eitaa logo
[ریــح]
822 دنبال‌کننده
734 عکس
95 ویدیو
3 فایل
ریح:باد(مخفف ریحان)/ مهتدیِ هدایتِ هادی./ شیفته نجف./ بنت خضراء./ یه گریفیندوریِ خوشحال. *من نمی‌خوام بزرگ شم. کسب و کار دلبندم🌟: https://eitaa.com/joinchat/3348824541Cd2209d3cb2
مشاهده در ایتا
دانلود
انقدر رزومه فرستادم این طرف و اون طرف که دیگه خسته شدم.
چرا کار نیست آخه.😭
هدایت شده از 'مُط'
داشتم فکر میکردم که ماها الان دقیقا تو سنی هستیم که هر کس ازش رد شده با حسرت راجع بهش حرف میزنه. حسرت تموم کارایی که میتونسته بکنه و نکرده. حسرت تلاشاهایی که میتونسته بکنه اما نکرده. حسرت ساختن خاطراتی که میتونسته بسازتشون اما نساخته. میگیرین چی میگم؟ بیایین نزاریم واسه ماهم حسرت شه. نزاریم چند سال دیگه جوری شه که غصشو بخوریم. تاجایی که میشه بدوئیم واسه هرچی که میخوایم و تموم تلاشمونو بکنیم تا سربلند شیم، حداقل پیش وجدان خودمون 🤌🏻
بچه ها بدجوری به دعاتون نیاز دارم.
نه بابا منکه که کاملا از سلامت روان برخوردارم. آهنگی که همون لحظه دارم گوش میدم:
یه پلی لیست عالی از girl in red درست کردم و فقط منتظرم پاییز شروع بشه تا خودم و باهاش پاره کنم.
شب روز آخر تابستون همیشه منو یاد اون شبی میندازه که داشتیم از مسافرت برمی‌گشتیم. تو جاده بودیم و چیزی که یادمه نورای زیاد ماشیناست. یه شام ساده داشتیم، مامان نوبتی لقمه می‌گرفت و می‌داد دستمون. منو مهدی پشت ماشین با لپ تاپ اون بازی کیک پزی رو می‌کردیم. صدای آقای افتخاری زیر صدای مامان و بابا بود که داشتن باهم دیگه حرف میزدن. ماشین آقای موسوی پشت سرمون بود و مدام با بابا از همدیگه جلو می‌زدن. اون مسافرت یکی از بهترین مسافرت های بچگیم بود‌. دلم خواست.
آخیش بالاخره پاییزه.