سوت ِ قرمز.
تنها باید: صبر. صبر. صبر. صبر. صبر. صبر.
چاره چیست؟
دوام و انتظار.
دوام و انتظار.
دوام و انتظار.
دوام و انتظار.
دوام و انتظار.
دوام و انتظار.
کلافه از نمودارهای فیزیك،
دستی بر سر پردهٔ پنجره کشیده،
تا بازدمی،
رو به گلدستهٔ دیوار به دیوار رها کنی؛
میبینی که، وَه!
اوس کریم،
چه دواتی بر پردهٔ روزگار چکانده..
برف!