eitaa logo
Изучения русского языка
262 دنبال‌کننده
127 عکس
86 ویدیو
19 فایل
Жизнь приобретает смысл, когда вы становитесь мотивированным, ставите цели и гонитесь за ними безостановочно...
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اولین پیام کوتاه مخابراتی‌اش را ارسال کرد😍 🍃نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ🍃
5.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خودتان را برای فاطمیه آماده کنید!😔 «أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیلِی فَمُسَهَّدٌ …» دیگر از شدت ، شبها خواب به چشمانم نمی‌آید... -امیرالمؤمنین در فراق فاطمه‌اش
9.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 فضیلت صلوات بر حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها 🎤استاد فرحزاد اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ💔 🍃اللّـهــمَّ‌عَجِّـلْ‌لِوَلِیِّـــــڪَ‌الفَــــرَج🍃
خیلی از دهه نودی ها نمیدونن چه اتفاقی برای حضرت زهرا افتاد! وقتی روضه گوش میدن، متوجه نمیشن اختلاف با حضرت زهرا از کجا شروع شد؟ اصن چرا باید بدونم؟ ⭕️ می خوام داستان مادر بگم: ویژه کودک و نوجوان ماجرای روضه در و دیوار چیه؟ 😔 قضیه فدک چی بود؟؟؟ 😞 چرا حضرت زهرا شهید شد؟ چرا قبرش مخفیه؟ 😭 تازه شروع شده نگران نباش دیر نیست بیا دنبال کن👇بخصوص مادران و معلمان👇 https://eitaa.com/joinchat/2334982163C65bbc6af0d
Изучения русского языка
خیلی از دهه نودی ها نمیدونن چه اتفاقی برای حضرت زهرا افتاد! وقتی روضه گوش میدن، متوجه نمیشن اختلاف ب
. اگر فرزند، کانال یا گروهی داری... یا که معلم و مبلغ هستی... یا به بچه ها علاقمندی... این کانال معرفی کن ! واقعا ارزشمنده👌 البته از این نکته مهم غافل نشیم مطالبش بیشتر به درد خودت میخوره ! .
سال ها پیش که جوان تر بودیم بیست و یکی دو سال بیشتر نداشتم پیشنهاد کار دادند از سپاه و قرارگاه خاتم ! بیست و سه چهار ساله که شدم، پیشنهادات قوه قضائیه و نیروی انتظامی هم اضافه شد ! نمی دانم... از بخت بدم بود یا غرور جوانی یا شوق تحصیل که بگذارین این درس وامانده تمام شود، بعد... که البته قطعا هیچ یک نبود، جز حماقت و... جوانی ! بگذریم... خود را درخور عناوین بسیج هم که نمی دیدیم ! چون اعتقاد داشتیم که یک بسیجی مخلص نه به نام، عناوین و جایگاه های تو خالی که به عملش یک بسیجی است... که بسیجی بودن به دل است... و گوش به امر رهبر بودن ! پس اگر پیشنهادات خوبی هم میشد... نگاهی به سر تا پای خود می انداختیم سپس در کمال صدق و تواضع، ( البته شما بخوانید حماقت ) میگفتیم نه، شرمنده ایم ! چون سنمان کم است ! پس تا شما و سایر عزیزان هستین شایسته نیست این مسئولیت را پذیرفتن... چه حماقتی یا که بهتر بگویم چه... باز هم بماند ! هر چند که امروز به هیچ کسی بیش از خود لعنت نمیفرستم یا که بدوبیراه نمی گویم ! چون بر خلاف سفره رنگین انقلاب... این سفره هنوز نیامده، جمع شد ! و دستانمان خالی ماند... برخلاف آنانی که چون سنجاب های حریص تمام عمر را به جمع آوری سمت و ثروت مشغولند ! در آخر نیز یا در استخری جان می دهند یا به امید گرفتن جانمان، با وعده های پوشالی به دنبال بده و بستان برای ده نسل بعدشانند... ! فی الحال، که دغدغه کار فرهنگی امانمان را بریده که می توانیم و می خواهیم وقت بگذاریم که مفید، سازنده و گوش به امر رهبر باشیم، نمی گذارند...!!! چرا !!!؟؟؟ چون در مقابلمان پسری قد علم کرده که هنوز پشت لبانش سبز نشده است... ! و اگر شده، همچون علفان هرز کنار رودخانه به این سو و آن سو رفته می رود ! و آنچنان باد نخراشیده را به غبغب می اندازد که گویی همچون جوجه خروسی شیطون به آشیانه مرغان سرک کشیده باشد... ! یا که بازیچه منم منم های دختری می شوی که بی ادبانه با بیست و سه چهار سال سن با وقاحت تمام تو را به سخره می گیرد ! و هر چه می گویم باید بگویی چشم ! فارغ از سن، تحصیلات، تجارب و دانشی که به قد سن او، عمرت را برایش خرج کرده ای ! و اینک آن دختر با بیست و پنج شش سال سن با گستاخی تمام، پیروزمندانه بیان می کند که تا به این سن، در منزل پدری اش دست به سیاه و سفید نزده است ! و حالا برایمان مسئول شده... یا بدون هیچگونه شرمساری از دیگر افتخارات گرانبهایش این است که هنوز با عروسک هایش به رختخواب میرود ! و کسی حق دست زدن به این دردانه ها را ندارد... که بی شرمانه لباس دخت پیامبر را به سخره میگیرد آن هنگام که چون آهویی تیزپا می دود... و چادرش نیز سوار بر بادی روان، به گرد پایش هم نمی رسد ! نه آنکه نخواهد برسد که نمی تواند برسد... و هر دو اینها، پشیزی ارزش قائل نیستند برای شمایی که شصت هفتاد سال عمر کرده ای ! که سال ها در حوزه علمیه، در محضر رهبرمان، خاک درس خارج و اخلاق را خورده ای ! که عمری به امید خدمتی هرچند ناقابل، با خواندن بی وقفه، ارشد و دکترا گرفته ای ! که چهار لباس بیش از این جوانان پاره کرده ای ! تا حداقل حرمت این سن و سال را نگه بدارند... ! اما با بی حیایی تمام در چشمهایت زل می زنند که نیازی به تجارب و دانش شما نداریم ! که شاید ما نخواهیم راه شما را برویم ! که دیگر سن و سالتان گذشته است ! و سخنانتان ناپیدا و ناخواناست... که اصلا نمی خواهیم بشنویم ! و میخواهیم گناه کنیم... این ها حرف نوجوان کوچه و خیابان نیست. حرف مسئولینی است که گمارده اند ! برای مسئولیت های بسیجی محور. یادشان رفته است، جوان زمان جنگ تحمیلی اگر مسئولیت فرماندهی گردان را می پذیرفت پیش از آن با خودسازی، به تواضع رسیده بود. تواضع و فروتنی که سبب وحدت و همدلی است ! با مدیریت هیجاناتش، سعه صدر می آموخت. جمع کثیری را نه مدیریت که رهبری می کرد. و برای سربازانش هم پدر بود، هم مادر... ! اما اینک اگر در نهایت احترام و صمیمیت از سر دلسوزی، تنها نقدی دوستانه کنی متهم خواهی شد به توطئه و خیانت ! به عدم شناخت فعالیت و کار تشکیلاتی ! به مختل نمودن نظم و سلسله مراتب ! یا به انجام فعل حرام و گناهی کبیره... به جهت صحبت با برادر یا خواهری آنهم با رعایت شئونات اسلامی ! البته در ملاء عام و روز روشن.
از آن طرف نیز بسیار التماس می کنی که تو را به امام حسین فقط بگذارید، که بیایم که بشود که فقط کار کنیم. بی هیچ مزد، سمت و انتظاری ! اما به سخره ات می گیرند... که ببین من در این سی سال چه کرده ام که اکنون تو میخواهی انجام دهی !؟؟؟ که خام، جوان و بی تجربه ای... انگار فراموش کرده اند سن و سالشان در آغاز، وسط و پایان جنگ را... و ناجوانمردانه همواره تو را ... با توهین، تحقیر و تمسخر دست می اندازند ! در نهایت نیز با وقاحت تمام، بلاکت می کنند ! مسئولینی که به دلایل قابل یا غیرقابل قبولی در رسیدن به تمام اهداف و آرمان هایشان یا شهادت و وصال امامشان جامانده اند. و شاید چون جمعی از هم قطارانشان، پشیمانند از طی این مسیر 46 ساله ! و سعی در پیاده شدن دارند... اکنون نیز مستاصل یا ناراحتند از تماشای رویا و شور و شوق جوانیشان در فرد دیگری ! و حالا نیز تنها کاری که ارضایشان می کند تحقیر، توهین، بلاک و قطع تماس است بماند که خجالت از خدا و اهل بیت، نه بلکه از سن و سالشان نمی کشند ! که بلاک کردن، کار دختران نوجوان گذشته است که تنها به لبخند یا نگاهی، سرخی می نشست بر گونه های زیبا و هلو مانندشان... البته منظور دختران امروز و فردا نیست ! که سالم و نجویده، قورتت می دهند... اگر هم راه و هم کلامشان شوی ! در هر صورت خدایا، دیگر کم آورده ایم... خسته ایم، درمانده ایم و بیش از همه شرمسار نگاه مهدی فاطمه ایم... که نمی گذارند که نمی توانیم. با آنکه می خواهیم... لعنت به این دنیا و نالایقانی که اینچنین پست فطرت اند ! لعنت به مسئولینی که سزاوار جایگاهشان نیستند. مناصبی که خون ها به پایش ریخته شده است و انسان های بزرگی بر آن تکیه زده بودند... اما اکنون هر چه گرگ، خوک و خروس است بر آن لم داده اند و جای خوش کرده اند ! و به خون شهدا خیانت می کنند...