Roman Zendegy man💙
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀 پارت سی و پنجم پریسا: کی ازدواج کردی؟ با لحن جدی و اروم گفت ارمان : ازدواج نک
اخیش
نزدیک بودا😂
خداروشکر که آرمان مهربون شده
اولش هم مهربون بود
Roman Zendegy man💙
اخیش نزدیک بودا😂 خداروشکر که آرمان مهربون شده اولش هم مهربون بود
کی گفته اولش مهربون بوده😂
اولش اخلاقش س.گی بوده😂
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀
پارت سی و شیشم
(ساعت ۵ عصر )
از خواب بیدار شدم موهام شبیه لونه مرغ که نه قشنگ خود لونه ی مرغ بود
خیلی بد شده بود برس و خیس کردم
و موهامو شونه کردم
بعد از اینکه قشنگ شونه کردم بافتمشون
هنوز ریشه ی موهام میسوخت 😬
موی بلندم دردسر داره
بیخیال مو شدم یه لباس خوشگل پوشیدم
و رفتم تو آشپزخونه
(نویسنده: پریسا ۹۰% مواقع یا تو اتاقشه یا تو آشپزخونه داره چیزی میخوره😂🤦♀️)
یه خورده قرمه سبزی کشیدم با پلو و نشستم شروع کردم به خوردن
غذام که تموم شد رفتم تو اتاقم
( پنج دقیقه بعد)
یکی در زد
پریسا: بفرمایید تو
اروین: سلااامم چطورری؟
پریسا: خوبم مرسی چه خبر ؟
اروین: هیچ
گفتم یه ساعت زودتر بیام بهت بگم که ساعت هفت میخواییم بریم پارک به دستور شما
پریسا: حالا خوبه خودت پیشنهاد دادی
اروین: به هر حال برو آماده شو
پریسا: چشم 😂
اروین اومد خوابید رو تخت پریسا و به پریسا نگا میکرد
پریسا هم نشست رو صندلی جلو میز ارایشش اول آبرسان زد بعد هم یکم کرم پودر زد بعدش پنکیک زد و بِلِند کرد کانتور و کانسیلر و هایلایتر یکم به نوک بینیش زد و همه ی اینا فقط تو نیم ساعت انجام شد
که اروین بلند شد اومد پیش پریسا و گفت
اروین : این چیه؟( اشاره به پنکیک)
پریسا: پنکیک
اروین : چی ؟
پریسا: پپنننکییک
اروین زد زیر خنده
اروین:🤣🤣🤣
پریسا: وا چرا میخندی ؟🤨
اروین : چون ما پنکیک رو میخوریم شما میمالید به پوستتون🤣🤣
پریسا: مسخره😂
اروین: والا
دوباره رفتم سراغ ادامه ی ارایشم
چسب کاغذی برداشتم و زدم دو طرف چشمام
که وقتی سایه میزنم کج نشه
که دوباره اروین خندید
پریسا: واااا به چی میخندی دوباره ؟
اروین: 😂😂 آخه به غیر از پنکیک شما چسب کاغذی رو برای چشماتون میزنید ما برای بسته بندی مقوا و اینا 😂🤦🏼
پریسا: ععییش🙄😂
پریسا: این چسبا رو بعدش میکَنَم فقط الان یه ذره زدم برای اینکه سایه ای که میخوام بزنم نظم داشته باشه
اوکی ؟
اروین: اوکی 😅
سایه هامو زدم و خط چشم کشیدم و بعد از فر مژه استفاده کردم تا مژهام حالت بگیره و بعد ریمل زدم
دوباره اروین حرف زد
اروین: خیلی خوشحالم دختر نیستم
پریسا: چرا اونوقت ؟
ددختر بودن خیلی هم خوبه
اروین: اون که صد درصد ولی دردسر داره
یه آماده شدنتون یه ساعت زمان میبره
کلی ارایش میکنید
وقت گیره 😅
پریسا: اره خب ما به پوستمون و زیباییمون خیلی اهمیت میدیم 😌
اروین: بله بله
دوباره رفتم سراغ ادامه ی ارایشم
ژل ابرو زدم و یه خط لب کشیدم که باز این اروین ...
ضر.ضر کرد
اروین: ولی همه اینا به کنار
خیلی برام این موضوع جالبه
شما دخترا کلی پول میدین لوازم ارایش میخرید
بعد دوباره کلی پول میدین که اون لوازم آرایشی ها رو پاک کنین 🤣
پریسا: اروین میشه یه خواهشی ازت بکنم؟
اروین: اوو بله حتما بفرمایین
پریسا: میشه دو دقیقه ببندی دهنتو؟😐
اروین: عاممم البته 😁
پریسا: ممنون
برگشتم سراغ ارایشم رژ لب زدم و بعد برق لب
پریسا: اهان راستی ...
.....
نویسنده : مهرناز🦋
مهرناز ری.دم تو خودم وسط پارت
آخه زن.یکه یعنی چی شو.هر.م
آخ قلبم😮💨❤️🩹
💝💝💝💝
بنده متخصص حرص دادن هستم😅
(ببخشید💔)
یه خورده جوشو عوض کردم😅