همان علی که میگفت:
اگر تمام عرب باهم همدست شوند
و مقابلم بایستند،
توان مقابله با من را ندارند؛
وقتی حسن و حسین در مسجد
خبر همسرش را برایش آوردند؛
زانویش لرزید و با صورت
به زمین خورد و بیهوش شد...
آب بر صورتش پاشیدند،
به هوش که آمد فرمود:
ای دختر محمد؛
تا زنده بودی مصیبتم را به تو میگفتم،
بعد از تو چگونه آرام بگیرم...؟!💔😭
#اولمظلومعلیبنابیطالب
| بیتالاحزان،ص۲۴۹ |
بعد از خاکسپاری فاطمهاش،
صورتش را به سمت مزار پیغمبر برگرداند
و فرمود: اگر محذور نداشتم،
و نشستنم در کنار قبر فاطمه
موجب فاش شدن مرقد او نمیشد؛
مانند معتکفان در اینجا اقامت میگزیدم
و مانند زنِ جوان مرده
بر این مصیبت بزرگ شیون و ناله میکردم...
#امیرمظلومانعلیعلیهالسلام
| الکافی،ج۱،ص۴۵۸
بعد از خاکسپاری؛
" عُمربنخطاب" به دلیل اینکه
به آنها اطلاع نداده بودند
تا در تشییع حاضر شوند،
و نماز میت بخوانند؛
سخت عصبی شده بود...
عده ای را برداشت و به بقیع رفت.
دستور داد قبرها را بشکافند
تا قبر فاطمه(س) را پیدا کنند؛
و بر آن نماز بخوانند....
خبر به امیرالمؤمنین رسید خشمگین شد،
ذوالفقارش را برداشت و به بقیع رفت.
میان او و عمر مشاجره در گرفت....
فرمود:
اگر سنگی از روی یکی از این قبرها
جا به جا شود؛
یک نفر از شما را زنده نخواهمگذاشت!
و بعد ابوبکر، امیرمؤمنان را آرام کرد
و برگشتند...
| دلائل الامامه،ص۱۳۷