eitaa logo
رَجــاء ؛
38 دنبال‌کننده
101 عکس
8 ویدیو
0 فایل
ه‍رآنچه‌دوست‌‌داشتم‌برای‌من‌نماند‌ورفت؛ رَجـاءِآخرین‌اگرتویی،برای‌من‌بمان. [ https://6w9.ir/Harf_10621103 ]
مشاهده در ایتا
دانلود
و امّا قلم؛ قلم بوسه‌های کوچکش را، آرام آرام بر روی سطح سفید و صیقلیِ ورق، جای‌گذاری می‌کند.
مرا بشکن ببین هر تکه‌ام بویِ تو را دارد؛ که این دیوانه در دل با تو صدها ماجرا دارد.
روزگارم می‌گذرد... همچون برقی جهنده، می‌گذرد و مرا همراهش می‌کشاند... گاهی از روزگار جا می‌مانم و چشم به انتظار در ایستگاه زمان در انتظار قطار بعدی می‌نشینم...
رَجــاء ؛
روزگارم می‌گذرد... همچون برقی جهنده، می‌گذرد و مرا همراهش می‌کشاند... گاهی از روزگار جا می‌مانم و
در این هنگام نگاهی به چشم انداز گذشته می‌اندازم... گاه پشیمان! گاه خوشحال! گاه غمگین! گاه دلتنگ و گریان:)
رَجــاء ؛
در این هنگام نگاهی به چشم انداز گذشته می‌اندازم... گاه پشیمان! گاه خوشحال! گاه غمگین! گاه دلتنگ
چشم می‌دوزم به روزهایی که پی در پی سپری شد و گاهی از گذشتن‌اش جا ماندم...
-
مانندِ همیشه، یادداشتم را با تک‌جمله‌ای آغاز می‌کنم.. "هوالحق" ،، [ او حق است.] تنها خدا می‌داند چه معنایِ پنهانی در این دو کلمه نهفته شده که دست از نوشتنِ آن برنمی‌دارم.
مخاطبِ حرف‌هایم دوستی‌ست آشنا،‌ رفیق روزهایِ تنهایی و شب‌هایِ تار. زمانی که غم و اندوهِ زمانه جلوی دهانم را می‌گرفت، چشم و گوش‌هایم را می‌بست وَ با بی‌رحمی امر بر سکوت به هر چه بود و نبود می‌کرد،، او می‌توانست قلب و ذهنِ مرا اندکی آرام کند وَ مرهمی روی زخم هایِ تازه‌ام شود.
او، فعلی‌ست با نام‌های متفاوت و مفهومی ثابت؛ تحریر، ترقیم، نوشتن، کتابت، نگاشتن.. . دهخدا در لغتنامه اش اینگونه می‌فرماید که : نوشتن، 'اندیشه و مطلبی را به وسیله‌ی مداد یا قلم به روی کاغذ آوردن' است. میانِ ما فاصله‌ای‌ست که علومِ ریاضی و تجربی، واحدِ معینی برایش مشخص نکرده‌اند.
عرض کرد : حضرت رسول می‌فرمایند که هر دو نفر مسلمی که از یکدیگر قهر و خشم کنند، به این سبب از هم دوری جویند و سه روز چنین باشند وَ با هم صلح و آشتی نکنند، از دایره ی اسلام بیرون می‌روند. جوابی دادم که : مگر قلم و کاغذِ من مسلمان هستند؟. ادامه داد این چنین که : نوشته‌هایی که به دست مسلمان، خلق شده، مسلمان‌اند.
بنا بر این بهانه ی کوچک وَ شاید عمیق، فاصله‌ها را کنار می‌زنم و می‌نویسم.. از زمانی که با تو دستِ دوستی دادم. هم‌اکنون که عذرمان بخشیده شده، قلم بر دست و چشم‌ها به خط‌هایِ برگهٔ سفیدی‌ست که با جوهر مشکیِ قلم، دانه به دانه وَ تک به تک، پُر می‌شوند. سلامی دوباره به عزیز وَ رفیق‌م..:)