•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠٠•
Part ②①②
_ معذرت می خوام..
از جلوی من رد شد و رفت به طرف میز خانم هاشمی.
_سلام.
چقدر صداش آشنا بود! کجا شنیده بودمش؟
خیلی مهم نبود..به هرحال لابد داخل سخنرانی های دانشگاه شنیده بودم.
رفتم بیرون.
داشتم دور می شدم که حرف خانم هاشمی نظرمو خیلی جلب کرد.
مرضیه: برای چی اومدین اینجا آقای..
همون لحظه ضربه ای بهم خورد و افتادم زمین.
به اینور و اونور نگاهی کردم و یه دختری که بهش می خورد همسن و سال خودم باشه دیدم.
•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠٠•
@SAHEL1289
•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠٠•
Part ②①③
چندبار پلک زدم و کیفمو از رو زمین برداشتم.
چادرمو جمع کردم و بلند شدم.
اونم سریع بلند شد و عینکشو روی صورتش مرتب کرد.
_ببخشید!
ساحل: خواهش می کنم.
ببخشید شما؟ آشنایید..
_سمیه قاسمی هستم. داخل کلاسها دیدمتون.
ساحل: آها بله..شناختم.
سمیه: با اجازه.
ساحل: بفرمایید.
رفتم از سالن بیرون و روی یه صندلی نشستم.
انگشترو از تو کیفم در آوردم و بهش نگاه کردم.
ساحل: خدایا! کاش اون مرد هرجایی هست سالم باشه و بتونم بهش انگشترشو بدم
•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠٠•
@SAHEL1289
•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠٠•
Part ②①④
نورا بهم می گفت که سعی کنم فراموشش کنم و ان شاءالله چیزی نشده..
اما نمی تونستم از فکر و خیال بیام بیرون.
خصوصا که انگشترش دست من بود و به هیچکس هم نگفته بودم.
گاه گاهی به فکرم می زد برای انگشتر آگهی بزنم ولی با خودم می گفتم اگه اون افراد یا یارانشون ببینن یا بقیه از قضیه بویی ببرن ناجور بشه..
اما این اتفاق خیلی روحیات منو به بازی گرفته بود و مدام پیگیرش بودم.
خانم هاشمی هم پیگیری می کرد با کمک آقای ابراهیمی.
اما خبری نشد که نشد.
و من تصمیم گرفتم این اتفاق و انگشتر رو داخل قلبم برای همیشه نگه دارم تا شاید اتفاقی افتاد، معجزه ای شد یا خدا نظری کرد و من به طور اتفاقی اون مرد رو دوباره دیدم.
اما با این وجود دعای سلامتی اون مرد روی زبونم بود.
اون آقا، جون منو نجات داده بود و معلوم نبود چه بلایی سر خودش اومده!..
•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠•٠٠•
@SAHEL1289
خب..
جایزه بارون رو تموم کنیم😂😀:)
که این یه هفته منفجر شده اکانت روشنا😮💨
ولی دم معرفتتون گرمم
دیگه فعلا جایزه اینا نداریم 🎀
قول آماری دوتا عکس از اجرا رو که گذاشتم؛ فیلم و عکسی که به عنوان جایزه دادم بهتون رو هم قول آماری می کنم که بقیه هم داشته باشن😄👐🏻
خلاصه بمونین پیشمون که سال جدیدو پر قدرت شروع بکنیم و ادامه رمان جذابمون هم پیش بره ان شاءالله 🤲🏻🫂🫀>>