✍️ فردوسی، ایران را سروده است
🎨 پوستر جدیدKHAMENEI.IR به مناسبت ۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی
💬 رهبر شهید انقلاب: من با شاهنامه مأنوسم. حکمت شاهنامهی حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکمت اوستایی نیست؛ حکمت قرآنی است. اگر کسی به شاهنامه دقت کند، خواهد دید فردوسی ایران را سروده، اما با دید یک مسلمان؛ آن هم یک مسلمان شیعه.
✏️ بیان زندگی قهرمانها و پهلوانها و شخصیتهای مثبت مثل رستم و اسفندیار در شاهنامه، در اندیشههای اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. ۱۳۷۲/۰۶/۱۰
📥 نسخه چاپ
🖥 Farsi.Khamenei.ir
ادرس کانال
https://eitaa.com/RahmanRe
📣 پیام رهبر معظّم انقلاب به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی
📱 @rahbar_enghelab_ir
ادرس کانال
https://eitaa.com/RahmanRe
✅ روایت ها و کلیپ ها و تصاویر
شهدای جنگ رمضان
و شهدای سرافراز فرودگاه شیراز:
🥀فرمانده دلها شهید یعقوب خادمی
🥀شهید علی انصاری
🥀شهید حسین دهقان
را در کانال شهدای فرودگاه شیراز ببینید...
تنها کانال شهدای سرافراز فرودگاه شیراز
☘@shohadayeshiraz_airport
#شهید رحمان رضایی
#عموی شهیدم
#دلنوشته
«دیشب دلم سست شد و ناخودآگاه دلم هوای گلزار شهدا را کرد ...
انگار تمامِ خستگیهای دنیا را با خودم به خاک بردم...
وقتی به اونجا رسیدم تمامی شهدا را دیدم اماپاهایم خودبهخود، بیاراده، به سمت مزارش کشیده شد . مزار عمویم رحمان ...
در قطعه شهدای جنگ رمضان، جایی که سکوت هم با صدای گریهی آسمان همراه است، پاهایم قفل شد .
نه میتوانستم برگردم و نه میدانستم چرا اینگونه به سمت او کشیده میشوم...
اما ناگهان، آرامشی چنان عمیق و بویی چنان بهشتی از میان خاک برخاست که تمامِ وجودم را سبک کرد حس کردم عمویم خودش به سمت من آمد و مرا صدا زد و گفت من اینجام بیا...
یک آقا اومد و وقتی از نسبتم پرسیدند و با بغضی که راهِ نفس را بسته بود و اشکی که بر صورتم جاری بود ، گفتم : "مثل عموی من بود..."؛
در آن لحظه، انگار تمامِ دنیا زیر سرم خراب شد و باز اشک ها همواره بر صورتم آوار شد و دیدم را تار کرد .
اما در میان آن همه داغ، یک حضورِ گرم و پر از مهربانی را حس کردم . حس کردم او و همراهان شهیدش ، درست کنار من ایستادهاند؛ مو به مو به حرفهایم گوش میدهند و با آن دستهای مهربان و پدرانه خودشان ، به خصوص عمویم بر سرم میکشند تا بگویند:
"دخترم، گریه نکن، ما اینجا هستیم."
انگار آن ها هم فهمیده بودند با دلی آشفته و روحی پریشان به سمتشان کشیده شدم
با او ، با آن روحِ پاک، در میانِ اشکهایم حرف زدم . از او التماسِ آن مسیرِ پرشکوه را کردم ؛ از او خواستم که من هم به راه شهادت برسم و چشمم به کربلای اباعبدالله الحسین (ع) روشن شود. با تمامِ درماندگی از او خواستم: " عموی شهیدم ، تو که حالا در آن سویِ بهشتی، سرنوشت و مسیرِ زندگی من را بگیر و پیش ببر ..."
« با تمام خیسی چهره ام و دل پریشانم از او خواستم که عمو جانم هواست به دل آشفته و تنگ برادرت هم باشد و هرچه زود تر اورا سرپا کن که هنوز نتوانسته سری بر مزارت بگذراد و آرام از حس های دلتنگی برادرانه اش بگوید »
و در نهایت، در اوجِ سوز و گداز، تنها یک درخواست از او داشتم : " عمو رحمانِ عزیز... مراقبِ دلهایِ بیقرارِ دختر و همسرت باش . به آنها از صبرِ حضرت زهرا (س) عطا کن تا در غیابِ تو، تنها با یادِ تو آرام بگیرند."
عموی شهیدم ، رحمان... تو نرفتهای؛ تو در میانِ بوی خوشِ خاک، در لرزشِ صدای من و در نگاهِ مهربانِ آسمان، هنوز هم حضور داری... 🥀»
راهت را ادامه خواهم داد تا ابد ...
بمیرم برای دختری که عکس های دو نفره با پدرش را باید اینگونه بگیرد
ادرس کانال
https://eitaa.com/RahmanRe
زمان ثابت مانده
دقیقا از زمانی که اخرین روز ما با تو گذشت زمان ثابت ماند
خاطره ها یخ زد
و دلتنگی تا اخر دنیا گریبان ما را خواهد گرفت
بیش از هفتاد روز است یا چشم ما خیس است یا بغض بیخ گلویمان را گرفته است
بغضی که دارد خفه میکند ما را
از خدا میخواهم خون تو و همرزمان شهیدت مثل خون یحیی باشد
بجوشد و
غرق کند هر چه ظلم و ظالم است در این دنیا
اه که چه داغی بر دلمان گذاشتند
ادرس کانال
https://eitaa.com/RahmanRe