eitaa logo
Roman Zendegy man💙
53 دنبال‌کننده
10 عکس
1 ویدیو
3 فایل
به چنل من خیلی خوش اومدید امیدوارم خوشتون بیاد کلی اتفاق های جالب قراره توی رمان بیفته پس همراهمون باشید🌷 شروع ۱۴۰۵/۴/۱۸ پایان نداریم کپی راضی نیستم
مشاهده در ایتا
دانلود
مهرناز پارت بده (حدیث) 💝💝💝💝 دادمم کهههه داداش 😐 پارت سی و یک و خوندی ؟ بگیر بخواب بچه گنجشک لا لا مهتاب لالا... حددییثث لا لاااااا😅
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀 پارت سی و دوم پریسا: همین جوری اگه دوست داری خارجی بزار اروین: نه اوکیه اروین فیلمو پلی کرد یه خورده دیدیم که حس کردم اروین یه طوریشه زدم به شونه اش وگفتم پریسا: خوبی ؟ اروین: اره بابا اوکیم به حرفش اطمینان نکردم گفتم پریسا: دستو بده اروین: برای چی ؟ پریسا: سوال نپرس فقط بده اروین تو گلو خندید گفت: چشم 😅 دستشو گرفتم شده بود این تیکه یخ بهش گفتم پریسا: چرا دستات انقدر سرده اروین همیشه: این طوری میشه مهم نیست پریسا: حاد که نیست؟ اروین: نه بابا میگم همیشه این طوری میشم پریسا: مطمئن باشم؟ اروین خیلی محکم گفت اروین: خیالت تخت پریسا: باشه همین طوری که رو تخت نشسته بودیم چشام خسته شد و داشت رو هم میفتاد سرمو گذاشتم رو شونه اروین و گفتم اگه خواب رفتم خواستی بخوابی بیدارم کن اروین: باشه کم کم خوابم برد چشامو بستم و خوابیدم ... (فردا صبح ) چشامو باز کردم دیدم اروین نیست یه نگا به اطرافم کردم دیدم صبح شده و من تو اتاق اروین خوابیدم و بیدارم نکرده برم تو اتاقم اخه چقدر این آدم مهربون و خوبه ولی برام سوال شد که خودش کجا و کی خوابیده؟ بلند شدم رفتم سرویس بهداشتی و بعدش اومدم پتوی اروین و تا کردم و مرتب منظم گذاشتم رو تختش رفتم سمت اتاقم که شونه مو و اینا بردارم موهامو شونه کنم در اتاقو که باز کردم دیدم اروین رو تخت من خوابه خوابه گناهی بچه دیشب تخت و اتاقشو ازش گرفتم حتما خواب خوبی نداشته تو اتاق من به هر حال هرکسی به وسیله های خودش عادت داره دیگه رفتم سمت پییز لوازم ارایشم شونه مو برداشتم و موهامو شونه کردم بی سر و صدا نشستم یکم ارایش کردم و از اتاق بیرون رفتم لباسام تمام چروک شده بود و بد ریخت و قیافه ولی خب مجبور بودم چون اروین تو اتاق من خوابیده بود رفتم سمت اشپزخونه میزو چینده بودن یه نگا به ساعت کردم اخه من همیشه از صبحونه خوری جا میموندم ولی دیشب زود خوابیده بودم برای همینم زودتر بیدار شدم و به صبحونه خوری رسیدم سلام کردم و نشستم باز هم همون دوتا( دختر و مادر) اه اه که چقدر بدم میومد از نگاه های چندشون عییییششش یهو خانومه گفت اروین کجاست ؟ نمیدونستم اروینو میشناسع خاله سریع جواب داد گفت خاله: یه سری پروژه داره دیشب نتونسته خوب بخوابه برای همین صبح خوابیده خانومه گفت: وا خب شب بخوابه صبح زودتر بلند شه کاراشو بکنه پس این خانومه نه تنها با من بلکه کلا با این خانواده‌ مشکل داشت بعدش گفت : اروین گناه داره بچه روش خیلی فشاره نه حرفمو پس میگیرم فک کنم اروین براش مهمه خاله: حالا من باهاش صحبت میکنم خانومه خیلی با غرور گفت افرین همین درسته پشمام ریخته بود ی جوری میگفت انگار مثلا ریس خونه اونه اه اههه چنننددشش .... نویسنده: مهرناز🦋
پارت ۳۲ تقدیم نگاهتون💙
ناشناس ۲۰ تا پیام بشه سه پارت پشت سر هم میدم الان ۴ تا پیام توشه
عالی بود عزیزم 💝💝💝💝 مرسی خوشگل 😊
Roman Zendegy man💙
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀 پارت سی و دوم پریسا: همین جوری اگه دوست داری خارجی بزار اروین: نه اوکیه اروین
اخی چقدر مظلوم دختره رو اتاق خودش گذاشته و خودش یه جا دیگه رفته وایی چه گوگولی، ولی من اصلا از این پسره اروین خوشم نمیاد نمی‌دونم چرا از آرمان بیشتر وایب خوب میگیرم ولی خلاصه خیلی قشنگ بود💖 H
خیلی قشنگ بودش تا اینجا 💝💝💝💝 مرسییی😘
مهرناز داداش خیلی باحال بودش تا حالا راضی بودن 💝💝💝💝 ممنون داش
الان یکی پارت بدم یا ناشناس ۲۰ تا میشه سه تا پشت سر هم بدم؟🙃