eitaa logo
-روحاء !:)
1.2هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
192 ویدیو
4 فایل
خداکند که بمیرم وطن فروش نباشم 🇮🇷 اینجا همه با هم دوستیم ؛ پس بینمون دیوار نکش با من بگو حرف های نهفته درونت را : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ucs0bg&btn=روحاء
مشاهده در ایتا
دانلود
تو هم شادابی‌ام را دیدی و هرگز نفهمیدی که چون نیلوفری گل کرده‌ام در برکه‌ای از خون فاضل نظری:)
من خیلی دیوونه ام ، آنقدر که عکستو بغل میکنم و ذوق زده میشم:))))
-روحاء !:)
قبل از اینکه وارد زندگی ام بشود خیلی چیز هارا دوست نداشتم حالم از آن ها بهم میخورد دوست نداشتم کس
خواستم قلم دست بگیرم و از زیبایی اش بگویم ، قلم گفت از من می خواهی که زیبایی اش را کلمه کنم و به کاغذ بگویم ؟؟ قبول نکرد ، کاغذ به زبان آمد گفت : میخواهی بر روی من زیبایی اش را رسم کنی؟ در من زیبایی اش نمی‌گنجد ، خواستم تعریف کنم ، دیدم کلمات اعتراض کردند که ما نمیتوانیم بگوییم چقدر زیباست :)))
راه ‌حل دشواری ها؟ او خود دشواری سخت بود.
تنفری پر از عشق..
هدایت شده از حرف‌ِدل ؛
آن قدر در بغل گرم تو ماندم که هنوز بوی آغوش تو را میدهد این پیرهنم (: شبتون به قشنگی به آغوش کشیدن ضریحش :))))))
جوری که به تولدش یک ماه مونده و ذوق دارم:))))))))
_
نمی‌دونم چیکار کنم که لف ندید . ولی لف ندید .
-روحاء !:)
خواستم قلم دست بگیرم و از زیبایی اش بگویم ، قلم گفت از من می خواهی که زیبایی اش را کلمه کنم و به ک
من قهوه هایم را به همه ی آدم های دنیا ترجیح میدادم فکر میکنم ریشه در گذشته ام دارد ، آن زمان ها که «او» بود ! «او» یِ من همیشه که دنبالم می آمد بوی قهوه ، میداد و همیشه هم قدم میشد در سرمای زمستان یا در گرمای تابستان ، در پیاده رو هایی که بوی شکوفه های درختان هوا را پر کرده است ، در دستانش همیشه دو عدد قهوه داشت ، و می‌گفت «تورو اندازه کل دانه های قهوه جهان دوست دارم» حالا که رفته و نیست و حالا که کوچه به کوچه صدای خنده ها و عطر قهوه های داغش را میدهد ، حالا که دستان گرمش گرما بخش دستانم نیست و حال که در اغوشش دیگر جای من نیست :))) جایگزین تمام دلتنگی هایم برای «او» قهوه شده همدم و یاد آور خاطرات «او» :)))))