eitaa logo
شهید رحمان رضایی
759 دنبال‌کننده
107 عکس
23 ویدیو
0 فایل
زندگینامه شهید رحمان رضایی دلنوشته های اختصاصی همسر و دختر شهید ارتباط با ادمین @Rahil_taghizade
مشاهده در ایتا
دانلود
جمعه هست دوباره غم از توانمان پیشی گرفت درد بسیار است انقدر که نمیدانم بر کدام باید گریست بر جوانی تو بر حسرت های بر دل مانده دخترت بر ناتوانی مادرت بر روزهای خوش گذشته بر غریبی تو بر تنهایی و بی پناهی خود نمیدانم بر کدام یک واجب تر است گریستن اما میدانم دل همه ما به شریف مردمانی گرم است که بی هیچ چشمداشتی در کنار ما ایستادند ان بزرگ غریبه هایی که بیش از هر آشنایی با ما گریستند آری دل من، دل مهرانا و میدانم دل خودت نیز به همچنین عزیز دوستانی خوش است ادرس کانال https://eitaa.com/RahmanRe
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍️ فردوسی، ایران را سروده است 🎨 پوستر جدیدKHAMENEI.IR به مناسبت ۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی 💬 رهبر شهید انقلاب: من با شاهنامه مأنوسم. حکمت شاهنامه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکمت اوستایی نیست؛ حکمت قرآنی است. اگر کسی به ‌شاهنامه دقت کند، خواهد دید فردوسی ایران را سروده، اما با دید یک مسلمان؛ آن هم یک مسلمان شیعه. ✏️ بیان زندگی قهرمانها و ‌پهلوانها و شخصیتهای مثبت مثل رستم و اسفندیار در شاهنامه، در اندیشه‌های اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. ۱۳۷۲/۰۶/۱۰ 📥 نسخه چاپ 🖥 Farsi.Khamenei.ir ادرس کانال https://eitaa.com/RahmanRe
📣 پیام رهبر معظّم انقلاب به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی 📱 @rahbar_enghelab_ir ادرس کانال https://eitaa.com/RahmanRe
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕊کانال رسمی شهید حمید محمدی 🇮🇷 @shahid_hamid_mohamadi
✅ روایت ها و کلیپ ها و تصاویر شهدای جنگ رمضان و شهدای سرافراز فرودگاه شیراز: 🥀فرمانده دلها شهید یعقوب خادمی 🥀شهید علی انصاری 🥀شهید حسین دهقان را در کانال شهدای فرودگاه شیراز ببینید... تنها کانال شهدای سرافراز فرودگاه شیراز ☘@shohadayeshiraz_airport
رحمان رضایی شهیدم «دیشب دلم سست شد و ناخودآگاه دلم هوای گلزار شهدا را کرد ... انگار تمامِ خستگی‌های دنیا را با خودم به خاک بردم... وقتی به اونجا رسیدم تمامی شهدا را دیدم اماپاهایم خودبه‌خود، بی‌اراده، به سمت مزارش کشیده شد . مزار عمویم رحمان ... در قطعه شهدای جنگ رمضان، جایی که سکوت هم با صدای گریه‌ی آسمان همراه است، پاهایم قفل شد . نه می‌توانستم برگردم و نه می‌دانستم چرا این‌گونه به سمت او کشیده می‌شوم... اما ناگهان، آرامشی چنان عمیق و بویی چنان بهشتی از میان خاک برخاست که تمامِ وجودم را سبک کرد حس کردم عمویم خودش به سمت من آمد و مرا صدا زد و گفت من اینجام بیا... یک آقا اومد و وقتی از نسبتم پرسیدند و با بغضی که راهِ نفس را بسته بود و اشکی که بر صورتم جاری بود ، گفتم : "مثل عموی من بود..."؛ در آن لحظه، انگار تمامِ دنیا زیر سرم خراب شد و باز اشک ها همواره بر صورتم آوار شد و دیدم را تار کرد . اما در میان آن همه داغ، یک حضورِ گرم و پر از مهربانی را حس کردم . حس کردم او و همراهان شهیدش ، درست کنار من ایستاده‌اند؛ مو به مو به حرف‌هایم گوش می‌دهند و با آن دست‌های مهربان و پدرانه خودشان ، به خصوص عمویم بر سرم می‌کشند تا بگویند: "دخترم، گریه نکن، ما اینجا هستیم." انگار آن ها هم فهمیده بودند با دلی آشفته و روحی پریشان به سمتشان کشیده شدم با او ، با آن روحِ پاک، در میانِ اشک‌هایم حرف زدم . از او التماسِ آن مسیرِ پرشکوه را کردم ؛ از او خواستم که من هم به راه شهادت برسم و چشمم به کربلای اباعبدالله الحسین (ع) روشن شود. با تمامِ درماندگی از او خواستم: " عموی شهیدم ، تو که حالا در آن سویِ بهشتی، سرنوشت و مسیرِ زندگی من را بگیر و پیش ببر ..." « با تمام خیسی چهره ام و دل پریشانم از او خواستم که عمو جانم هواست به دل آشفته و تنگ برادرت هم باشد و هرچه زود تر اورا سرپا کن که هنوز نتوانسته سری بر مزارت بگذراد و آرام از حس های دلتنگی برادرانه اش بگوید » و در نهایت، در اوجِ سوز و گداز، تنها یک درخواست از او داشتم : " عمو رحمانِ عزیز... مراقبِ دل‌هایِ بی‌قرارِ دختر و همسرت باش . به آن‌ها از صبرِ حضرت زهرا (س) عطا کن تا در غیابِ تو، تنها با یادِ تو آرام بگیرند." عموی شهیدم ، رحمان... تو نرفته‌ای؛ تو در میانِ بوی خوشِ خاک، در لرزشِ صدای من و در نگاهِ مهربانِ آسمان، هنوز هم حضور داری... 🥀» راهت را ادامه خواهم داد تا ابد ...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا