هدایت شده از لیگ برتر انگلیس | Premier League
📝🇳🇱 لیست تیم ملی هلند برای جام جهانی ۲۰۲۶ اعلام شد.
💎 کانال لیگ برتر انگلیس در ایتا👇
🏴 @EnglandLeague 🏴
𝑨𝒓𝒎𝒊𝒔𝒕𝒊𝒄𝒆🐍 ‹\←^ 𝑹𝒐𝒐𝒕💗
📝🇳🇱 لیست تیم ملی هلند برای جام جهانی ۲۰۲۶ اعلام شد. 💎 کانال لیگ برتر انگلیس در ایتا👇 🏴 @Engla
هلند واقعا بازیکن های دوست داشتنیای داره.
ناتان آکه✅
ممفیس دپای✅
ویرجیل فن دایک✅
مارک فلکن✅
کودی خاکپو✅
ژان پائول فن هکه✅
جاستین کلایورت✅
تیجانی ریندرز✅
بارت فربروخن✅
متس ویفر✅
هدایت شده از دریم لیگ|𝑫𝒓𝒆𝒂𝒎𝑳𝒆𝒂𝒈𝒖𝒆
آمار سباستین هالر🇨🇮
#ارسالی👤
بزرگترین چنل دریم لیگ ایتا ✨
· · • • • • • ⋆ ✦ ⋆ • • • • • • · ·
🌿 𝐉𝐨𝐢𝐧'#Ashkan 🔮🎴៸៸
﹝ @DreamLeague192dls22.
· · • • • • • ⋆ ✦ ⋆ • • • • • • · ·
هدایت شده از حکمران
دکتر سید یاسر جبرائیلی1491684350132625155_302178922069393.mp3
زمان:
حجم:
20.2M
🎙️صوت کامل سخنرانی دکتر سید یاسر جبرائیلی در اجتماع پرشور مردمی میدان المپیک
🔹سهشنبه ۵ خرداد
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
هدایت شده از وحید یامین پور
باید با صدای بلند تکرار کنیم:
توافق بدون جبهه لبنان، هرگز...
هدایت شده از ساخت ایران|حسین مهدیزاده
📛چرا ایران استقلال را فقط سیاسی نفهمید؟
✳️ قسمت اول: حالا که اینترنت بین الملل در حال باز شدن است...
1️⃣ از 4️⃣
در روزهایی که اینترنت بینالملل ایران پس از ماهها محدودیت دوباره در حال باز شدن است، معمولاً اولین احساس جمعی ما نگرانی است؛ نگرانی از اینکه میلیونها ایرانی، بهویژه نسل جوانتر، دوباره در معرض موجی از روایتهای مدیریتشده قرار بگیرند که درباره ایران، مقاومت، جنگ و آینده این کشور تولید میشود. این نگرانی البته بیراه نیست. جهان امروز، جهان روایتهاست و هر قدرتی پیش از آنکه در میدان نظامی بجنگد، در میدان معنا میجنگد.
اما شاید مسئله را باید از زاویه دیگری هم دید.
جامعهها صرفاً با ترس و نگرانی منسجم نمیشوند. انسانها وقتی احساس وحدت و قدرت میکنند که احساس کنند مأموریتی دارند؛ کاری واقعی، پیشرو و مؤثر که میتوانند در آن سهمی ایفا کنند. وحدت، بیش از آنکه محصول اضطراب باشد، نتیجه مشارکت در ساختن یک افق مشترک است.
اگر مردم فقط احساس کنند که باید از خود در برابر «ضدروایتها» دفاع کنند، بهمرور خسته، منفعل و پراکنده میشوند. اما اگر احساس کنند حرف مهمی برای گفتن دارند و اتفاقا مبعوث شده اند تا در آن حرف مهم را به دیگران برسانند و خودشان مسئول انجام این کار هستند تا آن را برای جهان توضیح دهند، ماجرا تغییر میکند. آن وقت اینترنت صرفاً تهدید نیست؛ میدان بزرگ شدن است. «نقش واقعی داشتن معجزه می کند! همه جا!»
شاید امروز یکی از مهمترین پرسشها این باشد: اگر قرار باشد مردم ایران در این روزها چیزی را به جهان توضیح دهند، مهمترین سوءفهم درباره ایران چیست؟
به گمان من، یکی از مهمترین آنها، فهم نادرست از تمنای ایران برای هستهای شدن است!
برای دههها، روایت غالب جهانی تلاش کرده است برنامه هستهای ایران را در یک جمله خلاصه کند: «تلاش یک حکومت ایدئولوژیک و بنیادگرا برای رسیدن به بمب اتم!». این روایت آنقدر تکرار شده که حتی در داخل ایران نیز بسیاری از مردم، ناخودآگاه پرونده هستهای را فقط در همین چارچوب دیدهاند. شعار مشهور «انرژی هستهای حق مسلم ماست» نیز، با وجود اهمیتش، بیشتر مسئله را به سطح انرژی تقلیل داده و هسته ای اگر در حد انرژی باشد هم برای ایران که نفت دارد ارزش این همه درد و رنج را ندارد!
اما اگر از زاویه تجربه تاریخی ایران به موضوع نگاه کنیم، ماجرا شاید از اساس چیز دیگری باشد.
شاید مسئله اصلی ایران، نه بمب اتم، و نه حتی صرفاً انرژی، بلکه جستوجوی راهی برای خروج از یک بحران تاریخی باشد! بحران تاریخی ایران چیست؟ بحران ایران نظمی است که طی چند قرن اخیر، سهم کشورهایی مانند ایران را مستعمره بودن تعریف کرده و بیش از یکصد سال است که ایران را در خامفروشی، وابستگی فناورانه و ایفای نقش پیرامونی محدود کرده است!
ایران، بهویژه پس از انقلاب، خیلی زود با یک تناقض بزرگ روبهرو شد: آیا کشوری میتواند استقلال سیاسی بخواهد، اما اقتصادش همچنان وابسته به همان ساختارهایی بماند که قدرتهای رقیب آن را مدیریت میکنند؟
از همینجا بود که مسئله استقلال در ایران، از یک شعار سیاسی، به یک پرسش اقتصادی و فناورانه تبدیل شد...
✍️ حسین مهدیزاده
🆔 @social_theory
هدایت شده از ساخت ایران|حسین مهدیزاده
📛چرا ایران استقلال را فقط سیاسی نفهمید؟
✳️ قسمت دوم: شاید ما مبعوث شده ایم تا قصه استقلال خواهی مان را برای جهان بگوییم!
2️⃣ از 4️⃣
ایران بعد از انقلاب، آرامآرام به یک کشف مهم رسید؛ کشفی که شاید هنوز هم بسیاری از مردم جهان، و حتی بخشی از خود ایرانیها، آن را دقیق نفهمیدهاند:
کشوری که صنعت مادرش در اختیار نظم اقتصادی رقیب است، دیر یا زود در استقلال سیاسی هم دچار محدودیت میشود. برای فهم این مسئله باید کمی از هیاهوی سیاست روز فاصله گرفت و به خود اقتصاد ایران نگاه کرد.
اقتصاد ایران در صد سال اخیر عمدتاً بر محور نفت شکل گرفته است. نفت ستون بودجه، تجارت خارجی، توسعه دولت مدرن و بخش مهمی از زندگی اقتصادی ایران شد. در ظاهر، این یک موهبت بزرگ بود: کشوری با یکی از بزرگترین ذخایر انرژی جهان چرا نباید ثروتمند و قدرتمند باشد؟! ایران فهمید نفت، اگر به زنجیره ارزش گسترده صنعتی تبدیل نشود، بیشتر از آنکه قدرت تولید کند، وابستگی تولید میکند.
کشوری که ماده خام صادر میکند اما فناوری، طراحی، صنایع پیشرفته، برند، حملونقل، بیمه و بازار جهانی را در اختیار ندارد، عملاً در پایینترین نقطه زنجیره ارزش ایستاده است. ایران نفت میفروخت، اما بخش اصلی ثروت واقعیِ ناشی از نفت، جای دیگر وبرای دیگران خلق میشد.
پس از جنگ ایران و عراق، ایران تلاش گستردهای برای توسعه صنعت نفت و صنایع پاییندستی آغاز کرد. پالایشگاه ساخت، پتروشیمی توسعه داد و سعی کرد خامفروشی را کاهش دهد. اما هرچه جلوتر رفت، محدودیت بزرگتری آشکار شد:
بازار جهانی نفت، فناوریهای کلیدی، بیمه، حملونقل، امنیت مسیرها و حتی سازوکار قیمتگذاری، تا حد زیادی در اختیار همان نظمی بود که ایران با آن تعارض سیاسی داشت.
اینجا بود که یک تناقض تاریخی آشکار شد:
چگونه کشوری میخواهد استقلالطلب باشد، اما صنعت مادر اقتصادش دقیقاً در قلب نظم رقیب تعریف شده باشد؟
ایران کمکم به این نتیجه رسید که نفت، با همه عظمتش، نمیتواند بهتنهایی ستون استقلال اقتصادی باشد. نفت درآمد ایجاد میکرد، اما لزوماً استقلال نمیآورد.
مسئله فقط تحریم نبود. تحریم با وجود نفت اینقدر موثر بود! کشوری خامفروش، مصرفکننده فناوری و وابسته به زنجیرههایی که جای دیگری کنترل میشوند. نمی تواند مستقل باشد! به همین دلیل بود که با شروع موج دوم تحریم ایران از 1387 سالها با مفاهیمی مثل تولید، اقتصاد دانشبنیان، اقتصاد مقاومتی، زنجیره ارزش و تولید نوآورانه و فناورانه، نامگذاری شد. پشت این مفاهیم یک نگرانی تاریخی وجود داشت: کشور ریشهفروش نمی توانست استقلال طلب باشد!
اینجاست که مفهوم «مادر-صنعت» مهم میشود؛ صنایعی که فقط یک محصول تولید نمیکنند، بلکه هزاران صنعت دیگر را فعال میکنند، دانش میسازند، اشتغال گسترده ایجاد میکنند و کشور را از جایگاه مصرفکننده بیرون میآورند. و دقیقاً از همین نقطه بود که نگاه ایران به فناوری هستهای تغییر کرد.
برای بسیاری در جهان، هستهای فقط یعنی انرژی یا بمب. اما در ذهن بخشی از ساختار فکری ایران، هستهای معنای دیگری پیدا کرده بود: تلاش برای ساختن یک مادرصنعت جدید؛ که ظرفیت اشتغال و فعالیت موثر و با ارزش بالا برای یک ملت یکصد میلیونی و دارای موقیت جغرافیایی خاص را ایجاد می کرد!
شاید از همینجا بود که نزاع واقعی آغاز شد...
✍️ حسین مهدیزاده
🆔 @social_theory