eitaa logo
رسم رفاقت
351 دنبال‌کننده
523 عکس
328 ویدیو
6 فایل
‌‌ -بسم رب الشهداء- "مکه‌برای‌شما،فکه‌برای‌من!!‌بالی‌نمیخواهم این‌پوتین‌های‌کهنه‌هم‌می‌توانند‌مرا‌به‌آسمان‌ببرند." -شهید‌آسیدمرتضی‌آوینی ‌_کپی؟ ³تا صلوات نذر ظهور آقا امام زمان(عج) ‌ناشناس کانال: https://daigo.ir/secret/p-0abd2d42
مشاهده در ایتا
دانلود
17.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پای کار شهدا 🤍 "لحظاتی از خادمی شهید امیر محمدعلیمحمدی در مراسم تشییع پیکر شهدای اخیـر"
و چه جوانانی پر کشیدند و رفتند تا در آسایش بمانیم ما.. :)
فرکانسِ‌دل نماهنگ جوونم رفت.mp3
زمان: حجم: 3.5M
برای دلِ تنگ و شکسته‌ همسر جوون شهدامون ---------💔 شهید امیرمحمد علی‌محمدی شهید مصطفی علیخانی و ... این راه ادامه دارد... این جهاد ادامه دارد.. شیعه شدیم که به درد بخوریم؛همه هفت جد و آبادمون ؛فدای مهدی فاطمه(س)💚 "
https://abzarek.ir/service-p/msg/2644051 رفقا ، اینجا اگر پستی گذاشته میشه روایتی میشه خوشحال میشم نظراتتون رو بشنوم؟ هرکدوم یه نکته درمورد شهدا ، یه نکته اخلاقی ، بهم یاد بدید ممنونم🌱
• شهید والامقام حسن محمدی در حالی که در سنگر خدمت به سلامت مردم در منطقه زیباشهر شیراز مشغول ایثارگری بود، هدف حملات ناجوانمردانه این رژیم تروریست قرار گرفت. از استان فارس / فیروزآباد🕊💔 •
هدایت شده از حماسه نگاران📚🌱
🇮🇷روایت صبح روز دوم جنگ بود ؛ با صدای آلارم ،روح به تنم دمیده شد،تِپ تِپ قلب و دلهره ای عجیب‌ جانم را فراگرفته بود.سفره سحری را پهن کردم، در میان سکوت شب خبری نبود، وضو گرفتم و بی صبرانه منتظر قرار عاشقانه با معشوق حقیقی کنج اتاق سجاده را پهن کردم؛ گوشی را باز کردم تا کمی اخبار را بالاو پایین کنم؛یا صاحب الزمان(عج) ، چشمانم را به صفحه نیمه روشن گوشی دوخته بودم و پلک نمیزدم ، با چکیدن قطره ای بر روی گونه ام ،دوباره خبر راخواندم. درباورم نمی گنجید و این برایم غیر قابل پذیرش بود، آخر مگر می شود؟! دنیا روی سرم آوار شده بود، چیزی روی دلم سنگینی میکرد، خونِ در رگ هایم یخ بسته بود ،بغض راه تفس را مسدود کرده بود. توان حرکت از ماهیچه ها و استخوان هایم سلب شده بود،خبر تا مغز استخوانم را می سوزاند.غم جگر سوزی بود، خدایا چگونه آتش درون قلبم را گلستان میکنی؟ یا رب به آرامشی از جنس تو عاجزانه نیازمندم. قامت به نماز صبح بستم، تا کمی دل دخترک یتیم شده را، خدا نوازش کند؛ نماز تمام شد. شروع کردم به نوشتن، آره نوشتن می توانست بغضم را بشکند تا کمی دل آرام گیرد.. برای رسم رفاقت نوشتم : رفقا، آقا به آرزویش دست یافت، یتیم شدیم ، بابایمان رفت. اولین باری است که عزیزم را از دست داده ام من هیچ وقت تجربه این را نداشتم،من حتی بلد نبودم چگونه باید داغ دلم را آرام کنم. جملات از دل داغم بیدار میشد ، نوشتم:«حالا دیگر یک ایران فرزند شهید است؛ بابای ما،امام ما،مولای ما،رهبر ما شهید است، بابا شهادتت مبارک.» ✍🏻 الناز مرادی/فیروزآباد با ما همراه باشید: 📲 ایتا | بله
هدایت شده از - استودیو ژیوان ؛
‌. در جلسه‌ی اول خواستگاری با همان شرم و حیای همیشگی ‌پرسید حوصله‌ی بزرگ کردن فرزندِ ‌شهید رو داری ؟!
رسم رفاقت
-
مدیون خانواده شهداییم تا ابد و یک روز💔
- 🚨منابع خودشون میگن اصابت موشک‌های خوشه‌ای ایرانی تل‌آویو رو به لرزه در‌آورده💀 پ.ن: از‌بچه‌های‌حیدر‌‌کمتراز‌این‌انتظار نمیره🔥 خـــــــیبر خـــــــیبر یا صهیون..🚀 -
کوچولوی نازم💔🥺