سلام
خوشگلا خوبین؟
اگه تو هم دنبال چنلی میگردی که رمان بزاره باید بهت بگم
یه نگاه به اینجا بنداز
رمانی که با نفرت و اضطراب شروع میشه و با عشق ادامه پیدا میکنه
خوشحال میشم اکانت خوشگلتون رو توی چنلم ببینم
قسمتی از رمان:
پریسا: ارزو کیه ؟🥺
مهرداد : داری اشتباه میکنی
پریسا: اره اشتباه کردم که با تو دوست شدم راست میگی😭
مهرداد: نه ، صبر کن یه دقیقه بزار توضیح بدم...
\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\
پریسا: وای ارمان اصلا ب ت چ تو چیکارمی ؟
هان ؟ تو کارای من دخالتتتت نکننن
ارمان: به من ربط داره فهمیدی؟
.......
بقیه ی داستانو اینجا بخون💗
https://eitaa.com/Roman8729
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀
پارت سی و یکم
اروین: نه
این نه رو خیلی محکم گفت برای همین پافشاری نکردم
(چند دقیقه بعد)
پریسا
با یه لحن مظلومانه ای گفتم
پریسا: اررووووین 🥺
اروین با یه لحن و چهره ی متعجبی گفت
اروین: بعله ؟
پریسا: میشه بریم فیلم ببینیم؟ 🥺🙃
اروین با یه لحن جدی ای گفت
اروین: اگه منظورت انابله باید بگم فکرشم نکن
باز همون طوری گفتم
پریسا: آخه چرا؟🥺
اروینم مثل قبل خیلی جدی و محکم گفت
اروین : همین الان حالت انقدر بد شده بود
مث گچ شده بودی
پریسا: من که طوریم نبود اخه 🥺
این دفعه با لبخند و حالت مهربونانه ای گفت
اروین: فیلم ترسناک نه ولی طنز ، درام، عاشقانه یا هر چیز دیگه ای رو اوکیم
یه ذره فک کردم و گفتم
پریسا: بااوشه
بعد با حالت شیطنت آمیزی گفتم
پریسا: اومم چطوره یه فیلم خیلی غمگین و دردناک ببینیم ؟😁😜
اروین یه خورده بر و بر نگام کرد و گفت
اروین: من دیگه اب قند درست نمیکنمااا
پریسا: ایول پس بیا بریم ببینیم
اروین: نه هرچی فک میکنم میبینم یه فیلم ارزش نداره حالت بد شع
پریسا: ای خدا باشه
اصلا هر چی تو میگی ، من که هر چی میگم وِتو میشه
اروین: عاشقانه چطوره؟
پریسا: اوم بد نیست ، اینم خوبه
بیا بریم ببینیم
اروین: حله بدو بیا
پریسا: اومدم
رسیدیم دم در اتاق که اروین گفت
اروین: من وقتی فیلم عاشقانه میبینم چه ایرانی چه خارجی خیلی دست و پام یخ میکنه و کلا یه جوری میشم ولی در کل حال میده
چپ چپ نگاش کردم که گفت
اروین: وا چرا اینجوری نگام میکنی ؟
پریسا: آخه یه جوری میگی انگار س*پره 😂🤣
فیلم ایرانی که اصلا اینجوری نباید بشی 😂😂
اروین : نمیدونم به خدا چرا اینجوری میشم😂
بیخیال اینا رو ولش
بگو چه فیلمی بزارم؟
پریسا: ایرانی یا خارجی
اروین: فرقی نمیکنه ..خارجی بگو
پریسا: فیلم کج پیله شندیم میگن قشنگه
نمیدونم میخوای بزار ببینیم
اروین: یه سوال بپرسم ؟
پریسا: اره حتما
اروین: الان نظر منو برای چی پرسیدی ؟😂
پریسا: نظر تو مهمه اخه 😂
اروین: اگه مهمه پس چرا ایرانی گفتی 😂
پریسا: همین جوری اگه دوست داری خارجی بزار
اروین: نه اوکیه
اروین فیلمو پلی کرد
.......
نویسنده: مهرناز 🦋
مهرناز پارت بده (حدیث)
💝💝💝💝
دادمم کهههه داداش 😐
پارت سی و یک و خوندی ؟
بگیر بخواب بچه
گنجشک لا لا مهتاب لالا... حددییثث لا لاااااا😅
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀
پارت سی و دوم
پریسا: همین جوری اگه دوست داری خارجی بزار
اروین: نه اوکیه
اروین فیلمو پلی کرد
یه خورده دیدیم که حس کردم اروین یه طوریشه
زدم به شونه اش وگفتم
پریسا: خوبی ؟
اروین: اره بابا اوکیم
به حرفش اطمینان نکردم گفتم
پریسا: دستو بده
اروین: برای چی ؟
پریسا: سوال نپرس فقط بده
اروین تو گلو خندید گفت: چشم 😅
دستشو گرفتم
شده بود این تیکه یخ بهش گفتم
پریسا: چرا دستات انقدر سرده
اروین همیشه: این طوری میشه مهم نیست
پریسا: حاد که نیست؟
اروین: نه بابا
میگم همیشه این طوری میشم
پریسا: مطمئن باشم؟
اروین خیلی محکم گفت
اروین: خیالت تخت
پریسا: باشه
همین طوری که رو تخت نشسته بودیم چشام خسته شد و داشت رو هم میفتاد
سرمو گذاشتم رو شونه اروین و گفتم
اگه خواب رفتم خواستی بخوابی بیدارم کن
اروین: باشه
کم کم خوابم برد چشامو بستم و خوابیدم
...
(فردا صبح )
چشامو باز کردم دیدم اروین نیست
یه نگا به اطرافم کردم دیدم صبح شده و من تو اتاق اروین خوابیدم و بیدارم نکرده برم تو اتاقم
اخه چقدر این آدم مهربون و خوبه
ولی برام سوال شد که خودش کجا و کی خوابیده؟
بلند شدم رفتم سرویس بهداشتی
و بعدش اومدم پتوی اروین و تا کردم و مرتب منظم گذاشتم رو تختش
رفتم سمت اتاقم که شونه مو و اینا بردارم
موهامو شونه کنم
در اتاقو که باز کردم دیدم اروین رو تخت من خوابه خوابه
گناهی بچه دیشب تخت و اتاقشو ازش گرفتم
حتما خواب خوبی نداشته تو اتاق من
به هر حال هرکسی به وسیله های خودش
عادت داره دیگه
رفتم سمت پییز لوازم ارایشم شونه مو برداشتم و موهامو شونه کردم
بی سر و صدا نشستم یکم ارایش کردم
و از اتاق بیرون رفتم
لباسام تمام چروک شده بود و بد ریخت و قیافه
ولی خب مجبور بودم چون اروین
تو اتاق من خوابیده بود
رفتم سمت اشپزخونه میزو چینده بودن
یه نگا به ساعت کردم اخه من همیشه از صبحونه خوری جا میموندم ولی دیشب زود خوابیده بودم برای همینم زودتر بیدار شدم و به صبحونه خوری رسیدم
سلام کردم و نشستم باز هم همون دوتا( دختر و مادر)
اه اه که چقدر بدم میومد از نگاه های چندشون
عییییششش
یهو خانومه گفت
اروین کجاست ؟
نمیدونستم اروینو میشناسع
خاله سریع جواب داد گفت
خاله: یه سری پروژه داره دیشب نتونسته خوب بخوابه برای همین صبح خوابیده
خانومه گفت: وا خب شب بخوابه صبح زودتر بلند شه کاراشو بکنه
پس این خانومه نه تنها با من بلکه کلا با این خانواده مشکل داشت
بعدش گفت :
اروین گناه داره بچه روش خیلی فشاره
نه حرفمو پس میگیرم
فک کنم اروین براش مهمه
خاله: حالا من باهاش صحبت میکنم
خانومه خیلی با غرور گفت
افرین همین درسته
پشمام ریخته بود ی جوری میگفت
انگار مثلا ریس خونه اونه
اه اههه چنننددشش
....
نویسنده: مهرناز🦋
Roman Zendegy man💙
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀 پارت سی و دوم پریسا: همین جوری اگه دوست داری خارجی بزار اروین: نه اوکیه اروین
اخی چقدر مظلوم دختره رو اتاق خودش گذاشته و خودش یه جا دیگه رفته وایی چه گوگولی، ولی من اصلا از این پسره اروین خوشم نمیاد نمیدونم چرا از آرمان بیشتر وایب خوب میگیرم
ولی خلاصه خیلی قشنگ بود💖
H