•┈┄┅═✧❁🌷 ﷽ 🌷❁✧═┅┄┈•
معرفی شهید
شهید محمد محبی
شهید 17 ساله
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
تاریخ تولد: 5 / 6 / 1350
تاریخ شهادت: 19 / 2 / 1367
محل شهادت: شلمچه
شهید محمد محبی پنجم شهریور 1359 در شهر حاجیاباد شهرستان زریندشت استان فارس متولد شد. پدرش غلام در شهرداری کار میکرد و مادرش قزبس نام داشت. تا کلاس سوم راهنمایی درس خواند. از طرف بسیج به جبهه رفت. محمد هجدهم اردیبهشت 1367 مصادف با شهادت امیرالمومنین علی(ع) در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به گردن و سینه به شهادت رسید. پیکرش در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد
قسمتی از وصیتنامه شهید محمد محبی:
نخست از تمام امت حزبالله ایران به خصوص ملت شهیدپرور شهرمان عاجزانه خواهش مینمایم که با جسم و جان، پیرو ولایتفقیه باشید.
در انجام واجبات و ترک محرمات کمال دقت و عمل را بنمایید و قلب هایتان را عاری از هرگونه سوءظن و کینه از یکدیگر کنید و اخوت و برادری و برابری را پیشه نمایید و دل از این دنیا که واقعا من دریافتم که فانی و بیوفاست بر کنید و خود را مهیا برای ظهور حضرت مهدی (عج) نمایید.
پیامی با برادران همسنگرم در مدرسه دارم و آن اینکه وقت خود را به بطالت نگذرانید و کمال استفاده از معلمان گرامی نمایید و با دقت درسهایتان را بخوانید و هدف و مقصود خود را تعیین کنید که از هر لحظه عمرتان استفاده کنید
با کسی دوستی کنید که دوستدار امام باشد.
#معرفی_شهید
#محمد_محبی
•┈┄┅✾❀🌸🦋🌷🦋🌸❀✾┅┄┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴یک سرباز اسرائیلی در حال شکستن دستگاه سونوگرافی در تنها بیمارستان سرطان #غزه
♦️ارتش جنایتکار اسرائیل درحال حاضر از این بیمارستان بهعنوان مقر نظامی استفاده میکند
#مرگگگگگ_بر_اسراییل
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴#پزشکیان: انتخاب مسئولان برای ما به معضلی تبدیل شده است
♦️شعار دادیم آدمهای برتر را انتخاب میکنیم و به همه میگوییم کمک کنید و همه هم آدمهای خودشان را معرفی میکنند.
♦️قدم اول این است که کابینهای روی کار بیاید که وفاق ملی داشته باشد. باید آن شعاری میدادیم که مملکت با یک گروه و جناح اداره نمیشود، خودمان به آن پایبند باشیم.
♦️باید کابینهای شکل بدهیم که خوبان و راستگویان در آن باشند که به طرف سیاستهایی که مقام معظم رهبری تعریف کرده، حرکت کنیم.
☝️☝️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
#محضریت ✅((مهدویت قسمت چهاردهم)) ✅ آیا میشود من یک اخلاقیاتی داشته باشم که وقتی کسی نیم ساعت با
#فرهنگ_خدایی
#خانه_مادر_مهربان سلام الله علیها
✅((مهدویت قسمت پانزدهم))
🟦🟦 اهل بیت (علیهم السلام) دوست دارند، ما با مهر و محبت با هم رفتار کنیم.
❌ از اینکه رفتارهای شیعیان با هم دیگر معمولی باشد، ناراحت می شوند،
❌ چه برسد به اخلاق بد.
این را عنایت داشته باشید.
✌️پدر و مادر هم در خانه همین را دوست دارد،
👌دوست دارند فرزندان شان با هم بهترین اخلاق را داشته باشند،
👌😔حتی وقتی فرزندان در خانه با هم معمولی رفتار کنند، پدر، مادر دلگیر می شوند.
باید با هم بهترین اخلاق رو داشته باشید.
👌با بهترین واژه ها همدیگر رو صدا کنید.
✌️بهترین رفتار، بهترین اخلاق، بهترین احساس،
😔 اینکه من آمده ام بهره خودم را ببرم، ❌برای خودم باشم، مورد رضایت امام(علیهم السّلام) نیست.
💯 باید توجه کنید؛
✅👈🏻حریم امام چیست؟
✨ایاک نعبد✨
👌همه مون با هم می خواهیم تو رو عبادت کنیم،
✨ایاک نستعین✨
👌همه مون با هم می خواهیم به سوی تو استعانت داشته باشیم،
❌ نمی گوییم اهدنی
✅ می گوییم ✨اهدنا✨
👆خدایا همه ما رو هدایت کن.
👌 این فرهنگ خدایی ست.
👌خدا این رو دوست دارد.
⭕️دوست من همراه نیست،
🔰همراهش کن تا همه با هم عبادت کنیم و همه با هم استعانت داشته باشیم.
دوستان!
دوستان!
دوستان!
فرصت بودن مان خیلی خیلی خیلی کوتاه است،
🔆بیاییم در این باقی مانده عمر؛
🕊 اخلاق هامون رو بهتر کنیم،
🕊 دلنشین تر رفتار کنیم،
🕊 به همدیگر بیشتر اعتنا کنیم،
🕊 شاداب رفتار کنیم،
🕊 توجه کنیم مشکلی در حریم امام نباشد،👌
🕊 مطالبی بر زبان جاری کنیم که بیشتر مورد رضایت اهلبیت (علیهم السلام) باشد.
🙏 خواهشا این موضوعات رو مواظبت کنیم.
❌کدورت هنر نیست،
❌بی توجهی هنر نیست،
⁉️ می پرسیم چرا به ایشون توجه نمی کنید؟
⭕️😔😔۵ سال پیش به من حرفی زد، من ناراحت شدم.
وای😭😭😭
۵ سال پیش؟!؟!؟!؟!⁉️
۵ سال است ناراحتید؟!؟!؟!؟‼️⁉️❓
💢وای از این فرصت هایی که از دست می رود.
👌✌️⬅️ بیائیم اول در صدد اصلاح اخلاق وایمان وفکر وذهن و رفتار و... خود برآئیم به مدد اهل بیت.ع.
⏪بعد هم دوستان و عزیزان و خانواده
⏮برا رضایت امام مهدی و سربازی مولا
به نیت زمینه سازان ظهور 🤲🏻🤲🏻
#مهدویت
اَلْلَّٰھُمـَّـ ؏َـجِّڸْ لِوَلیِّٖــღــڪَ اَلْفَــــࢪَجْ
جهت تعجیل در فرج آقا#امام_زمان و شادے ارواح مطهر شـهدا صلوات +وعجل فرجهم📿
رفیق شهیدم 🕊
❀❀
@Refighe_Shahidam313
•❁꧁-•°🌸°•-꧂❁•
13.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆🏻🎥 جواب امام صادق علیهالسلام
به شخصی که گفت
میخواهم بروم #کربلا
ولی نمیدونم
تحمل گرمای کربلا را
دارم یا نه؟!
صل الله علیک یا اباعبدالله الحسین
#محرم
#امام_حسین
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
📕⚫️📕⚫️📕 ⚫️📕⚫️📕 📕⚫️ ⚫️ ⚡️امروز شنبه بيست و ششم ذى الحجّه است. ما ديشب را در ا
ـــــ ـ ـــــ ـ ـــــ ـ▪️◾️💠▪️◾️ـ ـــــ ـ ـــــ ـ ـــــ
🌿﷽🌿
با کاروان عشق
ویژه ماه محرم و صفر
☆ با کــاروان عــشـق☆
● برنامه چهاردهم
🍃خيمه ها در دو حُسَم بر پا مى شود و همه ما آماده مقابله با دشمن هستيم.
كمى بعد سپاهى با هزار نفر جنگ جو نزديك مى شود. امام از آنها مى پرسد:
ــ شما كيستيد؟
ــ ما سپاه كوفه هستيم.
ــ فرمانده شما كيست؟
ــ حُرّ رياحى.
ــ اى حُرّ! آيا به يارى ما آمده اى يا به جنگ ما؟
ــ به جنگ شما آمده ام.
ــ لا حولَ و لا قوّةَ الا بالله.
🍂سپاه حُرّ تشنه هستند. گويا مدّت زيادى است كه در بيابان ها در جستجوى ما بوده اند.
اينها نيروهاى گشتى ابن زياداند، من مى خواهم در دلم آنها را نفرين كنم. آنها آمده اند تا راه را بر ما ببندند.
گوش كن! اين صداى امام حسين(ع) است: "به اين لشكر آب بدهيد، اسب هاى آنها را هم سيراب كنيد".
✔️ياران امام مَشك ها را مى آورند و همه آنها را سيراب مى كنند. خود امام حسين(ع)هم، مشكى در دست گرفته است و به اين مردم آب مى دهد. اين دستور امام است: "يال داغ اسب ها را نيز خنك كنيد".
به راستى، تو كيستى كه به دشمن خود نيز، اين قدر مهربانى مى كنى؟
اين لشكر براى جنگ با تو آمده اند، امّا تو از آنها پذيرايى مى كنى!
اى حسين! اى درياى عشق و مهربانى!
وقت نماز ظهر است. امام يكى از ياران خود به نام حَجّاج بن مَسْروق را فرا مى خواند و از او مى خواهد كه اذان بگويد.
⚫️فضاى سرزمين ذو حُسَم پر از آرامش مى شود و همه به نداى اذان گوش مى دهند.
سپاه حُرّ آماده نماز شده اند. امام را مى بينند كه به سوى آنها مى رود و چنين مى گويد: "اى مردم! اگر من به سوى شهر شما مى آيم براى اين است كه شما مرا دعوت كرده بوديد. مگر شما نگفته ايد كه ما رهبر و پيشوايى نداريم. مگر مرا نخوانده ايد تا امام شما باشم. اگر امروز هم بر سخنان خود باقى هستيد من به شهرتان مى آيم و اگر اين را خوش نداريد و پيمان نمى شناسيد، من باز مى گردم".
سكوت پر معنايى همه جا را فرا گرفته است. امام رو به حُرّ مى كند:
ــ مى خواهى با ياران خود نماز بخوانى؟
ــ نه، ما با شما نماز مى خوانيم.
✳️لشكر حُرّ به دستور او پشت سر امام به نماز مى ايستند.
آفتاب گرم و سوزان بيابان، همه را بى تاب كرده است. همه به سايه اسب هاى خود پناه مى برند.
بار ديگر صداى امام در اين صحرا مى پيچد: "اى مردم كوفه! مگر شما مرا به سوى خود دعوت نكرده ايد؟ اگر شما مرا نمى خواهيد من از راهى كه آمده ام باز مى گردم".
حُرّ پيش مى آيد و مى گويد: "اى حسين! من نامه اى به تو ننوشته ام و از اين نامه ها كه مى گويى خبرى ندارم". امام دستور مى دهد دو كيسه بزرگ پر از نامه را بياورند و آنها را در مقابل حُرّخالى كنند.
🔰خداى من، چقدر نامه! دوازده هزار نامه!!
يعنى اين همه نامه را همشهريان من نوشته اند. پس كجايند صاحبان اين نامه ها؟ حُرّ جلوتر مى رود. تعدادى از نامه ها را مى خواند و با خود مى گويد: "واى! من اين نام ها را مى شناسم. اينها كه نام سربازان من است!". آن گاه سرش را بالا مى گيرد و نگاهى به سربازان خود مى كند. آنها سرهاى خود را پايين گرفته اند. فرمانده غرق حيرت است. اين ديگر چه معمّايى است؟
حُرّ پس از كمى تأمل به امام حسين(ع) مى گويد: "من كه براى تو نامه ننوشته ام و در حال حاضر نيز، مأموريّت دارم تا تو را نزد ابن زياد ببرم".
حُرّ راست مى گويد. او امام را به كوفه دعوت نكرده است. اين مردم نامرد كوفه بودند كه نامه نوشتند و از امام خواستند كه به كوفه بيايد.
امام نگاه تندى به حُرّ مى كند و مى فرمايد: "مرگ از اين پيشنهاد بهتر است" و آن گاه به ياران خود مى فرمايد: "برخيزيد و سوار شويد! به مدينه برمى گرديم".
💠زن ها و بچّه ها بر كجاوه ها سوار شده و همه آماده حركت مى شوند. ما داريم برمى گرديم!
گويا شهر كوفه، شهر نيرنگ شده است. آنها خودشان ما را دعوت كرده اند و اكنون مى خواهند ما را تحويل دشمن دهند. كاروان حركت مى كند. صداى زنگ شترها سكوت صحرا را مى شكند.
🔻همسفرم، نگاه كن!
اين جا سه مسير متفاوت وجود دارد. راه سمت راست به سوى كوفه مى رود، راه سمت چپ به كربلا و راهى هم كه ما در آن هستيم، به مدينه مى رسد. ما به سوى مدينه برمى گرديم.
چند قدمى برنداشته ايم كه صدايى مى شنويم: "راه را بر حسين ببنديد!". اين دستور حرّ است! هزار سرباز جنگى هجوم مى برند و راه بسته مى شود.
📌هياهويى مى شود. ترس به جان بچّه ها مى افتد. سربازان با شمشيرها جلو آمده اند. خداى من چه خبر است؟
امام دست به شمشير مى برد و در حالى كه با تندى به حرّ نگاه مى كند، فرياد برمى آورد:
ــ مادرت به عزايت بنشيند. از ما چه مى خواهى؟
ـــــ ـ ـــــ ـ ـــــ ـ▪️◾️💠▪️◾️ـ ـــــ ـ ـــــ ـ ـــــ
#محرم
#امام_حسین
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
ـــــ ـ ـــــ ـ ـــــ ـ▪️◾️💠▪️◾️ـ ـــــ ـ ـــــ ـ ـــــ
ـــــ ـ ـــــ ـ ـــــ ـ▪️◾️💠▪️◾️ـ ـــــ ـ ـــــ ـ ـــــ
⚜از ما چه مى خواهى؟
ــ مى خواهم تو را نزد ابن زياد ببرم.
ــ به خدا قسم، هرگز همراه تو نمى آيم.
ــ به خدا قسم من هم شما را رها نمى كنم.
ــ پس به ميدان مبارزه بيا! آيا حسين را از مرگ مى ترسانى؟
ياران امام، شمشيرهاى خود را از غلاف بيرون مى آورند. عبّاس، على اكبر، عَون، جعفر و همه ياران امام به صف مى ايستند.
لشكر حُرّ هم، آماده جنگ مى شوند و منتظرند كه دستور حمله صادر شود.
✳️نگاه كن! حُرّ، سر به زير انداخته و سكوت كرده است. او در فكر است كه چه كند. عرق بر پيشانى او نشسته است.
او به امام رو مى كند و مى گويد: "اى حسين! هر مسلمانى اميد به شفاعت جدّ تو دارد. من مى دانم اگر با تو بجنگم، دنيا و آخرتم تباه است، امّا چه كنم مأمورم و معذور!". امام به سخنان او گوش فرا مى دهد.
حُرّ، دوباره سكوت مى كند. ناگهان فكرى به ذهن او مى رسد و به امام پيشنهاد مى دهد: "شما راهى غير از راه كوفه و مدينه را در پيش بگير و برو تا من بهانه اى نزد ابن زياد داشته باشم و نامه اى به او بنويسم و كسب تكليف كنم".
🍂حُرّ به امام چشم دوخته است و با خود مى گويد: "خدا كند امام اين پيشنهاد را بپذيرد".
او باور نمى كند كه امام هرگز با يزيد بيعت نخواهد كرد. او خيال مى كند اكنون كه اهل كوفه پيمان خود را شكسته اند و امام بدون يار و ياور مانده است، با يزيد سازش خواهد كرد.
اگر امام، سخن حُرّ را قبول نكند و نخواهد به سوى مدينه بازگردد، بايد با اين لشكر وارد جنگ شود، ولى امام نمى خواهد آغاز كننده جنگ باشد. امام براى جنگ نيامده است.
🔰اكنون كه حُرّ نيز، دست به شمشير نبرده و اين پيشنهاد را داده است، امام سخن او را مى پذيرد.
حُرّ اين نامه را براى ابن زياد مى نويسد: "من در نزديكى هاى كوفه به كاروان حسين رسيدم، امّا او حاضر به تسليم نشد. من نيز با لشكر او را تعقيب مى كنم".
شمشيرها در غلاف ها قرار مى گيرد و آرامش بر همه جا حكم فرما مى شود. كودكان اشك چشم خود را پاك مى كنند.
❎ما آماده حركت هستيم، امّا نه به سوى كوفه و نه به سوى مدينه. پس به كجا؟ خدا مى داند.
ما قرار است راه بيابان را پيش گيريم تا ببينيم چه مى شود.
امام قبل از حركت، با ياران خود سخن مى گويد:
همه مردم، بنده دنيا هستند و ادّعاى مسلمانى مى كنند، امّا زمانى كه امتحان پيش آيد دين داران اندك و ناياب مى شوند. ببينيد چگونه حق مرده است و باطل زنده شده است. امروز مؤمن بايد مشتاق شهادت باشد. بدانيد من امروز مرگ را مايه افتخار خود مى دانم و سازش با ستمگران را مايه خوارى و ذلّت".
سخن امام، همه چيز را روشن مى كند. امام به سوى شهادت مى رود و هرگز با يزيد سازش نخواهد كرد.
🔱امام از يارى مردم كوفه نااميد شده است. آرى! مردم كوفه به دروغ ادّعاى مسلمانى كردند. آن روزى كه آنها به امام نامه نوشتند تا امام به كوفه بيايد هنوز ابن زياد در كار نبود.
شهر آرام بود و هر كس براى اينكه خودش را آدم خوبى معرّفى كند به امام نامه مى نوشت. شايد چشم و هم چشمى هم شده بود. آن محلّه پانصد نامه نوشته اند پس ما بايد ششصد نامه بنويسيم. ما نبايد در مقابل آنها كم بياوريم. آرى، دوازده هزار نامه براى امام نوشتند: "اى حسين! بيا كه ما همه، سرباز تو هستيم".
اكنون كه ابن زياد خون آشام، به كوفه آمده است و قصد دارد كه ياران امام حسين(ع) را قتل عام كند، كيست كه حسينى باقى بماند؟ اين جاست كه دين داران ناياب مى شوند.
🍃بعد از سخنان امام، اكنون نوبت ياران است تا سخن بگويند. اين وهب است كه برمى خيزد با اين كه فقط پنج روز است كه حسينى شده، امّا اوّلين كسى است كه سخن مى گويد: "اى حسين! سخنان تو را به جان شنيديم. به خدا قسم اگر قرار باشد ميان زندگانى جاويد دنيا و كشته شدن در راه تو، يكى را انتخاب كنيم، همانا كشته شدن را انتخاب خواهيم كرد".
چه كلام زيبا و دلنشينى! هيچ كس باور نمى كند اين همان كسى است كه پنج روز قبل، شيعه شده و به كاروان عشق پيوسته است.
چه شده كه او اين قدر عوض شده و اين گونه، گوى سبقت را از همه ربوده است و از عشق و وفادارى خود سخن مى گويد. اكنون نوبت بُرَير است، او از جا برمى خيزد.
✳️آيا او را مى شناسى؟ او معلّم قرآن كوفه است. محاسن سفيد و قامت رشيدش را نگاه كن!
او چنين مى گويد: "اى فرزند پيامبر! خداوند بر ما منّت نهاده كه افتخار شمشير زدن در ركاب تو را نصيب ما كرده است. ما آماده ايم تا جانمان را فداى شما كنيم".
اشك در چشمان اين پيرمرد حلقه زده است. آرى! او خوب مى داند كه در تاريخ، ديگراين صحنه تكرار نخواهد شد كه تمام حقيقت، اين گونه غريب بماند.
● ادامه دارد...
#امام_حسین
#محرم
8.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔 دستهای #شهدای_غواص را
آمریکاییها بسته بودند!
❌☝️☝️
اَلْلَّٰھُمـَّـ ؏َـجِّڸْ لِوَلیِّٖــღــڪَ اَلْفَــــࢪَجْ𝟑𝟏𝟑💚⃞🌿️
جهت تعجیل در فرج آقا#امام_زمان و شادے ارواح مطهر شـهدا صلوات +وعجل فرجهم📿
رفیق شهیدم 🕊
❀❀
@Refighe_Shahidam313
•❁꧁-•°🌸°•-꧂❁•