند که این سطح از سبعیت و خشونت تنها از داعشی‌ها ساخته است. سر بریدن، آتش زدن زنده‌زنده‌ی افراد و مثله کردن افراد از جمله این جنایات است. و یا در این بلوا فقط ۲۲۲ دستگاه آمبولانس مورد حمله قرار گرفته و تعدادی از آنها کاملاً سوخته و از بین رفته‌اند. حمله به ماشین‌های آتش‌نشانی، ده‌ها مرکز درمانی، مدارس، ادارات دولتی، بانک‌ها، فروشگاه‌ها و مغازه‌های مردم ابعاد دیگری از این آشوب است. حمله آشوبگران به ۳۰۰ مسجد و آتش زدن مساجد و قرآن و در مواردی به همراه نمازگزاران، سند روشنی از هدف و ماهیت اصلی این ماجراست. 🔹 اما این فتنه آزمون و امتحان نیز بود، امتحانی بزرگ. مردم نجیب و شریف ایران، بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین برندگان این امتحان بودند. میلیون‌ها ایرانی که روز ۲۲ دی در تهران و صدها شهر بزرگ و کوچک دیگر به خیابان آمدند و از آمریکا و رژیم صهیونی به عنوان طراحان اصلی فتنه و از آشوبگران به عنوان عمله میدانی، ابراز برائت و انزجار کردند از این آزمون سربلند بیرون آمدند. 🔹 بزرگ‌ترین بازندگان این آزمون نیز خائنانی بودند که در صحنه‌ی عمل به پیاده نظام دشمن تبدیل شده و با طناب ارباب آمریکایی، خود را در چاه افکندند. همان اربابی که گمان می‌کرد زمستان ۱۴۰۴ ایران چیزی شبیه تابستان سال ۳۲ است و می‌توان با چمدانی دلار و مشتی مزدور، رؤیاهای خود را عملی کند. آینده، ابعاد واقعی شکست دشمن و پیروزی ملّت ایران را روشن‌تر خواهد کرد. 📥 دریافت نسخه PDF 🔍 مشاهده شماره‌های قبلی روزنامه اینترنتی 👇 farsi.khamenei.ir/tag-content?id=26358
140041102-Gharargah-Tv.mp3
زمان: حجم: 28.4M
صوت برنامه تلویزیونی قرارگاه در شبکه قرآن سیما 🎙استاد محمدرضا عابدینی ⭕️ پنجشنبه ۲ بهمن ماه ✅ مرکزتنظیم‌ونشرآثاراستادعابدینی 🌐 TAMHIS.IR | @Abedini
🔎 *قطع اینترنت و حمله نظامی به ایران* 💬 *اسکات ریتر، افسر سابق آمریکایی و بازرس سابق تسلیحاتی سازمان ملل*: ➖ سرویس‌های اطلاعاتی خارجی طی سال‌های گذشته در جذب نیرو و نفوذ عمیق آن‌ها در داخل ایران بسیار موفق عمل کرده‌اند. نمونه‌ روشن آن را در جریان عملیات پهپادیِ جنگ ۱۲روزه دیدیم؛ جایی که ناگهان کارخانه‌های مخفی تولید پهپاد از هیچ‌کجا سر برآوردند و خودروهایی در سطح کشور تردد می‌کردند که پهپاد پرتاب می‌کردند. ➖ دولت ایران در نهایت موفق شد این شبکه را شناسایی و متلاشی کند. اما یوآف کوهن، رئیس پیشین موساد، به‌طور تلویحی اشاره کرده بود که «چیزهای بیشتری در آستین داریم». به نظر من، این همان مرحله‌ بعدی بود. سرویس‌های اطلاعاتی خارجی با هماهنگی یکدیگر، بحرانی مالی و فروپاشی اعتماد عمومی در اقتصاد ایران را طراحی کردند؛ بحرانی که به شکل‌گیری اعتراضات واقعی و مشروع در خیابان‌ها انجامید. به مدت دو روز، مردم ایران به‌صورت مسالمت‌آمیز به خیابان آمدند و دولت نیز اجازه‌ی برگزاری این تجمعات را داد. اما در روز سوم، هسته‌های سازمان‌یافته فعال شدند و از همان‌جا خشونت آغاز شد. *هدف این بود که سطح خشونت آن‌قدر بالا برود که حکومت ناچار به واکنش شدید شود. سپس طراحان این سناریو بتوانند اوضاع را «ربایش» کنند.* ➖ هم‌زمان قرار بود حملات هوایی انجام شود تا توان واکنش دولت سرکوب شود و در نهایت شرایط برای وقوع یک انقلاب فراهم گردد. آن‌ها تا آستانه‌ تحقق این هدف پیش رفتند. اما مشکل اینجا بود که *دولت ایران، به‌واسطه‌ کارآمدی اطلاعاتی، زودتر از زمانی که برنامه‌ریزی شده بود، این پروژه را در نطفه خفه کرد.* ➖ موساد، MI6 و CIA به‌طور گسترده از استارلینک به‌عنوان ابزار ارتباطی استفاده می‌کردند؛ چرا که این شبکه خارج از زیرساخت اینترنت داخلی ایران عمل می‌کند. ایران سال‌هاست که یک «کلید قطع» برای اینترنت دارد؛ قابلیتی که به دولت اجازه می‌دهد برای مقابله با ارتباط‌گیری گروه‌های مورد حمایت خارجی، اینترنت را به‌طور کامل قطع کند. در تابستان ۲۰۲۳، ایران با همین ابزار توانست هسته‌های نفوذی را به‌خوبی مهار کند، زیرا کنترل کامل اتصال اینترنت داخل کشور را در دست داشت. استارلینک قرار بود این ضعف را برای سرویس‌های اطلاعاتی جبران کند. ➖ مشکل این بود که همین سرویس‌ها در اوکراین نیز به‌شدت از استارلینک استفاده کرده بودند؛ برای هدایت پهپادها، ایجاد ارتباطات میدانی و مدیریت خطوط نبرد. روسیه خیلی سریع متوجه شد که استارلینک به یک معضل جدی تبدیل شده است. من به یاد دارم که در این‌باره با آلادینوف صحبت می‌کردم. روس‌ها در واکنش، دو توانمندی منحصربه‌فرد توسعه دادند: نخست، قابلیت ردیابی استارلینک هم در مبدأ و هم در مقصد؛ به این معنا که اگر کسی از استارلینک استفاده کند، روس‌ها می‌توانند دقیقاً تشخیص دهند ارتباط از کجا به کجا برقرار شده و موقعیت جغرافیایی آن کجاست. دوم، توان قطع کامل این ارتباط؛ آن‌ها یک «کلید قطع» دارند و به‌سادگی می‌توانند استارلینک را از کار بیندازند. به همین دلیل است که پهپادها سقوط می‌کنند؛ چون روس‌ها استارلینک را خاموش می‌کنند. ➖ این فناوری در اختیار ایران قرار گرفت و ایران هم از آن به‌خوبی استفاده کرد. آن‌ها توانستند بلادرنگ ارتباطاتی را که عوامل موساد، MI6 و CIA از کنترل‌کننده‌های خود در خارج از کشور دریافت می‌کردند، رصد کنند. نه‌تنها از دستورات صادرشده آگاه شدند، بلکه مشخص شد این دستورات به چه کسانی می‌رسد و آن افراد دقیقاً در کجا حضور دارند. ➖ سپس، نیروهای ایرانی وارد عمل شدند، این شبکه‌ها را جمع کردند و ارتباطات را به‌طور کامل قطع کردند. اکنون موساد، MI6 و CIA عملاً قادر نیستند با عوامل خود ارتباط برقرار کنند. به همین دلیل بود که شاهد این پرسش گسترده بودیم: *«چرا ایران اینترنت را قطع کرده؟ اگر می‌گویند مردم را نمی‌کشند، چرا اینترنت را بسته‌اند؟»* پاسخ ساده است: *ایران اینترنت را قطع کرده تا مانع ارتباط سرویس‌های اطلاعاتی خارجی با باقی‌مانده‌ شبکه‌هایشان شود.* ➖ اسرائیلی‌ها محموله‌های بزرگ دیگری از تجهیزات ارتقایافته استارلینک ارسال کردند؛ شاید با این تصور که مشکل فنی بوده و با تجهیزات جدید حل می‌شود. اما ایران این محموله‌ها را زیر نظر داشت، آن‌ها را شناسایی و ضبط کرد. در نتیجه‌ی همه‌ این اتفاقات، این پروژه زودتر از موعد فروپاشید، حملات هوایی انجام نشد و یک خلأ زمانی ایجاد شد. به همین دلیل هم حملات هوایی در نهایت اجرا نشدند، زیرا دیگر هیچ پیوندی با تحولات میدانی نداشتند و عملاً بی‌اثر بودند.
🎨 بصیرت و وفا ✏️ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «در کلمات ائمه، روی دو جمله راجع به حضرت اباالفضل العباس علیه‌السلام تأکید شده است: یکی بصیرت، یکی وفا.» ۷۹/۰۱/۲۶ 🗓 سالروز ولادت حضرت اباالفضل(ع) مبارک باد. 💻 Farsi.Khamenei.ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Mohsen Qaraati04.Nisa.174-175.mp3
زمان: حجم: 1.7M
🔉 باران نور💦 💧 تفسیر قطره‌ای قرآن کریم 🎤 حاج آقای قرائتی دامت توفیقاته 💡 نساء | جزء ششم 🔔 صد و چهل و نهم ✍"حیات طیّبه"، یعنی زندگی پاکیزه، زیبا و سعادتمندانه، حاصل "نگاه زیبا" به عالَم هستی است؛ و این مهمّ👆، حاصل "درک مهندسی خلقت"، و "نظام أحسن"؛ و این مهمّ👆، حاصل "تدبُّر" در آیات نورانی قرآن کریم؛ و این مهمّ👆، حاصل "اُنس" با قرآن؛ و گام نخست این مهمّ👆، گذراندن یک دور "تفسیر" کامل قرآن، از ابتداء تا انتهاست؛ و مناسب ترین برای شروع، تفسیر قطره‌ای و گویای استاد مخلص، بی ادعا، و شیرین سخن، حاج آقای قرائتی دامت توفیقاته، میباشد؛ پس، با ما همراه شوید؛ "حتّی مطلع الفجر"🌞 🌸اشتراک گذاری مطالب و مباحث اصیل فرهنگی، هم صدقه جاریه، و هم نشانه ی احساس مسئولیت شما، در قِبال جامعه‌ای است که در آن زندگی میکنیم و سرنوشت ما و نسل های آینده، در آن رقم میخورد.🥀 ۱۴۹ ━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━━ 🇮🇷 لطفاً کانال آزادی را به دوستانتان معرفی نمایید: ┏🕊━━━━━━━━━━┓ eitaa.com/Rahaei02 ┗━━━━━━━━━━━━┛
Nashre Hadi Ba Hamkarie Madrese Taali Taghdim Mikonad07_Porsesh_Pasokh_Mostanade_Soti_Shonood_Aminikhaah.ir.mp3
زمان: حجم: 18.3M
📚 پاسخ به شبهات مطرح شده توسط شنوندگان 🎧 جلسه پرسش و پاسخ مستند صوتی شنود 💧 قسمت ۷ 🎤 کارشناس و مصاحبه‌گر: استاد مصطفی امینی‌خواه 🤔 شنیدنی‌ترین و آموزنده‌ترین تجربه نزدیک به مرگ ▪️تجربه نزدیک به شهادت یک مامور امنیتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ تجربه مرگ ▪️«کل نفس ذائقة الموت» همه‌ی ما طعمش را خواهیم چِشید؛ شیرینی یا پناه بر خدا تلخی‌اش 😱 را. 🍀 برگ عیشی به گور خویش فِرست/ کس نفرستد ز پس، تو پیش فرست. ━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━━ 🇮🇷 کانال آزادی را به دوستانتان معرفی کنید. ┏🕊━━━━━━━━━━┓ eitaa.com/Rahaei02 ┗━━━━━━━━━━━━┛
تو چطور پژمانی هستی؟ (بخش اول) حسین‌ آقای بابری من پژمانم. مثل تو. مثل گذشته‌ی تو. دیروز پدرت پته‌ات را ریخت روی آب. رفته‌بودیم خانه‌ات و پدر گاهی با بغض و گاهی با خنده از تو برایمان می‌گفت. از وقت‌هایی گفت که هنوز اسمت پژمان بود. توی عروسی‌ها بدن را می‌گذاشتی روی رگبار و بندری می‌رفتی. می‌گفت تو دایره‌ی رقص ترکی هم، همه چشم‌ها به دستمال‌های تو بود. البته من رقصم خوب نیست. وقتی می‌رقصم مثل سپیداری می‌شوم که لای شاخه‌هایش باد افتاده. من از بابت دیگری پژمانم؛ نه مثل پژمان‌های کلیشه‌ای فیلم‌های صدا و سیما. نه مثل پژمانی که تو بودی‌. اصلا تو چطور پژمانی هستی؟ پژمان نه! تو چطور آدمی هستی؟ چطور توانستی دختر‌هایت را بگذاری بروی مرودشت. نمی‌دانستی آن جا قیامت به پا شده؟ من اگر جای تو بودم اگر دوتا دختر داشتم و یک تو راهی؛ نه می‌خوابیدم نه می‌رفتم بیرون نه حتی پلک می‌زدم. آنقدر توی خانه می‌ماندم و نگاهشان می‌کردم که ازم خسته‌شوند. ادامه در پست بعد
تو چطور پژمانی هستی؟ (بخش دوم) دیروز پدرت زهراکوچولوت را بغل کرده بود. نازش می‌کرد و می‌گفت چطور پسر دست گلش از دستش در رفت. روزه بودی. دخترهایت اذیت می‌کردند. همسرت بردشان خانه یکی از اقوام که برگردد و بتواند افطاری برایت دست و پا کند. آن‌ها که رفتند تو هم رفتی. پایت را گذاشته‌بودی روی گاز که از قرخلو بزنی بیرون. بین راه پدرت را دیدی و پیچیدی تو کوچه‌ دایی. که مثلا می‌خواهی به آن‌ها سر بزنی. هم پدرت هم مادرت بهت گفته‌بودند این دفعه را بیخیال شو. این دفعه فرق می‌کند. این دفعه نه! نگفته‌بودند؟ وقتی بد به دل مادر بیفتد ردخور ندارد. این را نمی‌دانستی؟ وقتی پدرت زنگ زد که برگرد؛ که جواب دخترهایت را چه بدهم؟ خنده‌های فاطمه و ناز کردن‌های زهرا جلوی چشمت نیامد؟ چطور توانستی پدال گاز را محکم‌تر فشار بدهی؟ پدرت گفت پشت گوشی چه جوابی دادی :«جواب دخترهام و خانومم با شما؛ اما جواب امام حسین رو کی بده؟» اصلا تو چه سری با امام حسین داری؟ از وقتی رفتی شیراز درس بخوانی کم‌کم عوض شدی. شدی آن آدمی که حالا می‌شناسیم. اسمت را گذاشتی حسین. جای دایره‌های دستمال‌بازی نفر اول دایره‌های عزاداری شدی. بال‌هایت را باز می‌کردی و می‌زدی بر سینه. حالا همه چشم‌ها به زنجیر‌های تو بود. همه گوش‌ها به حرف‌های تو بود و انگار همه روستا روی انگشت‌های تو می‌چرخید. پدرت می‌گفت روز عاشورا دسته‌های عزاداریتان یکی نمی‌شدند. ریش‌سفیدها هم نتوانسته‌بودند کاری کنند. سربند‌های یاحسین گرفتی. رفتی بین صف‌های هیئت مقابل. یکی یکی به پیشانیشان سربند بستی و این گره کور و قدیمی را باز کردی.دیروز پیش دانش‌آموزهایت هم رفتیم. هنوز دست‌خطت روی تخته بود :«موضوع انشا: تسلیم یا مقاومت؟» دلشان نمی‌آمد پاکش کنند. نمی‌دانم بینمان بودی یا نه؛ اما دانش‌آموزهایت انشاهایشان را خواندند و از تو برایمان گفتند. یکی از دانش‌آموزهات می‌گفت برای ساختن خانه عالم بیل دستشان دادی. چه کیفی می‌کرد وقتی از آن روز می‌گفت. چه کیفی می‌کرد وقتی از آش‌سبزی‌های دورهمی می‌گفت. چه کیفی می‌کرد وقتی از کلاسی می‌گفت که تو معلمش بودی. تو چطور پژمانی هستی که همان روستای کوچک برایت مرکز دنیا بود؟ که خسته نمی‌شدی ناامید نمی‌شدی. تو حتی وقتی تیر به شکمت خورده‌بود می‌خندیدی و هنوز رجز می‌خواندی.حالا بنظرت من چطور پژمانی هستم؟ تا همین دو ماه پیش از زمستان امسال ناامید شده‌بودم. نه برفی نه بارانی و نه حتی ابر و سرمایی! ولی آن روز که آمدیم خانه‌ات و تو نبودی، برف آمده‌بود. برای بار چندم برف آمده‌بود. من معنی پژمانم! زود ناامید می‌شوم زود پا پس می‌کشم. حاج قاسم که رفت ناامید شدم. سیدحسن که رفت ناامید شدم. روز اول جنگ ۱۲ روزه از همه ناامیدتر من بودم. با یک مویز گرمیم می‌شود با یک غوره سردیم. می‌بینی؟ پژمان بودنم هم با تو فرق دارد. کاش یک شب به خوابم می‌آمدی. از همان سربند‌های یاحسین به پیشانیم می‌بستی و می‌گفتی بیا قاتی ما. کاش راز حسین شدنت را می‌فهمیدم و یاد می‌گرفتم سنگ بزرگ بردارم. کاش می‌فهمیدم چطور از پژمان کنده‌شوم. بشوم حسین. *محمدجواد رحیمی* *۲ بهمن ۱۴۰۴* پ‌ن: تصویر شهید حسین(پژمان) بابری و فرزندانش تاریخ را به حافظ‌هـ بسپارید https://ble.ir/hafezeh_shz ✅پایگاه هنر و محتوای ایرانیوم @iraniyom