گفت میدانی چرا زمینهی اکثر فرشهای ایرانی لاکی است؟
گفتم به خاطر اصالت و زیبایی فرش ایرانیست
گفت نه. از گذشتهی دور دختران کوچک مجبور بودند، برای کمک به خانواده و فقر از همان دوران کودکی بر دار قالی بنشینند و در مدت کوتاهی فرش ببافند. چاقوی قالیبافی شبیه قلاب ماهیگیریست و انگشتان این دخترکان مدام زخمی میشد. اما برای اینکه لکههای خون جلوههای فرش ایرانی را خدشهدار نکند، زمینهی اکثر قالیها لاکی (به رنگ خون) رنگ بوده. چاقویی که در کنارش نه میوهای بود برای استراحت و نه ماهی برای یک وعدهی غذای کامل اما روزیِ هزاران خانواده بر مدار همان چاقوی شبیه به قلاب بود.
گفتم پس تاریخچه و اصالت فرش ایرانی چیست؟
گفت اگر بخواهم خلاصه بگویم
فرش ایرانی را دختران بافتند
پدران فروختند.
و پسران خرج کردند.
- علی سلطانی
- ما یک شانس برای زندگی کردن داشتیم و شدیم یک زن در خاورمیانه !
سعادتمنده نبود اما جسورانه بود..
تا دیروز فکر میکردم تمام قلههای جهان را می توانم فتح کنم.
تازه امروز فهمیدم چه نفس گیر است؛ بالا رفتن از پلههای خانهای که تو دیگر در آن نیستی..
- عباس معروفی
𝙍𝙪𝙗𝙮
گفت میدانی چرا زمینهی اکثر فرشهای ایرانی لاکی است؟ گفتم به خاطر اصالت و زیبایی فرش ایرانیست گفت
یه دوستِ وکیل دارم، امروز میگفت:
حضانت فرزند با اثبات خیانت، اثبات اعتیاد و ازدواج مجددِ «مادر» از بین میره ولی حضانت فرزند برای «پدر» با اثباتِ هیچکدوم از اینا از بین نمیره!
منصفانه نیست! اصلاً منصفانه نیست!
یاد جملهی شریعتی افتادم؛
میگفت: تو «مادر» میشوی
و همه جا میپرسند: «نام پدر؟»
- علی سلطانی
او در میان نوارهایی که صدای گذشته را زمزمه میکردند؛
در میان گرد و غباری که سالها خاطره را در خود پنهان کرده بود؛
در میان لحظههایی که دیگر کسی به یاد نمیآورد؛
در میان آهنگ هایی که دیگر هیچکس گوش نمی داد؛
گم شده بود..