برای 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆 ◍✧* ~
« سلام و درود! ~
خسته نباشی~
حس میکنم خسته ای...
مدت هاست در تلاشی تا همه چیز بی نقص باشه، همه چیز به درستی پیش بره.
اونقدر غرق کارها شدی که دلت میخواد کلا از فضای مجازی دور بشی تا بتونی به خودت استراحت بدی.
مشکل اینه که در عین حال، میخوای همه چیز بی نقص پیش بره. میدونی برای ما انسانها سخته که همزمان همه چیو بی نقص پیش ببریم، با اینحال هنوزم اون صدا رو میشنوی که ازت میخواد تا زمانیکه خسته نشدی به کارت ادامه بدی و از خودت بگذری تا همه چی سر جای خودش باشه.
به یاد داشتن جزئیات، اتفاقات، اون کمالگرایی که بهت میگه همه چیو بدون نقص تموم کن، انرژی زیادی میگیرن.
تا جاییکه با خودت میگی میشه یه روز از خواب بیدار شی و بدون دغدغه ی امروز، یک ساعت بعد، فردا، و آینده زندگی کنی؟
امیدوارم کارهایی که داری، ترسیمی که از فردا و آینده داری به خوبی پیش بره و وقتی تموم شد، با خیال راحت یه نفس از ته دل بکشی و زیر باد خنک کولر ساعت ها استراحت کنی... »
برای " همان که به بقا رفت " ◍✧* ~
« سلام!
عرض ادب و احترام ~
احساس میکنم تجربه های جدید برات هیجان انگیز، اما پراسترس هست. با اینحال، تلاش میکنی تا اون استرس رو کنترل کنی و نذاری بهت غلبه بکنه.
با اینکه به عواطف و احساسات توجه میکنی، اما سعی داری اون احساسات رو توی یه ظرف در بسته نگه داری و تا حد امکان ازش استفاده نکنی. خصوصا هنگام تصمیمگیری ها...
اما پیش میاد که خستگی بهت غلبه کنه، و این احساسات جمع شده بخوان فوران کنن.
به دنبال قدرت هستی، به دنبال موفقیت و پیشرفت، در نتیجه این رو در گرو کمرنگ کردن اون عواطف در نظر گرفتی. دوست داری که همه چی مطابق پیشبینیهات پیش بره، و اگه متغیری این وسط باشه، عمیقا ذهنت رو درگیر میکنه.
کسی که امروز هستی و کسی که دیروز بودی، گاهی نیاز داره زمان متوقف بشه و اون احساس مسئولیت از روی دوشت برداشته بشه.
با اینحال، تو از روی رضایت اینکارو نمیکنی، بلکه جامعه، زندگی و اتفاقات زندگیت تو رو به این سمت پیش برده که چنین کسی باشی.
اگه روزی میرسید که قوانین برداشته میشد، معیار های موفقیت عوض میشد و هر کسی میتونست راه خودش رو برای موفقیت بسازه ( نه بر اساس معیار های تعریف شده ی جامعه )، با آغوش باز میپذیرفتیش.
اهدافت و آرزو هات، عمیقا برات مهمن، اما مسیر رسیدن بهشون هست که اذیتت میکنه، چون باید برخلاف کسی که هستی توی این مسیر تلاش کنی. برای همین نیاز داری همه چیز سر جای خودش باشه و درست پیش بره...
امیدوارم توی مسیری که بابتش تمام این سختی ها رو محتمل شدی، در نهایت پیروزی باشکوهی داشته باشی و بتونی خودتو مهمون یه جشن بزرگ کنی... »
برای (:...Tsukino ◍✧* ~
« سلام!
هنرمندی که شکسته نفسی میکنه~
هنرمند ها همیشه به نقاط ضعف آثارشون نگاه میکنن، مدام به دنبال پیدا کردن اشتباه توی آثارشون هستن.
در حالیکه اگه کمی عقب تر و از دید دیگران نگاه کنن، میتونن ببینن که چه شاهکاری خلق کردن.
سعی میکنی زندگی رو آسون بگیری و به زندگی دید خوبی داشته باشی، اگه مشکلات باشن، تو هم پر قدرت ادامه میدی، اما گاهی سقف تحمل و صبر کردنت پر میشه.
اونوقت احساس میکنی یه سنگینی توی دلت هست، اما دلیلی هم براش پیدا نمیکنی.
نسبت به جهان اطرافت، درک عمیق تری داری و احساسات و عواطف خیلی برات قابل لمسن. برای همین گاهی اوقات دیگران نمیتونن درکت کنن، و متوجه کلماتی که میگی نمیشن.
و این میتونه ناراحتت کنه...
انسان موجود پیچیدهای هست نه؟!
نکته سنج... دقیق، و با دقتی...
و همین هست که گاهی آزارت میده و ممکنه خسته بشی. انگار که ذهنت مثل کامیپوتر مدام در حال پردازش باشه.
و گاهی نیاز به استراحت داری.
امیدوارم توی زندگیت موفق باشی، و هیچ چیزی تو رو بابت کسی که هستی پشیمون نکنه. ارزشمندترین نعمتی که من دیدم، داشتن قلب بزرگی هست که همیشه برای همه آغوشش بازه... »
راستی... گویا تولدته
تولدت مبارک 🎐☁️
برای تولید و توزیع تریاک اصل ◍✧* ~
« سلام!
چنل عالیای داری، میشینم پیاماتو میخونم لبخند میزنم ~
با اینحال، حس میکنم خیلی برای دیگران فضا میذاری، اما برای خودت نه...
یونو...
شلوغه، ذهنت میتونه خیلی شلوغ باشه، پر از افکار و موضوعات مختلف
و در این بین، صدای خودت شنیده نمیشه...
شاید این سوال جالبی باشه. خودت دوست داری ممبر ها ازت چی بدونن؟ میخوای چه قسمتی از « خودت » رو نشون بدی؟
امیدوارم همیشه شاد و خوشحال ببینمت ؛) ... »
برای .rusty little brains ◍✧* ~
« سلام!
ای کسی که باعث خندیدن من میشی، چنلتو خیلی دوست دارم :»
بعنوان ممبرت، وایب غم یا آبی ازت نمیگیرم.
حس میکنم بیشتر از اینکه به دنیای مجازی تعلق داشته باشی، به واقعیت تعلق داری.
ترجیح میدی به غریبه ها احساسات خودتو نشون ندی، و اجازه میدی هر کسی فقط بخش خاصی ازت رو ببینه.
و این برام قشنگه که این مرز رو حفظ کردی.
امیدوارم حال دلت همیشه خوب باشه و زندگی به روال بگذره »
برای یاבבاشتهاےیکآسا ◍✧* ~
« سلام آسا!
عمیقا ازت وایب خوبی میگیرم، و منو میبری به دورانی از زندگیم که عاشقش بودم.
اما میدونی... میتونم عشقی که به خانوادهت داری رو ببینم، با اینحال... گاهی خسته میشی از این احساس...
این حس که تنها کسی که میتونه اونا رو سربلند کنه تویی.
گاهی میگی پس خودم چی میخوام؟
کسی هستی که جلوی آیینه میایستی اشکاتو پاک میکنی و بازم با لبخند ادامه میدی. هیچوقت نمیذاری از مشکلات ببازی، و پر قدرت ادامه میدی.
نمیذاری مشکلی شکستت بده، نمیذاری کسی که هستی رو درهم بشکنه،
و این نشون میده چقدر قدرتمند هستی.
اما گاهی خسته میشی...
گاهی دلت میخواد اون نقاب رو برداری و نفس بکشی، و نشون بدی واقعا چه حسی داری. برای همین اون روز ها، از آدم ها فاصله میگیری. میری توی لاک خودت، تا بهتر بشی.
امیدوارم همه چیز همونطور که منتظرشی پیش بره.
اما گاهی نیاز داری به قلبت گوش کنی و ببینی خودت عمیقا چی میخوای. یه روز برای خودت جشن بگیری و کل روز رو مشغول دنبال کردن علایقت باشی. بدون فکر کردن به آینده و گذشته... فقط همین ثانیه که هستی... »