15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید | عصر روایت سووَشون (مهمان دهم)
● خانواده محترم شهید رحمان رضایی
● شعرخوانی آقای ایوب پرندآور
● مرثیه خوانی حاج عباس زحمتکشان
🎙میزبان: سید میلاد دانشور
📆 چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ماه
💠 حوزه هنری انقلاب اسلامی فارس
💠 پردیس سینمایی امین تارخ
🔹با همراهی:
▪️بنیاد شهید و امور ایثارگران استان فارس
▪️سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری شیراز
▪️هیئت لثارات الحسین (ع) شیراز
#پردیس_سینمایی_تارخ
@Tarokh_cineplex
آدرس کانال:
https://eitaa.com/RahmanRe
ممنون میشم از همه عزیزان در دعاها و نمازها و عباداتون از شهید رحمان هم یاد کنید
با سلامی بر ابا عبدالله و یا ذکر صلواتی بر محمد و آل او
میبوسم دستان شما رو
آدرس کانال
https://eitaa.com/RahmanRe
سلام و عرض ادب
تازه زانوم رو عمل کرده بودم و حسابی درد داشتم، ساعت حدود ۲/۵ بامداد بود که از درد مدام داشتم به خودم میپیچیدم. یه دفه یادم افتاد به رحیم، پیش خودم گفتم مطمئنا درد رحیم از من بیشتره و باید برای اینکه دردش کمتر بشه براش دعا بخونم.
تو خواب و بیداری همینطور داشتم درد میکشیدم و به رحیم فکر میکردم که رحمان اومد تو خوابم.
مثل قبل ها با اون چهره ی بشاش و شوخ طبعش بهم گفت حاج حسین عامو یه کاری برای ما نمیکنی؟! صورتم رو از رحیم برگردوندم به سمت رحمان و گفتم ، عامو رحمان مگه شهید نشدی؟ لبخند زد و دوباره گفت حاج حسین یه کاری برای ما نمیکنی؟!
مثل همیشه که زمان قبل شهادتش وقتی باهام کار داشت و درخواستی میکرد ، براش صلوات میفرستادم، بازم صلوات فرستادم ، با لبخند بهش گفتم خوبه یا بیشتر بفرستم؟
خندید و گفت همینم خوبه ...
یهو از خواب پریدم و اشک تو چشام جمع شد، شروع کردم براش ۱۰۰ تا صلوات فرستادم.
حالا دیگه روزانه بعداز هر نماز ۱۰۰ صلوات و روزانه اگر بتونم یک جز قرآن براش میخونم.
آدرس کانال:
https://eitaa.com/RahmanRe