eitaa logo
رسم رفاقت
351 دنبال‌کننده
522 عکس
328 ویدیو
6 فایل
‌‌ -بسم رب الشهداء- "مکه‌برای‌شما،فکه‌برای‌من!!‌بالی‌نمیخواهم این‌پوتین‌های‌کهنه‌هم‌می‌توانند‌مرا‌به‌آسمان‌ببرند." -شهید‌آسیدمرتضی‌آوینی ‌_کپی؟ ³تا صلوات نذر ظهور آقا امام زمان(عج) ‌ناشناس کانال: https://daigo.ir/secret/p-0abd2d42
مشاهده در ایتا
دانلود
_
رسم رفاقت
_
- شهیده معصومه توکلی؛زنی که بیشتر با صدای مداحی‌اش شناخته می‌شد. او سال ۱۳۶۱ در تهران به‌دنیا آمد و در رشته اصلاح و تربیت تحصیل کرد. نفس‌هایش با مدح اهل بیت‌(ع) گره خورده بود و در حوزه ۱۰۴ رضوان به‌عنوان یکی ازچهره‌های فعال فرهنگی شناخته می‌شد.  دوستانش او را با تقوا، حیا و مظلومیتش به‌یاد می‌آورند. همسرش می‌گوید: «در تمام سال‌های زندگی مشترک، جز محبت و تقوا از او ندیدم.» معصومه مادر دختری ۱۳ساله به‌نام محیا و پسری ۸ساله به‌نام محمدمهدی بود. روزحادثه هنگام خداحافظی، رفتاری داشت که بعدها برای خانواده‌اش معنایی دیگر پیدا کرد؛ گویی خود می‌دانست این آخرین دیدار است.♥️🕊 | -
رسم رفاقت
_
- شهیده پروانه شاهی نیز یکی دیگر از زنان حاضر در حوزه بود. او در روستای حاجی‌آباد تویسرکان به‌دنیا آمد و به خوشرویی و صمیمیت شهرت داشت. سال‌ها در فعالیت‌های اجتماعی حضور می‌یافت؛ از خادمی نمازجمعه تا همکاری طولانی با شورای نگهبان به‌عنوان ناظر. در کنار این فعالیت‌ها، خادم آستان قدس در منطقه ۵ تهران نیز بود و به نیازمندان کمک می‌کرد. در نوشته‌های شخصی‌اش بارها از آرزوی شهادت سخن گفته بود. جالب آن‌که شهادت او در روز تولدش رخ داد؛ اتفاقی که خانواده‌اش آن را «تولد دوباره» می‌دانند.🦋🌸 | -
فاطمیه 🖤.mp3
زمان: حجم: 698.1K
گلایه عاشقانه امیرالمؤمنین 'ع' 💔
امیرالمومنین به او نگا میکرد و با غم میگفت: " عافاک الله و ابقاک " زهرا؛ خدا به تو عافیت دهد و تو را نگهدارد... به علی مینگریست و میفرمود: یاابا الحسن؛ پدرم به من بشارت داده و دیگر زمانی باقی نمانده است به زودی به او ملحق خواهم شد... | بیت‌الاحزان،ص۲۴۹|
امتی که عهد و پیمان خدا و پیامبرش را در ولایت و رهبری علی(ع) شکستند و او را نادیده گرفتند؛ حق ندارند بر پیکر من نماز بخوانند...! | نهج‌الحیاة،ص۲۱۳|
به مزار فاطمه‌اش نگاه میکرد و با خود میگفت: تو چنان در دل علی جای گرفته‌ای که هرگز فراموش نمیشوی.💔 عشق تو در دل علی با شیر عجین شده، و با جان به در رود.... | معانی‌الاخبار،ص۸۵ |
همان علی که میگفت: اگر تمام عرب باهم همدست شوند و مقابلم بایستند، توان مقابله با من را ندارند؛ وقتی حسن و حسین در مسجد خبر همسرش را برایش آوردند؛ زانویش لرزید و با صورت به زمین خورد و بیهوش شد... آب بر صورتش پاشیدند، به هوش که آمد فرمود: ای دختر محمد؛ تا زنده بودی مصیبتم را به تو میگفتم، بعد از تو چگونه آرام بگیرم...؟!💔😭 | بیت‌الاحزان،ص۲۴۹ |
بگم بعد خاکسپاری چی شد؟💔